
انیو اینم از پارت ششم.امیدوارم که خوب باشه💎💎💎

÷امروز با خوشحالی چشمامو وا کردم چون بالاخره بعد از اینهمه سختی و دنبال کار گشتن تونسته بودم یه کار مناسب پیدا کنم.ساعت8 بود تا 9 هنوز وقت داشتم پس رفتم و کارهامو انجام دادم و یه لباس که مامانم تازه برام خریده بود رو پوشیدم و صبحانه ای که حاضر کرده بودم رو خوردم و اومدم بیرون.امروز یه روز پاییزی و ابری بود.من عاشق روز های ابری بودم ولی چطر هم نیاورده بودم ولی اشکالی نداره شاید اصلا بارون نیاد.بالاخره رسیدم کمپانی و رفتم توی استودیو که جیهوپ اونجا بود.÷سلام جیهوپ خوبی×سلام سویان آره حالم خوبه.دنبالم بیا تا اتاق تو رو نشونت بدم÷باشه.رسیدیم به یه اتاقی که تقریبا بزرگ و قشنگ بود×سویان تو باید توی اتاق کار من و پسرا باشی.اغلب منیجر ها یه اتاقی دارند ولی خب رئیس گفت اینجا بهتره.مشکلی که نداری?÷نه خیلی هم خوبه
÷راستش من قبلا خیلی منیجر نبودم اما الان یه حسی داشتم.کار ها خیلی زیاد بود و جیهوپ هم باید به عنوان هنرمند بی تی اس کارهای زیادی انجام می دادند.من برنامه رو گرفتم و اومدم سرکارم.پسرا باید توی این ماه یه اهنگ اجرا می کردند و رئیس هم بهم گفت باید مراقب سلامت کامل جیهوپ باشم تا کنسرت به خوبی تموم بشه.لقب من همیشه (دنیای کامپیوتر )است.می دونید چرا چون من خیلی خوب راجب وسایل هوشمند بلدم و این استعدادم اونروز به درد خورد.من داشتم کارای جیهوپ رو توی سایت انجام میدادم که
÷یک دفعه کل سایت و نرم افزار های کمپانی ویروسی شده اند.اون لحظه لحظه مهمی بود و ویروس داشت تمام شهرت و اینهمه کارایی که گروه ها انجام دادند رو نابود میکرد.مهندسای کمپانی نتونستند کاری کنند ولی به نظر من اصلا ترسی نداشت و خیلی راحت میتونستی ویروس رو از بین ببری . من رفتم پیش رئیس و بهش گفتم÷رئیس اینکه نگرانی نداره من میتونم ویروس رو از بین ببرم و رئیس که چاره ای جز اجازه دادن نداشت بهم گفت که انجامش بدم.من تونستم توی یه ربع ویروس رو از بین ببرمو و مطالب کمپانی رو برگردونم.
همه خوشحال بودند چون حالا فقط یه برنامه بود که پاک شده بود و بقیه همه سالم بودند.ولی برنامه ماه جیهوپ که به سختی نوشته بودم پاک شده بود.کارای همه تموم شده بود و بقیه داشتند میرفتن من باید میموندم تا دوباره از اول بنویسمش.×سویان پس چرا تو جمع نمیکنی بری خونه?÷راستش جیهوپ برنامه این ماهت که نوشته بودم پاک شده پس میمونم تمامش میکنم و میرم.×پس میمونم و کمکت می کنم.÷نه لازم نیست تو برو×نه اینجوری که نمیشه میمونم.(ویو جیهوپ) من و سویان موندیم تا تمومش کنیم ولی من و سو یان خوابمون برد .تا صبح توی کمپانی خواب بودیم . وقتی پا شدم دیدم....
ببخشید اگه کم بود بچه ها🌈🌈🌈
خدانگهدار
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
زیاد ترررر✊
زیاد تررررر✊
زیاد ترررررر✊
زیاد ترررررررر✊
لطفافالومکنین💜🍇
لطفافالومکنین💙🫐
لطفافالومکنین💛🍋
لطفافالومکنین🧡🥕
لطفافالومکنین💚🌱