قسمت اول
خیلی از وقت ها برای اسمم ناراحت خشمگین بودم مادر بزرگم نفرین می کردم ؛ از مادرم هم متنفر شدم ، که چرا جلوی مادربزرگم نگرفت تا این اسم رسمی کنه می تونست دعوا کنه از حق بچه اش دفاع ولی ؛ موقع شنیدن خبر فوت مادرم اون از من متنفر. شد من از هر دو طرف رها شدم
دینگ.... دینگ...(صدای ویور گوشی ) آه موقع خلصع هم یکی باید مزاحم بشه ؟! سرم چر خوندم گوشیم به دست گرفتم ببینم کی هست چرا بهم زنگ زده . نصف سال هیچ کسی بهم زنگ نمیزنه ! شماره ناشناس؟! رو قسمت سبز زدم تا جواب بدم سلام بفرمایید!؟ (صدای خشک ) چرا انقدر خشک حرف میزنی انگار که کتاب سنگدل باید به یکی دیگه تحویل بدم عمو ادوارت ؟! عجبی اسمم گفتی برادر زاده نمی خوای بیای بیرون این کادو از عموی پیرت بگیری چییی؟! سریع گوشی انداختم زمین سمت در رفتم با اینکه نزدیک بود لبه میز شکم منو سفره کنه سالم رسیدم به دم در
با شادی تموم در باز کردم نور کور کننده ای تابید اما روبه روی من عمو ادوارت قرار داشت مرد لاغر با کت شلوار صورت رنگ پریده موهای مشکی که لباس شلوار سفید پوشیده چشمای سرخ عمو مثل جواهر می درخشه بیشتر کتاب بدون کفش سمت عمو رفتم سریع پریدم بغلش بلند گفتم عمو ادوارت!! پدر صلواتی اسمم نگو نپر خرس گنده !! میدونی که من لج بازم ههههه
عمو ادوارت یک مرد عادی نبود اون فقط 21 سالشه چهره صورتش باعث میشه یک لحظه فکر کنی یک خون آشام جلوی چشمات ایستاده ! از بچگی عمو ادوارت بتمن خوب رفتار می کرد حداقل اسمم نمی گفت برعکس همه اونا !
کلا هیچ کسی با من حرف نمیزنه چونکه اسمم معنی شیطان میده قبلاً بخاطر اسمم خشمگین میشدم کار های خسارت آوری انجام میدادم تا اینکه عمو ادوارت منو دعوت به یک دعوا کرد. هم من زدمش هم اون بعد از اینکه زدمش آروم شدم ؛ گریه می کردم هم شد بهم نگاه کرد با یک لبخند ملیح حالت نرم جمله ای گفت که باعث شد زندگیم تغییر کنه
هرگز به حرف آدم های ضعیف توجه نکن اونا از ترس شوند این کلمات میگن !! با اینکه چند سال می گذاره از این خاطر هنوز جایی چاقوی که زدم به عمو روی ابرو هاش مونده ! فکر می کردم عمو تا همیشه در کنارم هست اون روز بهترین روز آخرین روز خوش من بود
خیلی بنظرم داستانی که نوشتی قشنگ شد اگه ادامه بدی کتاب خیلی خوبی میشه😀
لطفا یه ذره غلط های املایی رعایت کن ولی قلمت خوبه خواننده راحت ارتباط میگیره
عزیزانی که قسمت اول خوندن دوست داشتند قسمت دوم هم نوشته ام ، اما نمیدونم چرا در قسمت داستان نیست
ممنون
خیلی خوب نوشتی دستت طلا✨✨✨✨