سلام این اولین پستم با موضوع داستان هست . امیدوارم خوشتون بیاد 💗🥹
یه اژدهای کوچیک با پولک های سبز و چشم های قرمز به اسم توالایت ( twilight) به دنیا اومد ، اما بین اژدهایان آتش . اژدهایان آتش معمولا پولک هاشون قرمز و نارنجیه به خاطر همین توالایت کوچولو رو مسخ*ره میکردن و اونو نح*س میدونستن چون اون پولک هاش سبز بود و نمیتونست آتیش درست کنه . اما یک نفر بود که توالایت رو دوست داشت ، خواهرش . اون هم یه اژدها با پولک سبز و چشم های سیاه بود . اسمش آرورا (aurora) بود ، اون همیشه مواظب توالایت بود .
آرورا ۱۶ سال از توالایت بزرگتره و البته شاخ هم داره به خاطر همین اژدهایان اون رو از برادرش مفیدتر و قوی تر میدونن . راستی توالایت بال های کوچیک داره و شاخ نداره ، آرورا هم فقط شاخ داره . توالایت که الان یک سالش هست به خاطر حس کنجکاوی بیش از اندازه ای که داشت ، همش تو جنگل پرسه میزد و کارای خطرناک می کرد و آرورا مجبور بود همش حواسش بهش باشه . یک روز توالایت به جنگل ممنو*عه رفت به یه دریاچه کریستال رسید . کنار اون دریاچه پر از کریستال های براق بود . توالایت کنار دریاچه رفت تا کریستال ها رو نگاه کنه اما یهو افتاد داخل آب. ارورا که از دور داشت میومد تا توالایت رو از اونجا ببره ، دید که توالایت افتاد تو آب و رفت نجاتش بده ...
آرورا و توالایت از آب اومدن بیرون ، اما به شکل جدید . 😦 اونا به انسان هایی که بال یا شاخ و دم اژدها دارن تبدیل شدن . توالایت و آرورا خیلی تعجب کردن و متوجه شدن این جادوعه دریاچه هست✨️🪄 . آرورا توالایت رو دع*وا کرد و بعد به سمت قلمرو ی اژدهایان آتش راه افتادند ؛ اما اژدهایان این بار بیشتر از قبل اون ها رو طرد کردند و اونا رو از قبیله اخراج کردند 🥺. توالایت و آرورا راه افتادند و به یه کلبه تو جنگل کنار دهکده انسان ها رسیدند ...
توالایت از اینکه دوستای جدید پیدا کنه خوشش میاد ، پس چند باری به دهکده میرفت ؛ اما هر بار انسان ها اذی*تش میکردن ، حتی براش تله میذاشتن و آرورا نجاتش میداد .
عالی
عالی بوددد