سلام اینم از پارت نهم💖💖💖💖💖
÷صبح که از خواب پاشدم دیدم جیهوپ اونجاست و داشت با شوگا تو اتاقم حرف میزدند.⁓بالاخره بیدار شدی سویان?÷سلام مگه ساعت چنده?⁓شوخی کردم اصلا امروز تعطیله÷سلام جیهوپ تو اینجا چیکار میکنی?×صبح بخیر.من اومدم که....باهم بریم بیرون÷من و تو برای چی ? اتفاقی افتاده?×نه همینجوری من میرم بیرون تو هم آماده شو تا بریم ÷باشه
÷یه لباس پوشیدم وبا اینکه من کم کم آرایش میکنم ولی یه آرایش ملایم کردم و رفتم پیش بقیه÷خوب بریم.×باشه+مراقب خودتون باشین بچه ها÷باشه مامان.به جیهوپ گفتم اول بریم پارک سانگ ته و اونم قبول کرد.رفتیم و روی یک صندلی نشستیم÷خوب کاری باهام داشتی?×می خواستم یه چیزی رو بهت بگم÷خوب چی?×راستش سویان خیلی وقته میخواستم اینو بهت بگم ولی من دوستت دارم÷چی?من.....من رو
×یعنی تو من رو دوست نداری?÷چرا اما برام سواله که بین اینهمه دختر جذاب من رو انتخاب کردی?×سویان تو برای من از هر دختر دیگه ای فرق داری?÷من خیلی شگفت زده شده بودم چون فکر نمیکردم جیهوپم به من علاقه داشته باشه
×سویان حالت خوبه?÷آره فقط شگفت زده شدم×میدونم ولی اگه با هم ق.ر.ا.ر بزاریم خوب باشه÷باشه حالا میخوای کجا بریم?اونروز تاشب من و جیهوپ با هم بودیم و اون شب من رو رسوند و رفت.اونشب بهترین شبم توی زندگیم بود ولی یکم می ترسیدم از اینکه بقیه بخوان بفهمن اما با ترس چیزی حل نمیشه.مشتاقانه منتظر بودم فردا بریم سرکار و دوباره همدیگر رو ببینیم
ممنونم به خاطر کامنت های قشنگتون بچه ها💖💎
خدانگهدار...💚💚💚
Perfect
عرررررررررممممممممممممم