4 سال پیش 6 اسلاید 702 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (61)
  • همیشه بعضیا بودن که من نابود کردن من هیچ وقت کسی نبخشیدم تا جای دیش میرم که اونا به پام می افتن میبخشم ولی هنوزم اون کینه تو دلمه

    • زارت

  • درستهه کاملا درسته حرف حق

    • 👏👏👏👏👏👏👏👏

  • همه ی ما بدبختی‌های خودمون رو داریم چه اول چه آخر تازه ماها تو سن بلوغ هم هستیم اینجور فکر ها و به محبت نیاز داشتن ها عادیه خودتونو نبازید

  • راستی آتنا فالویی بفالو

  • من بچه اولم و آخرم ☺
    وقتی کوچیک بودم هیچ وقت خواهر یا برادر نخواستم الانم نمی خوام دلیلش خیلی زیاده مثل : توجه بهت نمی کنن ، می گن تو الگویی ، اینکارو نکن ازت یاد میگیره و ..................

  • هی روزگار 😧

  • تبعیض قاعل نشین من فرزند دومم همه اینارو دارم.!

    • این فکرو نکن اگه پسری اگه دختری پدر و مادر ها بچه هاشون رو به یک اندازه دوست دارن ولی برادر کوچکتر نیاز داره به توجه بیشتر مگرنه با کمبود محبت مواجه میشه

  • کاملاموافقم👍💔ول‌توی‌خانواده‌های۳نفره‌واقعا‌بچه‌وسطی‌بدبخت‌تره😔😔😔

  • همش هم کمتر از یک هفته خب یه هفته کمه بعد تابستون اصلا نمی ریم تا بچه بودم اوضاع خوب بود درسته بابام اذیت می شد ولی باز بهتر بود پیش دوستام بودم ولی الان هیچ کی ندارم دلم خیلی برای دختر عموم تنگ شده ولی نمی تونم ببینمش تا سال دیگه نمی تونم این جوری زندگی کنم

  • من پدرم نظامی همش از یه شهر میرفتیم به یه شهر دیگه من رفیق زیاد ندارم فقط یدونه رفیق الان دارم که خیلی صمیمی نیستم باهاش همش با دختر عموم و دختر داییش جورم خب می دونن من دسوت دارم برم شهرستان ولی میگن نه درسته که براشون مهم ولی به خدا نمی تونم تا الان از وقتی کرونا اومد همش عید نوروز میریم شهرستان

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.