سلام دوستان ❤❤❤❤ من بارسین هستم دختر هستم و این اولین داستان منه ! امیدوارم خوشتون بیاد😍😍😍 نظر فراموش نشه !
پارت اول 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
از زبان کت نوار :هوف ،مبارزه با این یارو کبوتری خیلی اعصاب خوردکنه 😣لیدی از لاکی چارم استفاده کرد و ... یه جعبه کبریت بهش داد !!!نمیدونه باید باهاش چیکار کنه ولی...من بهش ایمان دارم 🥺
از زبون مرد کبوتری :اووووم انگار ای لیدی باگ و کت نوار نمیخوان تسلیم شن باشه دارم براشون ها ها ها 😶😶😶 یهو برج ایفل که کبوتر هام به پرواز در اوردن بردم زیر اب 🌊وقتی اوردم بیرون.......
از زبان لیدی باگ :از لاکی چارم استفاده کردم و چوب کبریت اومد دستم ಠ_ಠ یهو مرد کبوتری برج ایفل رو برد زیر اب وقتی بیرون اومد ما رو ندید ..... من و کت نوار به حشره کهکشانی و گربه ستاره ای تبدیل شدیم و رفتیم سمت مرد کبوتری
از زبون کت نوار :یهو لیدی گفت که فهمید با لاکی چارم چیکار کنه بعد اروم گفت دلم هوس ذرت کرده منم زودی منظور شو گرفتم و رفتم کنار دکه ای که ذرت بوداده میداد بعد یه کیسه ذرت برای لیدی پرت کردم اونم کبریت رو اتیش زد و با سیم یویوش به ذرت بست و پرت کرد طرف راست کبوترا 😎یهو ذرت ها ترکید و پف فیل شد کبوترا هم برج رو ول کردن و رفتن طرف ذرت ها 😅😅 مرد کبوتری هم افتاد و ما سوت ش رو شکستیم و اکوما رو گرفتیم
از زبون لیدی باگ :خلاصه اکوما رو گرفتم و گفتم میراکلس لیدی باگ و تمام 😉 ما امروز برای 897بار شرارت مرد کبوتری رو خنصی کردیم 😊😊 اه اقای رامیه خیلی زود تحت تاثیر هاک ماث قرار میگیره 🤯
از زبان کت نوار :ماموریت تموم شد و ما باید از هم جدا شیم 😔 برگشتم خونه و تبدیل به ادرین شدم 🤪چند روز دیگه مدرسه تموم میشه و ما هم باید رشته هامون واسه دانشگاه رو انتخاب کنیم دو روز بعد از زبان مرینت :امروز روزیه که باید رشته هامون رو انتخاب کنیم من که میرم مد الیا رفت خبرنگاری رز دکتر جولیکا نگم دیگه شده ارایشگر اصلا بهش نمیومد بابا ! امشب شب خیلی سردی بود (بچه ها کریسمس نه ها یه ماه دیگه که توش برف میبارید)خلاصه از فردا دانشگاه شروع میشد که یهو ...........
خب دوستان لطفا نظر بدید و با لایک و کامنت از من حمایت کنین در ضمن لطفا دنبال کنین وگرنه پارت بعد نمیزارم خیلی کم دنبال میکنین 🥴 دنبال =دنبال فالو =فالو