5 سال پیش 7 اسلاید 1,039 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (101)
  • ج چ :فکر میکردم عروسکام زندن بعد باهاشون حرف هم میزدم😂

  • مثل همیشه محشر بود❤♥ اجی

  • عالییییی بود😁💐☘ آره دیدم! خیلی کیوته! کاشکی زودتر بیاد که ببینیمش😁
    ج چ: من از چهارچوب هر اتاقی میرفتم بالا😂 چند وقت پیشا امتحان کردم ، باورم نمیشد میتونستم ازشون برم بالا ، الان انقد دراز شدم که نمیتونم پامو دو طرف بزارم ، سنگین هم شدم هی میوفتم🤦🏻‍♀️😬😂😂

  • عالیییی بودددد
    زود بعدی رو بزار

  • حرف نداشت👌🏼
    چ ج یادمه بچه بودم ی شخصیت خیالی تو مغزم ساخته بودم و همش باهاش حرف میزدم😂

    • ممنونم. هعی دوران کودکی و جاهلیست کاریش نمیشه کرد😐😂

    • من 16 سالمه و به جای یکی حدو 23 تا شخصیت خیالی دارم و باهاشون حرف میزنم

  • عالییییییی بود اجی
    ج چ:چترم رو باز میکردم و میپردیم بالا فکر می کردم قراره پرواز کنم🤣

  • آجی تست جدید گذاشتم یه سر بزن

  • عالیییییییی
    ایکاش داداشش ب مرینت می‌گفت

    • ممنون اجی
      خب داداش مرینت دلش نمیخواد مرینت با پسری باشه برای همین نمیخواد بهش بگه

  • عالی بود چالش همیشه با دختر عمم دعوا داشتیم اونم برای هر چیز کوچیکی که الان وقتی یادش میفتم خندم میگیره

  • ج.چ: یه بازی فکر کنم همه بازیش کردن همون که مرده از رو پشت بوم ها میپرید از دست یه نفر فرار میکرد. اگه دقت کرده باشین دستش رو تو هوا عین فرفره تکون میداد. من هم کارش تکرار میکردم میرفتم رو تخت مامان بزرگم از اونجا میپریدم پایین دستام رومثل مرده تکون میدادم

    • 😐😂

    • یکی دیگه هم هست بهش فکر که می کنم از خنده غش میکنم ولی متاسفانه نمیتونم بگمش

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.