
پارت 1🙂🍃 اولین تستمه لطفا حمایتم کنید! کپی هم ممنوع🙂🌸
لطفا شخصی نشه.. ناظر جونم لطفا ردش نکن... بخدا این اکانتم هم میپره...💔 ((جذابه لطفا بخونیدش..🙃))
آخرین تماسِ دعوت هم تموم شد! با کلی شوق روی کاناپه نشستی و به سقف خیره شدی. این یه سوپرایزِ فوق العاده برای کوک بود! قرار بود دوستت سومی کوکی رو دعوت کنه کافه تا بعد یهو شما سوپرایزش کنید! (تو و کوکی و تهیونگ و سومی خیلی باهم صمیمی هستین!🙂) ساعت نزدیکِ ۸ بود! دوستاتون اومده بودن! کوکی واسه تو خیلی ارزش داشت؛ طوری که کل اون کافیشاپ رو بخاطرش رزرو کردی! کوکی داشت نزدیکِ کافه میشد... خلوت کردین و گذاشتین فقط سومی اونجا بمونه. قرار بود سومی سر جونگ کوک رو گرم کنه تا یهو شما سوپرایزش کنید! اما تو چیزی رو دیدی که اصلاً انتظارش رو نداشتی...
جونگ کوک تا واردشد سومی رو بغ.لش گرفت و چند ثانیه ای اونو ب.و.س.ی.د...💔 سومی داشت با اشاره به جونگ کوک میفهموند که الان وقت این کارها نیست... چون هر دو تاشون داشتن لو میرفتن! اما جونگ کوک فکر میکرد این از همون قرار های عاشقانه همیشگیشونه... آره درسته... بهترین دوستت همچین کاری باهات کرده بود! انگار تو بیشتر از همه سوپرایز شده بودی..! قلبت برای چند لحظه ایستاد! سومی حق نداشت چنین کاری کنه... اون بیشتر از بقیه از رابطه تو و جونگ کوک خبردار بود؛ و میدونست که چقدر اون برات مهمه... اما انگار خودِ سومی یکی از نقشهای اصلی این داستان بود... نمیدونستی چیکار کنی... دوستات با قیافه ای که مات و مبهوت بود، جلوتر اومدن و به اونا خیره شدن...
اصلا برات مهم نبود که پیش دوستایی که همیشه از عاشقانه هات با کوکی براشون میگفتی، اینجوری بی ارزش و {ضایع} شدی... فقط این برات مهم بود که مهترین آدمای زندگیت چنین کاری باهات کردن... تهیونگ با هیجان پرید اونجا(😂) و سریع گفت ببخشید دیر کردم توی ترافیک مونده بودم... اما با دیدن ع.ش.ق.ش سومی، توی آغوشِ کوک، دسته گلش از دستش افتاد..! جونگ کوک به تو خیانت کرده بود و سومی به تهیونگ... جونگ کوک خیره به همه مونده بود که که با دیدن تو، کمر سومی رو ول کرد و عقبتر رفت... کنترلی روی خودت نداشتی... فقط میخواستی زودتر از اونجا خارج بشی... آروم آروم جلو رفتی و به کیکی که با عشق، طرح و...اش رو برای جونگ کوک انتخاب کرده بودی نگاهی سرد انداختی... اشکت داشت پایین تر میومد... اما برای اینکه کسی متوجه نشه، سرت رو پایین انداختی... دیگه نمیدونستی باید چیکار کنی... فقط یه ببخشید ریز و آروم گفتی و سریعتر از اونجا خارج شدی...
دامه در نتیجه🙂⚡
راستی من تازه واردم... اگ میشه فالوم کنید... یا با کامنت و لایکهاتون حمایتم کنید... کپی هم لطفا ممنوع...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیی
خوش اومدی خیلی قشنگ بود 🙂💓
مرسی•°•°•🥺💜🍂
عالی بود همینجوری پر قدرت ادامه بده
ممنون 🥺😙💜❤
عالی بود
پارت بعد لطفا😚
مرسی🦋❤
بررسیه♥︎
خیلی خوب بود پارت بعد ❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️به جای اینکه ا/ت اشک بریزه باید میرفت سومی رو انقدر میزد که بمیرههههههه
ممنون...💜💜
قضایای زیادی در راههه😉😙🍂
عالی بود لطفا پارت بعد رو زود بزار
مرسی 😙💜
حتما🍂❤
عالیییییی بود 😍
پارت بعد ❤️
فالویی بک بده 💖
مرسی♥︎♥︎
فالویی😙💜
عالییی بودددد
میسی🙂🌱🍂
قشنگ بود
تنکس♥︎♥︎
عالیییییییی
مرسی 😘🍃🦋