مرینت فانستر ۲۰ ساله از زمان بچگی پدر و مادر شو از دست داده و با خانواده دایییش زندگی میکنه کودکی سختی داشته و از دانشگاه قبول شده و سال اول دانشگاه شو میگذرونه در کل خیلی احساساتی و مهربونه و گاهی اوقات لجباز
ادرین اگراست ۲۲ ساله وضع مالی خیلی خوبی داره اخلاقش هم تو ضاهر مغرور ولی خیلی خوش قلب و مهربونه و به دلیل مشکلاتی که برای خانوادش پیش اومده مدتی تنها زندگی میکنه و سال دوم دانشگاه رو میگذرونه
کاگامی دختر دایی مرینت۲۰ سالشه و برای مرینت مثل خواهر میمونه چون از بچگی با هم بزرگ شدن و با مرینت تو یه دانشگاه درس میخونن
فیلیکس گراهام پسر خاله ادرین ۲۶ساله که در اصل باعث تمام مشکلات که برای خانواده ادرین به وجود اومده و خیلی با ادرین صمیمی
کلویی بور ژوا ۲۲ ساله میشه گفت به فیلیکس تو پیش بردن نقشه هاش کمک میکنه ولی فقط به خاطر اینکه مجبور
نینو صمیمی ترین دوست ادرین و خیلی به هم اعتماد دارن و دوست های خیلی خوبی هستن
آلیا دوست کاگامی و مرینت و به نینو علاقه داره و تو دانشگاه همکلاسی مرینت و کاگامی
امید وارم این داستانم رو هم مثل بقیه داستان هام دوست داشته باشید
بعد از امتحان هام شروع میکنم به نوشتنش
لایک و کامنت فراموش نشه
ببخشید با اسلاید های اضافی حوصلتونو سر بردم
خداحافظ
خیلی جالبه♥
داستانت را ادامه بده
اون یکی
باشه دوشنبه میزارم
ممنون عزیزم
سلام اجی 2 ماه نبودم الان اومدم چه خبرا . میگم داستانت عالیه بگذارش
ممنون اجی سلامتی باشه پنجشنبه یا جمعه میزارم
موضوش چیه
خیلی نمیتونم توضیح بدم چون داستان لو میره ولی در این حد بگم که فیلیکس کلویی رو میفرسته تا به آدرین نزدیک بشه و ادرین هم به خاطر یه سری مساعل مجبور میشه یا اون ها همکاری کنه برای اینکه به خانواده دایی مرینت نزدیک میشه و بعد از گذشت مدتی عاشق مرینت میشه و ....... حالا این بخشی از موضوع بود موضوعش خیلی جالب من نخواستم کامل بگم چون بیشتر از این میگفتم داستان لو میرفت
فنک
وااااااای
داستان جدیدددددد
ایوووووووووول
مطمئنم عالی میشه مثل همیشه
ممنونم اجی جونم
عالی بود
ممنون
وووااایییی 😮😮😮😮
واقعا باید جالب باشه عزیزم 😀😀😀😀😀
زودتر بزار😀😀😀
منم امشب میخوام یه داستان بنویسم💜💜💜💜💖💜💜💖
حالا معلوم نیست کی بیاد پس اگه دیر اومد بخشید😅😅😅
ممنون چشم
حتما وقتی اومد میخونم
قشنگه
ممنونم
چی بشه معلومه یه داستان بی نقصه
مرسی نظر لطفته
باحاله♥
🌹☺️