ی# : ام سوجوننن س* : تققققق ی# : سوجونگ سوجونگ کجا رفتی . چند وقتی گذشت همه چیز به روال قبل برگشت یئون سئو و جونگهو باهم نامزد بودن و سوجونگ هر روز اعصبانی بود و هی بد تر میشد هر روز که علاقه یئون سئو به جونگهو بیشتر مشد سوجونگ بیشتر حرص میخورد و دیوونه میشد
یئون سئو کسی که میرفت خونشون باهم خاطره داشتن همیشه کمکش میکرد یا بهش میگفت دوست دارم یعنی سوجونگ رو فراموش کرده بود و جونگهو هیچ وقت نمیزاشت سوجونگ یئون سئو رو ببینه حتی به معلم ها پول داده بود تا کلاس سوجونگ رو جدا کنن سوجونگ تلاش کرد و با جونگهو دوست بشه تا هرروز با خانه آنها بره و جونگهو رو اذیت کنه و اما یئون سئو پدر یئون سئو را پلیس ها پیدا کردن حالا او باید ۵ سال در زندان بماند
پدر و مادر جونگهو خیلی مغرور بودند و وقتی ماجرای یئون سئو رو فهمیدند گفتن که این دختر به درد پسر ما نمیخوره و در شان ما نیست ولی میدونستن که جونگهو ناراحت میشه و به هیشکی نگفتن اونها فکر کردن که چیکار کنن تا ازدواج این دو بهم بخوره
برای همین فکری کردن تا جونگهو یئون سئو را فراموش کند (شنبه در مدرسه ) ی# : جونگهو چرا اینکارو کردی برام سوال شده که چرا سوجونگو انداختی یه کلاس دیگه ج. : چون از اون پسر خوشم نمیاد ( بعد مدرسه ) ج. : مامان بابا شما اینجا چیکار میکنید مادر پدر جونگهو با ماشین امده بودند جولو مدرسه
یئون سئو داشت جونگهو رو نگاه میکرد و همان موقع سوجونگ از راه رسید که ......
اگه میخوای ادمامشو بدونی لایک و فالو و کامنت یادت نره 💗💗💗💗
نظرات بازدیدکنندگان (0)