نام قسمت:روح ضد آتش
خب بعد از ۱۵ دقیقه رسیدم به پنکیک فروشی گابریل.من:((گابریل گابریل.کمک!))روی در دیدم نوشته:بخاطر مهمانی امروز تعطیل است.من:((به خشکی شانس.حالا باید برم توی عمارت روح گوجه پیداش کنم.اگه نابود نشده باشه.))
۵ دقیقه بعد... من:((خیلی خب ۱۰ دقیقه دیگه تا عمارت راه دارم.))یه صدا:((سلام.))من خشکم شد.پشت سرم رو نگاه کردم.روح گوجه!فرار!سریع دویدم ولی روح گوجه با شمع خودش سریعتر میدوید.من:((برو!))روح گوجه:((میگیرمت!))
بالاخره به عمارت رسیدم و رفتم داخل.هنوز پر شمع بود و خونه آتیش گرفته بود.باید زودتر گابریل رو قبل از اینکه خودم نابود بشم پیداش کنم.تو آشپزخونه نبود.تو استخر نبود.تو اتاق خواب نبود.تو چرخ و فلک نبود.توی کمد هم چک کردم..بود
من:((تو کمد قایم شدی؟))گابریل:((روح لیموناد؟ولی روح آب پرتقال خودش بهم گفت تو نمیای مهمونی.))من:((و کار درستی کردم حالا به جای تو کمد قایم شدن بیا فرار کنیم که الان کاملا نابود میشم.))خوشبختانه تونستیم از عمارت بیرون بریم.
من:((چیز بدرد بخوری داری تا روح گوجه رو شکست بدیم؟))گابریل:((خوشحالم پرسیدی.بیا دنبالم.))من و برد به پنکیک فروشیاش.رفتیم داخل.گابریل یه آتش انداز دراورد.من:((وایسا ما میخوایم با یه آتش انداز باهاش روبرو بشیم؟))گابریل:((آره.مشکلش چیه؟))من:((۲ مورد داره.مورد اول اینه که ما به آتیش نزدیک بشیم نابود میشیم.و درضمن روح گوجه کل مدت با شمع میگرده چیزیش نمیشه.))
فرصتت
فرصت
دیر گفتی ببخشید
نه بابا چالش بلاگ بود قربونت🤝
هاهاهاهاها هاهاها🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
پیو🔫