4 ماه پیش 4 اسلاید 531 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی ولاگ

نظرات بازدیدکنندگان (20)
  • پارت بعدی رو میخواید ؟؟؟؟

  • عالی بودددد🤍
    چند وقت پیش خونه تنها بودم بعد از ظهر بود. بعد یه صداهای مثل دویدن از طبقه بالا اومد ولی جالب اینه که طبقه بالا خالیه و کسی نیست😄😭
    منم که داشتم سکته میکردم یه چاقو برداشتم رفتم زیر پتو توی اتاقم در رو بستم و قفل کردم تا مامان و بابام بیان خونه😐

  • بیایید قبول کنید خونه تمام مادربزرگ پدربزرگا جن گوگولی معگولی که وقتی اونجاییم هفت جدمونو بیاره جلو چشممون رو داره😭😂

  • یه بار کلاس سوم بودیم رفتیم اردو ولی یادم نیست کجا بردنمون حالا بیخیال این قضیه میشیم. بعد رفتم دستشویی و توی دستشویی یه عالمه خون بود بعد یه راهرو هم داشت بی‌خیال وسط اون راهرو یه جا بود که آب از اون می‌رفت پایین اما اونجا داشت قلب انسان روده و خون می‌رفت هیچی دیگه کارمو نکردم اومدم بیرون و تازه اونجا یه باغ وحش داشت که فقط پرنده داشت بیشتر اما روی بعضی از درخت رد چنگ ناخون بود حالا مال کدوم چیزی بود اما خیلی ترسیدم و تا چند وقت بچه کابوس میدیدن از جمله خودم بسملا

    • چه خفنننننننن😃😃 کاشکی من جات بودمممم😂🥺

    • خوب آره باحال بود ولی الان که خودم داستان های خیلی ترسناک می‌نویسم زیاد برام ترسناک نیست ولی اون موقع خیلی ترسو بودم امسال بخاطر عمل مدرسه نرفتم خدا می‌دونه بچها چقدر رفتن اردو
      دارم تو خونه دق میکنم عاشق مدرسه بودم😭💔🖤

  • خب اگه دوست داری پستش کن
    ما اکیپمون سوم بودیم(الان ششم هستیم)همش میرفتیم طبقه بالا ما اونجا همش یه اتفاقایی میوفتاد و حتی ما چندتا کلید هم پیدا کرده بودیم حالا بیخیال یه بار که رفته بودیم طبقه بالا(یعنی طبقه سوم که الان اونجا شده راهنمایی)داشتیم گشت و گذار میکردیم که یهو با یه چیزی مواجه شدیم!
    یکی از دوستم و من یه رد دست خونی روی یه شیشه دیدیم بعدش خیلی بهش توجه نکرده بودیم فک میگردیم که بچه ها کردن بعدش فرداش دوستم یه چیز عجیب دید یعنی ما هممون دیدیم آقا تو دستشویی کل زمین و دیوار ها خونی بود..

  • یک روز با دختر خالم رفته بودیم کافه سرکوچه بعد که داشتیم بر می گشتیم یکی زد به شونه ی ما برگشتیم دیدیم یه مرد با یه صورت وحشتناک گفت فردا براتون اتفاقی پیش میاد
    ما نادیده گرفتیم و رفتیم.روز بعدش من کمرم خیلی درد گردن و ویروس گرفتم،از اون و هم دختر خالم حالش بد شد و رفت بیمارستان و هنوز هم هست و دستگاه بهش وصله از ماه پیش

  • خونه مامان بزرگم ج***ن داره
    شب منو بچه ها رفتیم پیش خونه ی مت*روکه که نزدیک بهت خونه مادربزرگمه یه سایه بلند و مشکی دیدم همه رفتن فقط من و پسرخالم بودیم رفتیم داخل خونه که که یه شیشه افتاد من و اون توجه نکردیم. و رفتیم ما هممون 2 هفته اونجا بودیم بعد از اون روز هر شب یچیزی میشکست دختر خالم که کلا 3 سالشه بعد از قبرستون همش با ی
    خودش حرف می‌زد و میگفت آلیس . یه آینه 3 متره دارن که کسی دستش به بالا آینه نمیرسه بالای آینه یچیز سیاه بود
    وحش**ناک ترین خاطره من

  • این خاطره رو پست کن اگه خواستی
    من توی اتاقی تنها نشسته بودم و هیج مردی تو خونه ی ما نبود بعد دیدم یک مرد اومده پشت پنجره و برای من صورتشو تکون میده بعد زیاد بهش دقت کردم که فرار کرد فک کنم 5 ساله بودم

  • عالی بود و ناظرش بودم

    • یه سوال، هر پست چند تا ناظر داره؟

    • آخه من یادمه که چند دقیقه پیش ناظرش بودم ...

    • ممکنه که دست دو ناظر افتاده باشه چون من یه پست بررسی کرده بودم ولی یه کاربر دیگه هم گفت ناظرش بودم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.