سیلام این شما و این پارت بعد
از دید آیسول انقد قلقلکم داد که فقط میخندیدم یهو به خودم اومدم که هنوز دارم میخندم اونم داره منو نگاه میکنه ته(بگو اسمت چیه) من(اول تو بگو بعد من میگم ) ته(اه حوصله بحث با تو رو ندارم اسم من تهیونگ هست ) من(تهیونگ! اسم منم آیسول) ته(خیلی خوب آیسول نگهبانا میبرنت توی اتاقت و تو لباست رو عوض میکنی میای ناهار میخوری . نگهبااااان) من(باشه) نگهبان(بله ارباب) ته(ایشون رو به سمت اتاقش همراهی کنید) نگهبان(چشم )
نگهبان منو برد به سمت اتاقم چه اتاق خوشگلی من فک کردم اتاقم اون اتاقکه ولی ادم خوبیه بزار برم کمد رو باز کنم ببینم لباس هست توش رفتم در کمد رو باز کردم واو عجب لباس هایی یکی که از همه خوشگلتر بود رو پوشیدم(تو عکس) ارایش نکردم اصلا حوصله نداشتم
رفتم پایین سر میز به جای یک نفر هفت نفر نشسته بود رفتن نزدیک یکم دقت کردم هیچکدومشون رو بجز تهیونگ نمیشناختم رفتم سر یکی از صندلی ها نشستم و با تعجب نگا میکردم (دلم:خدایا چقد اینا جذابن مغز:ده.ن. رو ببند دل بی وجدان عاشق هفت نفر شدی دل :اره چه اشکالی داره مغز:اخه چرا آیسول هیچوقت به حرفت گوش نمیده ) یهو ته گفت(چرا اونجوری نگاه میکنی روح دیدی
من(نه ) میخواستم یجوری جمش کنم و شانس خوبم خدمتکار با غذاها اومد(واای خدا خیلی گرسنه ام ) ته(رزی(اسم خدمتکارش) اول برای ایشون بزار معلومه خیلی گرسنه اس) رزی چشم قربان اومد و برام غذا کشید خیلی گرسنه بودم خیلی هم خوشمزه بود تند تند میخوردم وقتی تمام شد دیدم اون هفتا هنوز دارن منو نگاه میکنن و هیچی نخوردن
سره پارته قیلی فقدددد عررررر زدمممم
سره این دارم صدایه اسب میدم
😂😂😂😂
پارت بعد
خیلی خوب بود ولی کم بود
عشق خشن پارت ۴ رو دوبار گذاشتی
اون یکی رو حذف کردم چون نوشته بودم عضق خشن
اها
وایی تا دیدم قسمت جدید اومده دوق مرگ شدممم😂
خیلی عالییی 🍉💜
محشررر🎶🫐
هیجان انگیز🥑🫐
#منتطر پارت بعدی🎺🎻
چشم تا شب یا همین الان میزارم
واییییییی خداااا😂😂😂😂
عالیییییییییییییی
😚😚