سلامـــ سلامـــ کیوتا اومدم با پارت بعد داستانم 😉😊
ادامه از زبان مرینت:ـــــــــ که یهو 😐 یه نفر از پشت سر صدام زد........... برگشتم پشت سرم و نگا کردم 😰..... وای خدا چی میبینم فیلیکس 🙄........... گفت « بانوی زیبا به من افتخار رقص میدهید؟...... منم چون حوصلم سر رفته بود قبول کردم ـــ از اون ور کاگامی هی چپ چپ ما را میپایید و یجاش وایستاده بود......
ادامه از زبان مرینت { همانطورکه رقص میکردیم یهو ..................دیدم بقل شاهزاده آدرینم😯 جواب کردم ------------ زیر لبش گفت : پس پرنسس باشکوه توی باغ شما بودین 🤨----‐--که گفتم چی ؟..... گفت "... هیچی خوشحالم که افتخار رقص با من را دادید ...........
ادامه از زبان مرینت # با خودم گفتم ₩ولی من که نگفته بودم با من برقصه😕₩ ....... تو رقص هی دست به دست میشدم هی با فیلیکس هی با آدرینــ 🤯😵ــــــــــــــبعد از رقص همهــ دسر خوردیمــــ آدرینـــ با فیلیکس یجاش وایستاده بود و به همه با انگشت اشاره میکردن 😐😐
ادامه از زبان مرینت: بعد از جشن رفتم پیش مریدا ــــــــــــ هر چیـ در زدم جوابـــ نداد دوبارهـ در زدمــ میخواستمــ درو، باز کنمـ باز نمیشدـ،😥گیر کرده بود ـــــــــــ
ادامه از زبان مرینت "" جیغــ کشیدمــ کــــــــــمـــــــکــــــــــ 😫 از زبان راوی~بخدا گوشم کر شد چه خبرته😐~ عمارت از جیغ من لرزید، آدرین همون نزدیکیا بود سریع خودشو رسوند گفت&چیشده ـــــــــ ماجرا را گفتمــ ـــــــ گفت «پس چاره ای نداریم باید در را بشکونیمــــ ، چند تا ذربه زد تا اینکه موفقــ شد اما😲ـــــــــــــــــــــــــــــــ
پایان امیدوارم لذت برده باشید 🤗بزن بعدی چالش»»»»»»»
لیو هورا درست نوشتم😁😁
ماشالاهههههههه😄🤣
😂
ج چ: ستایش
💞
راستی عجقا پارت بعد و دوشنبه یا همین امروز یا سه شنبه بررسی و نشر میشه😁😁😁
اوکی
عالییییی
ج چ : نوا ♡ندا
😚😚😚خوبه بازم🤦🏻♀️😂
وای خیلی عالی بود
پینلر 😂در اصل پینار 😂😂
اخ آجیــ خودمیـ🌺خوبه بازم😅
اما اسمم نرجسه
💜💜💜
❤️❤️
نرس
😂😅👍خوبه
🤣🤣
عالیییییییی
ج چ:فاطمه
💗💗💗قلبتو قربونـــ 😐😚آفرینــ
ج چ : پدنباماصل:پرنیان🤣😐
😚😂خوبه بازم
ریحانخ
اسمم ریحانه عه
عالی بود
😅😅بازم خوبه 👍مرسی کیوتم🌹