های گااااااااااایزز
پاسفیکا در عمارت را باز کزد و خندش گرفت گفت به به میبینم روستایی و چیپس اینجان میبل
کنترلش را از دست داد داد کشید احمق احمق از زبان پاسفیکا اون داد میکشید به من بگی روستایی بیل پدرت را در می اوردمتوجه شدی یانه ارام گفتم بیل چی شده تو اسیر میکردی اسیر نمیشدی بیل با ترس گفت همش تغصیر اون پاینزه دیپرو میگم میبل شنیده بود چون داشت هوار میکشید بیل احمق مگه بهت نگفت نگی پاینز ها؟ امیدوارم منضورت ارباب دیپر پاینز باشه در غیر این صورت دیپر پدرتو در میاره دفعه قبل درس عبرت نشده حالا کارتو بکن عما رتشون رو از انها بگی گفتم چچچچچچییییی
بیل ارام گفت اممم باشه اگه دیپر ولم میکنه باشه میبل دوباره نعره زد باید از خدات هم باشه اربابی به خوبی دیپر داری حالا برو بنیر اون قلعه کوفتی رو میخواهم بیل گوشاش رو میگیره میگه متاسفم اگه کنم ارباب دیپر بلایی به سرم میاره اون سرش ناپیدا و دا خل شد
با دو لگد خانوادم رپ انداخت بیرون میبل قه قهه میزد و میگفت به زودی یه دختر روستایی میشی
من گفتم نه نمیذارم عمارت مال منه میبل نگاهم میکنه میگه هه! اینجوریه؟ بیل لباساش رو عوض کن کاملا رو ستایی میشه هه هه هه هه بیل لباسهایم را عوض میکنه میگه شاهزاده میبل تمومه میبل میگه نه پرتشون کن جای دور یا با اربابت طرفی من پرت نمیشم ولی مادر پدرم پرت میشن
میبل میگه بیل احمق اونو پرت نکن باهاش کار دارم
دوستان پارت تمام شد
شوخی کردم بابا کجا
میبل با قدرتش پاسفیکا رو میگیره و میگه حق نداری حرف بزنی قرار بمیری نورس ورست
اتمام واقعی
داداشم ببخشید میگم اما توصیف رو یکم خوب کن
الان نفهمیدم ی به کیه
یکم توصیف رو خوب کنی عالی میشه
مرسی من داداش نیستم و باید بگم این تست حالاحالاها تموم نمیشه تازه به ایمیل الکس هیرش اینارو اینگیلیسی میفرستم چند بار جواب میده