اینم از قسمت دو ببخشید اگه دیر شد...
پسر جلو اومد و کنارم نشست. اصلا براش مهم نبود و نگاهمم نمی کرد. اولین باری که دیدمش با چشمای قرمز و وحشیانه بود و حالا با چشمان ابی جذاب تر از هرکسی بود... همه دخترا عاشقش بودن و براش میمردن... زیر چشمی نگاهش کردم موهای قهوه ای پررنگش با چشمای ابیش جذاب ترش کرده بود پوست سفیدی داشت و لب هاش از هر دختر دیگه ای قرمز تر بود حتی بدون رژ . لباساش مثل ادم کش ها وباحالا بود ژاکت مشکی و بلیز سفید با شلوار مشکی که کمی پاره پاره داشت... همینطور محوش بودم که یهو معلممون صدام زد و داد زد : خانم کراس ! جواب سوال 2! شوکه شدم حواسم اصلا به درس نبود... فکر می کنین چی بگم؟
^^^ واقعا که از کلاس برو بیرون !!! @@@ گریه نداره خانم کراس می خواستی گوش کنی از کلاس برو بیرون!! *** خانممون عصبانی میشه و داد میزنه پس نمی دونی؟! حواست کجاست/؟؟ همین حالا برو بیرون!!! *^@ رفتم بیرون اصلا حواسم نبود به درس فکر نمیکردم همین اولین روز از کلاس بیرونم کنن. اصلا دست خودم نبود ولی گریه کردم... زنگ خورد و همه اومدن بیرون . دختری به سمتم اومد قدش یکم از من کوتاه تر بود و موهاش پسرونه و سیاه بود چشماش ابی بود لباس صورتی و سفید پوشیده بود. اومد سمت و گفت : سلام... تو شاگرد جدیدی؟ گفتم : اره ... و سرمو پایین انداختم... گفت نگران نباش معلممون یکم سخت گیره اسمم مکسه. «« مکس توی اسم های خارجی هم پسر و هم دختره و این یکی دختره »» منم گفتم : خوش بختم منم اری هستم. مکس خواست صحبت کنه که یهو اون پسر که بقل دستیم بود اومد بیرون و با موبایل سرشو گرم کرد همه ی دخترا به سمتش رفتن .... من که درمورد اون پسر کنجکاو بودم چون یه بار هم به صورت خون آشام دیده بودمش از مکس پرسیدم : تو اون پسر رو میشناسی؟ گفت : اره اسمش گابریل هست همه ی دخترا خواستن باهاش باشن ولی بیشترشونم نتونستن. به نظر من که پیشش نرو قیافش خیلی جذابه ولی خیلی سخت باهاش حتی میشه حرف زد و همیشه دل شکننده جواب می ده یا حتی حرص درآور...
قبول کردم و به سمتش نرفتم وقتی زنگ خورد به خونه هامون رفتیم منم رفتم. _ سلام مامان _ سلام اری خوب شد اومدی! می خواستم چون همسایه های جدید اینجا هستیم به همسایه مون این شکلات ها رو بدی ! _ باشه الان .» وقتی لباسم رو عوض کردم پیش مامانم رفتم و شکلات ها رو گرفتم رفتم بیرون . فقط یه همسایه داشتیم چه خونه ی بزرگی بود! حتما خیلی پولدار بودن. جلو رفتم و در زدم. کسی در رو باز نکرد... که یهو صدای قدم زدن کسی رو شنیدم... فکر می کنین کی بود؟
برگشتم و گابریل رو دیدم!!! داد زدم : تو اینجا چی کار میکنی!!؟؟؟ یکم فکر کرد بعد گفت : اممم توی خونه ی خودم چی کار می کنم؟؟؟ تو اینجا چیکار می کنی!!؟ با خجالت گفتم من من نمی دونستم خونه ی توعه.... گابریل هم بدون گفتن کلمه ای از کنارم رد شد و به خونش رفت. می خواستم بگم که وایسه ولی هم می ترسیدم هم غرورم نمی ذاشت چون توی کلاس اون حتی به من نگاه نمی کرد من بهتون نگفتم که من حتی بهش سلام کردم و اون بی توجه موند. من هم با عصبانیت از خونه شون دور شدم رفتم و تو شهر یکم قدم زدم... که یهو یه کسیو دیدم .... فکر می کنین کی بود؟؟
مکس رو دیدم. مکس گفت چه تصادفی اری! سلام! منم جواب دادم سلام. بعد گفتم : اممم میشه یکم شهر رو به من نشون بدی؟ من نمی دونم کجا باید برم... گفت ببخشید نمی تونم الان باید برم خونه و با عصبانیت گفت مامانم می خواد که اتاقمو مرتب کنم و با قدم های محکم ازم دور شد. خندیدم از روحیه ی باحال مکس خوشم میومد. بعد از دوساعت گشتن پاهام خسته شده بود و چشمام هم از خستگی خوب نمی دیدن از خیابون داشتم رد می شدم که یهو صدای ..... فکر می کنین چی بود؟؟
صدای بوق ماشین اومد که داشت به من می خورد جیغ زدم و قبل از اینکه ماشین بهم بخوره بیهوش شدم....
چشمام رو کمی باز کردم روی تخت اتاقم بودم ولی چشمام دووم نیوورد و دوباره چشمام بسته شد... بعد از چند دقیقه بیدار شدم از تخت بیرون پریدم هیچیم نشده بود با شوک گفتم من چطوری اومدم اینجا؟؟؟ یهو گابریل ظاهر شد و گفت مراقب باش همیشه من نیستم که نجاتت بدم و چشماش رو بالا انداخت. گفتم تو تو نجاتم دادی؟ گفت : نه پس... گفتم اما چطوری یه لحظه ی بعد قرار بود به ماشین بخورم ! گفت : همینطوری که یه لحظه ای تو اتاقت میام یه لحظه ای اونجا امدم. دهنم رو باز کردم که تشکر کنم ولی....
ولی همون موقع غیب شد ...
من هم خوابیدم و به اتفاقات اون روز فکر کردم... راستش سخت بود عاشق گابریل نشدن اون خیلی جذاب بود و تا الان دوبار نجاتم داده بود... به اینا فکر می کردم که خوابم برد .
صدای مامانم رو شنیدم که گفت اری؟ اری؟ شکلاتا رو دادی؟ و بعد به اتاقم اومد و وقتی دید خوابم ماچم کرد و بیرون رفت .... مرسی که تا اینجا خوندین ببخشید اگه قشنگ نبود=((( من سعیمو کردم.... اگه غلط املایی هم داشتم ببخشید . تا قسمت بعدی منتظر باشین!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام بچه ها
منم اونی که این تستو نوشته
بچه ها شاید دیگه نتونم بنویسم یه مشکلی پیش اومده ولی شاید بتونم یه روزی منتظر باشین
هنوز ادامه داره خیلی...
تا بعد
داستان قشنگ بود بیشترش شبیه فیلم گرگ و میش شده بودا ولی خوب بود کل تیکه های فیلم گرگ و میش اومد جلوی چشمم♥