همانطور که ققنوس از خاکستر ها متولد می شود ، پس توهم دوباره شعله ور شو
نزدیک ساعت شش شب خانوم فلوریدا رفت قبل از رفتن یک کلید بهم داد « کلید خونه جدید هست کاهان » پس خونه خودمون چی میشه ؟ « از اونجایی که فامیلیت عوض شده تو هیچ نسبتی نداری تمام اموال به پدر بزرگت می رسه » دست اون پیر مرد دیوانه. ؟! هه هاها (صدای خنده بلند ) خانواده پدریم به طور کامل می تونم بگم یک مشت @#×× هستن . نمیشه کاریش کرد. فلوریدا بهتره بری می خوام برم کلیسا « باش به امید دیدار کاهان » خوب الان هم ساعت هفت شب ه به نزدیک ترین کلیسا رسیدم از شانس قشنگم امروز روز عبادت هست خیلی شلوغ پر سر صدا هست .
در کلیسا باز می کنم همه صندلی ها پر جز یکی که ردیف وسط هست ، همینطور که به جلو قدم بر میدارم به نگاهم به فضای کلیسا دوخته. اینجا بزرگ فرش قرمز رنگ مجسمه یک فرشته بال شیشه های بنفش یک مرد پیرن سفیدی که موهای خاکستری چشم طوسی داره. که به عنوان پدر شناخته میشه . حالا از جزیات بیایم بیرون ! به صندلی رسیدم نشستم کنار من یک پسر که شبیه گنگستر ها هست نشسته قدش بر خلاف من خیلی فرق داره
چشمام آروم گرم میشن خوابم میبره آبجی کانیا بنظر نقاشی که کشیدم خوشگله !؟ آره خیلی خوشگله آبجی کوچولو من رایان کانیا میای بازی دخترا زود برگردید باشه مامان هاها مامان هق … خواهرم (صدای گریه) ٫هی احمق بهتره که از سر راه گنگ ما برین کنار! صدای کدوم بزی هست ؟ + خوب گوش کن گنگ گرگ سیاه هیچ وقت عقب نشینی نمی کنه اینو به سر دسته ات بگو ! چشمام باز کردم ، انگار رو صندلی دراز کشیدم ، سرم یکم بالا آوردم همون پسر که دیدم. چند نفر جلوش ایستادن لباس گنگستر ها؟ داری باهام شوخی می کنی ؟ من الان وسط یک دعوا گنگسترا هستم خوابم برد ؟! بهتره جینگ بزنم برم تا بلا سرم نیومده به هر حال اینجا که توکیو مانجی نیست !
سعی کردم یواشکی در کلیسا باز کنم برم چونکه فقط ما چهار نفر بودیم هر آدم عاقل دیگه فرار می کنه ! بلند شدم تا برم + نمیدونی چقدر منتظرت بودم تا اینا رو باهم له کنیم جانم با منی ؟! + آه دیگه نیاز نیست نقش بازی کنی سردسته ٫ چی؟ این بچه سر دسته صفر گرگ سیاه هست ؟! مردی این حرف زد که موهای ژولیده زرد داشت با تتو های نامربوط سویشرت طرح شیر اون @#@ هم لباس مشکی پوشیده که طرح گرگ داره موهاش قرمز هست چشماش هم قرمز قدش می خوره 186 باشه در حالی که تو افکارم بودم اون مو زد با مشت می خواست منو بزنه
+ سر تو بدزد ( فریاد ) مشتش انقدر قوی بود که یک راست در ترک برداشت ! ٫ هه انقدر شما ضعیف هستین ؟ نه شما انقدر اح*مق هستین که به من حمله کردین ! من اصلاً دلم نمی خواست وارد این قضیه بشم ولی وقتی به قصد کشت سمت من میای بهت رحم نمی کنم ! مشت اول داخل دلش زدم پرت شد زمین لگد زدن بازم پرت شد آخرش چنان زدمش که زیر چشماش بادمجون شد هر دو اونا فرار کردن . من این پسر تنها شدیم یک نگاه انداختم پشتم بهش کردم به سمت بیرون رفتم . + آدم قوی هستی می خوای عضو گنگ ما بشی ؟! آدم قوی هستم !؟ مردک اگه تو دعوا خوب نبودم تا الان تو کما بودم ! درضمن کسی که تازه دیدی ، سپر بالا نکنش + حداقل اسمت بگو آقا خوشگله اسم من کاهان + منم دراک هستم از دیدنت خرسند هستم اون ایستاد رفتن منو تماشا می کرد منم هم در حال رفتن در صورتی نمی دونستم نقشه های برام کشیده هوا سرد تاریک پس به سمت آرایشگاه
نظرات بازدیدکنندگان (0)