لطفا نظرات فراموش نشه???
یه نظر سنجی دیگه تو این داستان آیا میخواهید تیم آخرین قسمت بمیره یانه؟ لطفا تو نظرات بنویسید. خب خدارو شکر سالم رسیدیم پاریس . اه خیلی خسته ام . خب بالاخره راننده شخصی تیم رسید ما با آدرین خداحافظی کردیم و رفتیم به سمت خونه هامون.(حالا می پرسید آدرین کجا رفت؟اون باراننده شخصی خودش رفت خونه شون). اول آلیا و نینو رو رسوندیم و بعد من رفتم خونه . رسیدیم دم در خونه از تیم خداحافظی کردم و ساک هام رو برداشتم و رفتم خونه و پریدم رو تخت و خوابیدم
صبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بلند شدم نمیدونم چطور هیچوقت صدای گوشی منو بیدار نمیکرد ولی ایبار فرق داشت امروز بعد از مدرسه با آدرین قرار داشتم فکر کنم دلیلش همین بود
امروز بلند شدم و رفتم مدرسه وقتی وارد مدرسه شدم همه دورم جمع شدن . می گفتن مرینت خداروشکر از تصادف جون سالم به در بردی. من خیلی تعجب کرده بودم
و بهش گفتم کی اینو بهتون گفته اونا هیچی نگفتن ولی دیدم آلیا خیلی مشکوکه و فهمیدم کار خودش بوده???. بعد از اینکه دورم خلوت شد رفتم پیش آلیا و بهش گفتم
تو به بچه ها گفتی من تصادف کردم اونم اولش گفت نه ولی خیلی ضایع بودش . بهش گفتم پس کار کار خودته??? اونم گفت کار منه نتونستم جلوی خودمو بگیرم
بعدش دیدم آدرین اومد تو مدرسه آلیا زد تو شکمم و گفت عشقت اومد ولی من اصلا بهش توجه نکردم و فقط به چشای قشنگش نگاه میکردم. اون اومد پیشم و سلام کرد منم گفتم سلام دیدم آلیا گفت من میرم پیش نینو. از دیدآلیا رفتم پیش نینو و بهش گفتم
نینو خیلی عجیبه چرا مرینت دیگه با لکنت با آدرین حرف نمیزنه و آدرین چرا تا وقتی اومد تو مدرسه رفت پیش مرینت؟ نینو گفت آره راست میگی. منم گفتم یه خبرایی هست
من گفتم اون دو تا خیلی مشکوک میزنن چون تو بارسلونا با هم دیگه رفتن بیرون و آدرین بیشتر از ما میخواست پیش مرینت بمونه
رفتم پیش مرینت و بهش این ماجراهای آدرین و مرینت رو بهش گفتم اونم که دیگه نمی تونست الکی بگه مجبور شد اعتراف کنه منم که داشتم شاخ در می آوردم رفتم پیش نینو و همه چیز رو بهش گفتم
دیگه موقع اون شده بود که بریم سر کلاس من رفتم بالا ولی نرفتم تو کلاس چون یه صحبت هایی با خانم بوستیه داشتم. از دید مرینت: رفتم بالا ولی دیدم آلیا دم در وایستاده شک کردم ولی رفتم سر کلاس بعد از چند دقیقه خانم بوستیه و آلیا اومدن تو و خانم بوستیه گفت مرینت تو جات رو با نینو عوض کن من خوشحال شدم و رفتم پیش آدرین نشستم .یادتون باشه که تو نظرات بنویسید که آخر تیم بمیره یا زنده بمونه. یه پایان تلخ با کمی شیرینی تو تهش یا کاملا شیرین شیرین؟ لطفا نظرات فراموش نشه???
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
شیرین شیرین
نهههه نکشششش
تيم نميره يه دختر بيار با تيم دوس شه گناه داره همه جا تنهاست
نه تیم نمیره
فقط بهتره همه ی اعضای تیم شرور بشن و هویت همه شون لو بره یا یه همچین چیزایی؛ چون بهتره هیجانش بیشتر بشه
عالی نه تیم رو نکش گناه داره
اگه بکشیش با من طرفی ولی دمت گرم چی نوشتی عاشقتم
شیرین شیرین باشه
آخره داستان یکم یکم غمناک و شیرین خیلی شیرین باشه
نه تیم نمیره مثلالایلا دوست دخترش بشه
واقعا لالیا؟؟ دشمن خونی تیم لایلا هستش این چطور ممکنه
خب یک ادم به نام ماریا درست کن بشه دوست دختر تیم مثلا قبلا هم کلاشی بودن بعد بچه بیارن
همه نظرات رو خوندم و ممنونم که نظر دادید