سلام. راستی جواب سوالی که کی پشت این ماجرا ها بود رو ندادم. واسه همین الان میدمش
از زبان؟؟؟: همه جا رو گشتم دنبال اون دوتا. حالا به همین راحتی از دستم فرار کردن. ضربه ای به صورت تیرانداز زدم. _: یعنی نمیتونی بهتر نشونه بگیری احمق🤬🤬🤬؟ تیرانداز: معذرت میخوام ارباب مفلیس. از زبان نویسنده:بله! کسی که پشت تمام این ماجراها بود، کسی نبود جز مفلیس تاریکی. مفلیس ارباب جهنم بود و یکی از برترین ابر قدرت ها. اون قدرت تاریکی داشت. اما برای چی دنبال سونیک و سونیا بود؟ کی میدونه؟ شاید در ادامه بفهمیم. البته تا راز طوماری که سافاری گفت رو کشف نکنن، نمیشه کاری کرد. اما اون طومار کجا میتونه باشه و چه رازی رو در خودش پنهان کرده؟......
از زبان سونیک: آروم چشمامو باز کردم. سرم بشدت درد میکرد. یکم گذشت تا همه چی یادم بیاد. آتیش.... خانوادم... قبیله.... سونیا! یعنی واقعا تو یه لحظه، همه چی رو از دست دادم. سرمو میون دو دستم گرفتم و شروع کردم به گریه. از ته دلم زار میزدم و ناراحت بودم. قلبم خیلی درد میکرد و حالم داشت بد و بدتر میشد. بدنم میسوخت و داشتم از تب هلاک میشدم که یدفعه صدایی شنیدم..... _: دکتر! بیدار شد! ( یه پرستار) مردی که فهمیدم یه دکتره، سریع اومد و کنارم نشست. با مهربونی بهم نگاه کرد و دستمو گرفت و آروم کمرم رو ماساژ میداد. دکتر: نفس عمیق بکش! آروم باش! چیزی واسه ترسیدن نیست. جات کاملا امنه. صدای گرم و آرومی داشت. بعد از اینکه حالم بهتر شد، گفت: الان بهتری؟ سرمو تکون دادم. من: فقط یکم سرم درد میکنه. راستی، اینجا کجاست و از اون مهمتر، شما کی هستین و کی منو آورده اینجا؟ دکتر: معلومه حالت حسابی بهتره که اینقدر سوال میپرسی. خیلی خب منم ازت سوال دارم اما اول سوالاتو جواب میدم. اول اینکه اینجا قصره و دوم اینکه اسم من کایسل هستش و دکتر اینجام. سوم اینکه شاه و ملکه تو رو اینجا آوردن.....
من: هااااااااااااا؟! کی آورده!؟ اخخخخ. اینو که گفتم گلوم درد گرفت. کایسل( به جای دکتر اسم خودشو میگم): آروم! الان میگم بیان بهت توضیح بدن. اینو که گفت خیلی ترسیدم و تا خواست بره، دستشو گرفتم. من: نم...نمیشه نری؟ من میترسم. کایسل: باشه نمیرم. به پرستار میگم بره. پرستاره از اتاق رفت بیرون. کایسل: خب حالا نوبت منه که سوال بپرسم. اسمت چیه؟ خانوادت کجان؟ و چه اتفاقی واست افتاده؟ من: اول اینکه اسمم سونیکه.دوم اینکه خانوادم رو یکم پیش از دست دادم. سوم اینکه..... تا خواستم بگم در باز شد و.......
تمام شد! امیدوارم خوشتون اومده باشه. پارت ویژه بعدی آخریه و بالاخره به زمان حال و پارت ۵ میریم. بای👋🏻👋🏻👋🏻
نظرات بازدیدکنندگان (0)