4 هفته پیش 12 اسلاید 42 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (16)
  • زیبا بود ،مثل همیشه.ادامه بده من همایتت میکنم .
    -دوست دار داستان های تو

    • خیلی ممنون عزیزم❤✨
      چپتر ۳ رو گذاشتم ولی متاسفانه دو روز هست که چپتر ۴ درحال برسیه. نمیدونم ناظرا چرا برسیش نمیکنن...

    • عه نمیدونستم چپتر ۳ هم گذاشتی . الان میخونم. چند وقت دیگه خودم ناظر بشم خودم پست هات رو منتشر میکنم.

    • وایییییی😭✨
      باعث افتخار میشه قشنگم❤✨

  • زیبا بود

  • من همون روزی که پست ات منتشر شد اولین نفر یه کامنت گذاشتم....الان اومدم دیدم نیست!....
    ای چرخ و فلک تا کی مارا کلک؟

    • شما لطف زیادی به من دارین و من واقعا ممنون محبت شمام. امیدوارم بشه جوری جبران کرد. باید بگویم خواندن چند دفعه نظرتون به من آرامش می‌دهد.✨❤

  • ای بابا!...کامنتم منتشر نشد! (گریههههه زیاد)

    • نهههه. من میخواستم نظرتو بدونمممم🫠
      یه بار دیگه امتحان کنننن🥹🦦

    • گفته بودم که: خیلی دوست دارم بدونم مرده تا چه حد پیش میره.
      توی بعضی کلماتش احساس میکنم مجnونه و احساس مالکیت شدید به اون داره

  • چقدر زیبا می‌نویسد.. یه جورایی یاد رمان شب های روشن اثر داستایوفسکی افتادم البته اگ شخصیت مرموز مرد ناشناس رو در نظر نگیریم یا رمان بی نوایان که مکاتبات بین یک مرد و دختر جوان بود . بسیار زیبا بود 🌻🤍

    • یکی از دوستام هم همین نظرو داشتتت.
      هیچکدومش رو نخوندم و واقعا تمام تلاشمو میکنم که این ماه کتاب داستایوفسکی رو بخرم.😭❤

  • مثل همیشه عالی بود🫠🍃

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.