مردم همه ایستادن دورش جمع شدن تعدادی فیلم می گرفتن ماشین هم در رفت . دورش خلوت کنید ( فریاد ) همه کنار رفتن اون مثل گربه ها رو چهار دست پاش ایستاده بود چند تا خراش سطحی برداشت * مادر بزرگم خواست که دنبالت بیام هیچ حق انتخابی نداری ، فهمیدی ؟! خودم می دونم دستم بگیر بلند شو ! دستم گرفت ایستاد کمکش کردم تا خود رستوران کارکنان ، هم وحشت زده شدن . * همه برگردین سر کارتون همه اونا هم همین کار کردن * باید از پله ها بالا بریم تا به طبقه سوم برسیم اونجا دفتر کار مادر بزرگ هست . باشه طبقه اول رستوران. طبقه دوم کافی شاپ بود . تا آخر رسیدیم به دم در اتاق خانم ... در زدم .بیاین داخل در باز کردم مارتی که نصف وزنش رو من بود وارد شدیم خانم ایستاد هیرون سمت مارتی رفت
. چه بلایی سرت اومد * چیزی نیست.... آم ....... فقط یکم لیز خورده مادر بزرگ هه هه فکر کنم خودش داغون کرده ( درحال مسخره کردن ) * ممنونم کاهان ( زمزمه ) مارتی رو صندلی نشست من هم ایستادم .... . پسر جوان می تونی موتور سواری کنی ؟! بله می تونم (مثل چیز دروغ می گه ) . خوبه نوه من آسیب شدیدی دیده تا وقتی خوب بشه تو پیک رستوران آساکوت هستی از لطف شما ممنونم تمام تلاشم می کنم . خوبه پس از الان کارت شروع میشه ! قبلش جلوی خونریزی دست بگیر .؟.. باشه ....
دستم درمان کردن ، یک موتور خوب بهم دادن چند تا غذا برای تحویل دادن .... موتور برداشتم آتیش کردم اولش واقعا گیج شدم ولی قدیمی های این منطقه کمکم کردن تا زود برسم درست تحویل بدم ،.... الان دیگه نزدیک غروب هست و فقط یک مشتری مونده که خیلی دور هست نزدیک شب رسیدم . در خونه باز کردم ، زنگ زدم .... دینگ...دینگ + آه چرا آنقدر دیر اومدین ! امیدوارم که سوپ من داغ باشه سوپ از رو موتور برداشتم در باز شد . سلام این هم سوپ شما هست بعد از تحویل امضا کنید + تازه کاری اچیو ...( عطسه ) بله تازه کار هستم + هزینه پرداخت کردم ، پیک قبلی کجا هست ؟! اتفاقی براشون افتاد نتونستن بیان . تا مدتی من بجاشون هستم خدا نگهدار... موتور روشن کردم تا برم ! • ترو خدا ولم کنید !! ( صدای جیغ ) صدا یک پسر بچه بود . تا صدا شنیدم به سمت صدا ناخودآگاه دویدم یک پسر بچه کوچیک با موهای آبی پر رنگ که چند نفر دارن اذیتش می کنند قلدر هستن .!
داری چه کار می کنید #@# ِ× تو کی هستی که اینجوری حرف می زنی پسر جون ؟! از کاری که الان میکنی پشیمون میشی پسر ول کن ! × خوب ...خوب ... پسر ول کنید یکم حال به این پسر بدیم بنگ ... ( شوت شدن ) در صدم ثانیه با پا زدم ناکامش کردم . ٫ رییس شوت شد تو ها خورد زمین .... اون پسر کلاه کاسکت ی زدش همشون خشکشون زد حتا اون پسر بچه ٫ از شما با تمام وجود ممنون هستیم ادای احترام کردن بهم. پسر بچه هم خندید ٫ هر وقت به ما نیاز داشتین فقط یک سوت بزنید می تونم بپرسم از کدوم گنگ هستین !
+ معلوم نیست عضو کدوم گنگ هست ؟! ٫ سردسته گرگ سیاه ... ادای احترام کنید + خوبه .خوبه ... حالا این رییس دو هزار تومنی بردارید بزنید به چاک تا خودم شما تبدیل به کتلت نکردم روش برگردوند به سمت پسر بچه تا ببینه خوبه روانه خونش کنه .... بعد هم جلو من ایستاد + هنوز نظرت عوض نشده ؟! کاهان کلاه در آوردم به چشماش نگاه مردم سرد خسته . نظرم عوض شده باشه چی ؟! + اینجوری زندگی جالبی خواهی داشت . من عضو گنگ گرگ سیاه می شم . دستم پشتم گذاشتم ادای احترام کردم من کاهان قسم می خورم که به گرگ سیاه وفادار باشم + خوبه. فردا شب ساعت دوازده داخل پارک می بینمت باشه .... سمت خونه اش رفت در بست منم باید برگردم ، وایسا پای سیب بهش ندادم ... زینک... دو بار در زدم کسی جواب نداد . اتفاقی افتاد ؟! از روی دیوار پریدم پایین تا ببینم حالش خوبه .....
نظرات بازدیدکنندگان (0)