لذت ببرید
از سر جام بلند شدم ! خودم تکوندم ، خوب آرتمیس بیا باهم بلندش کنیم اهم عزیزم من روحم جسم ندارم متأسفانه این خرس من نمی تونم بلند کنم ( آرتیمس ) جدی؟! یعنی این آدم من بلند کنم والا بلند کردن گوریل هم راحت تره ..... عرررر.... و در آخر من بیچاره یک نفره آملیا بلند کردم بیشتر خر سواری بهش دادم تو این مدت هم ، همش این شیطان رجیم. آرتیمس می گفت آفرین خر شیطون سواری بده ، خر شیطون ، خر شیطون نای.. نانای ( آرتمیس ) به طور آهنگین هم می گفت هم تشویق می کرد هم رو مخم می ره. آرتیمس حالا بگو ببینم چرا از خاندان اورت می ترسی؟
حقیقتش بگم ؟! آره بگو ! خوب، خاندان اون با خانواده من دشمن هستند و یه جورایی من از ریس این خاندان یعنی ، پدر این خرس می ترسم . وقتی اولین بار دیدمش فکر کردم کنگ*ستر هست! اولین بار که دیدمش یه مرد قد بلند چهار شونه که لباس دریا نوردی پوشیده .. یعنی انقدر دراز بود که دو روز تموم گردن درد گرفتم رونیکا ..... (آرتیمس ) آهان چه جالب عجیب که با خاندان آملیا دشم*نی چونکه فقط یک خاندان بود که با اون ها دشمن بودم اونم ...... وایسا ببینم دست آملیا بیهوش ول کردم با کله خورد زمین یا استخودو س مق-دس! عرررر بچه مردم رب گورجه کردی !! ( آرتیمس)
این جمله آرتیمس با جیغ گوش ک*ر کن گفت انگار کف*ری شده بعد من بلند تر گفتم یعنی تو یه روح قدیمی از خاندان شمشیر ماه هستی ؟! یکم آرتیمس صداش صاف کرد جواب داد اهم..... درستش خاندان شمشیر الهی ماه هست ... ( آرتیمس) آخر جمله با غرور افتخار گفت.! بعد رو بهش کردم نکنه تو یه روح صد ساله هستی هههه مادربزرگ؟! لحن آرتمیس عوض شد با حرص جواب داد بابا بزرگ من روح صد ساله نیستم بعد هم اینجوری باید از مادربزرگم سنم زیاد تر باشه ، من فقط...... (آرتمیس) لحنش به غمگین تغییر کرد با بغض ادامه داد
من فقط.... دو ساله تو این حالت گیر افتادم... هق.. هر لحظه برام عذاب آوره......نه می تونم..هق... نه می تونم حس کنم، بو کنم ، کسی جز خانواده.آروت که؛ اون نفرین دارن، خاندان من فقط بلدن مبارزه کنند ، اونم مبارزه با حرکات رقص....... (آرتمیس) حسش درک می کنم ، اینکه نا امید بشی خیلی بده دار از اون هر کاری کنی ولی جواب نده هست لبخند زدم گفتم به هر حال خاندان تو مهارت فوق العاده زیبای دارن کاری می کنم که به جسمت برگردی ولی یه شرط داره با صدایی گرفته ، دماغ گرفته جوابم داد چیی می تونی چه شکری بخوری ؟! بعد شرط تو چی هست ؟! فقط وحشت ناک نباشه !! ( آرتیمس) ههههه چرا وحشت ناکه فکر های شیطانی ! با این جمله حس کردم مو به تن آرتیمس سیخ شد، خدایا از دست این شیطان پدر گوجه به سوی تو می آیم ، درضمن حاج خانم نمی خوای این بنده خدا نیمرو شده ، بلندکنی مطمئن هستم استخوناش نیمرو شده ( آرتمیس) قبل از بلند کردن آملیا روبه روی جای که فکر می کردم آرتیمس ایستاده روم برگردوندم با لبخند ملایم بهش نگاه کردم شرط اینکه زمانی که بهتر شدی رقص مهتاب ابدی انجام بدی باشه ؟! چیی اون رقص افسانه ای بگو خر بشم آسون تره...ولی ...باشه انجام میدم ... فقط اگر وسطاش با خاک یکی شدم می کشمت ( آرتمیس).. باشه دختر هرچی تو بگی ...ههه بزن بریم با این خرس گند..
این قسمت اینقدر خنده دار بود همش دارم جلو خودمو میگیرم 😂
عالی بود خسته نباشی