پارت دوم 😏👏🤙
مرینت:داشتیم حرف میزدیم که یدفعه صدای انفجار اومد من سریع رفتم تو دستشویی قایم شدم و تبدیل شدم ادرین : صدای انفجار خیلی بلندی اومد سریع رفتم پشت مدرسه تبدیل شدم
لیدی باگ : رفتم سر پشت بوم مدرسه دیدم دست گل هاک ماث نیست قضیه از این قرار بوده دوتا ماشین بهم میخورن یکی از ماشین میره تو شیشه یکی مغازه های دور اتراف و بله
بله دو تا ماشین بهم خوردن اون ماشین او یکیه رفته تو شیشه مغازه 😅🤙خوبییییی دایییی😂😅ماشین ترکیده خدارو شکر راننده ماشین از ماشین پریده بود بیرون خونه هم کسی داخلش نبوده کت نوار : تارسیدم دیدم لیدی خان 😅تمام کار هارو انجام داده
لیدی باگ: دیدم کت نوار وایساده سر ساختمونی داره منو نگاه میکنه رفتم پیشش گفتم وقت کار بخیر😅🤔 بایه چهره بی حوصله نگام کرد گفت تو که همه کارارو انجام دادی چه نیازی به من منم گفتم خنگول واسه خودت میگم فردا رسانه ها واست یک کلاغ چهل کلاغ کننن
کت نوار : لیدی باگ هی داشت حرف میزد منم اصلا حوصله بگو مگو نداشتم بهش گفتم باشه چشم جناب سرهنگ ولم کن من رفتم لیدی : دیدم کت یهو پرید وسط حرفم و رفت ازش ناراحت شدم ولی تو دلم گفتم ولش کن ادرین : رفتم پشت مدرسه تبدیل به خودم شدم به پلک قبل از اینکه بگه کممبر یه قالب گنده کردم تو دهنش 😅😁🤪 اونم ساکت شد فهمید اعصاب ندارم رفت تو کیفم ادرین : داشتم راه میرفتم که یهو ............
هاهاهاهاها دوباره جای حساس کات کردم😅😂😅😂😅 اره دیگه خیلی خیلی دوستون دارم لایک کامنت فراموش نشه حتما حتما چنل فالو کنید خیلی دوستون دارم پیس اوت😍😍🤭😎🙃
فوقالعاده بود ❤
خیلی دشنگ بودس:sparkling_heart:
😂😂🤙