عجیب ترین شب زندگیم بود !!.؟ همراه چند تا از بچه ها گروه نمایش سمت جایی که گفتن مسابقه هست رفتیم . همه شاد خندون بودیم گروه ما و گروه خورشید که زیاد روابط خوبی بین ما نیست
که اتفاق عجیبی افتاد زمین به لرزش در اومد همه به داخل آب پرت شدیم خیلی بد بود وقتی بیدار شدیم برگ همه ریخت وسط یک جا شبیه میدون دراز عجیب شب بود ، و من دراز ... دراز شدم همینطور خیس آب هوای یخ بندان
سعی کردم از سر جام بلند شم. یه نگاه به بچه ها کردم. مخصوصاً اون احمق. اولین نفر که پرت شد جینکس بود نه اون داخل انیمیشن ، دوست عزیزم اسمش جینکس هست تعادل بدنم صفر تلو ...تلو ... به سویش رفتم
تلو.... تلو ... روی نام ایستادم سر گیجه اونم چه جور که بلند گفتم بچه ها حالتون خوبه ؟ که چشمام به اعضای خورشید خورد خیلی اعصبانی سمت من اومد. شما ها چیکار کردین ما کجا هستیم؟ نمیدونم ( سرد ) کدوم عضو گروه خورشید هستی ؟ خودت چطور ؟ ههههه هاااا من واقعا نمی شناسی ؟ نه پس من اول خودم معرفی می کنم من سوزا نماینده و طراح گروه خورشید هستم از حالت تلو ...تلو .. در اومدم ایستادم من آرکین سرگروه رز خونین هستم ... تا این اسم شنید ادای احترام کرد از ملاقات با شما خوشحالم دست راستم بالا بردم تا موهام جلو چشمام کنار بزنم منم از دیدن شما خوشحالم که مردم ... یکی ...یکی سمت ما اومدن
نظرات بازدیدکنندگان (0)