سلام دوباره اینم از پارت نه امیدوارم لذت ببرید
از زبان مرینت: خودمو از بغل ادرین کشیدم بیرون رفتم پشت میز آرایش میخواستم موهامو شونه کنم که ادرین بلند شد اومد طرفم و شونرو از دستم گرفت و شروع کرد بهشونه کردن موهام فکر کنم اونم به من یه حسی داره خلاصه صبحانه خوردیم برگشتم اتاقم تا طراحی کنم
ادرینم قرار بود تو مسابقه شو مد شرکت کنه اما به عنوان مدل شروع کردم به طراحی دو ساعت گذشت کتو شلوار و طراحی کردم با یه کلاه کنارش و شروع کردم به دوختنش ساعت سه ظهر بود ادرین با یه بشقاب هاتداگ اومد تو اتاق گفت خانم زحمت کش بکنم به. خودت برس میخوای از اینم لاغر تر بشی
گفتم مگه لاغری بد گفت نه الان وقت صحبت کردن نیست غذاتو بخور منم شروع کردم به خوردن گفتم خودت درست کردی گفت آره چطور گفتم خیلی خوشمزه بود گفت ما اینیم دیگه چقدر مونده کار دوخت و دوز ت تموم شه
آدرین گفت کار دوخت و دوز به کجا رسید گفتم فقط کتو شلوارش یکم ریزه کاری میخواد اما کلاه امادست و کلاهو گذاشتم رو سرش گفتم خیلی بهت میاد بعدم رفتم سمت در که ادرین منو از پشت بغل کردو گونمو بوسید گفتم دلیل این همه توجه چی آروم در گوشم گفت من عاشقتم کپ کرده بود م نمیدونستم چی بگم ❤️ قلبم برای اون بود اما وقتی به لوکا فکر میکردم تن و بدونم به لرزه میفتاد
گرچه به خاطر مساعل شرکت و به زور باهاش نامزد کرده بودم اما منو اون به زودی باهم ازدواج میکنیم نمیخوام احساس مو به ادرین بگم که قلبش بشکن اما نتونستم احساس مو ازش مخفی کنم گفتم منم عاشقتم اون لحظه چشماش از خوش حالی برق زد
خب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه لطفاً لایک کنید و نظر بدین باور کنید زحمت زیادی میکشم برای این تستم خیلی زحمت کشیدم برای این که امید داشته باشه ادامه بدم لطفاً حمایت کنید فالو =فالو
عالی
❤💜
عاای پارت بعدی
فردا میزارمش تو برسی
من ناظری هستم که این تست رو منتشر کردم عالی بود
ممنون عزیزم
♥️
عالی بود مگه قرار لوکا چکار کنه
بهخاطر مساعل شرکت شون با لوکا نامزد کرده
اها