دروودد شومبوسگومبولیا🍪 امدیم با ولاگ یک روز :> ام امیدوارم خوب حمایت شه اگه حمایت نشه ب دلایلی باید پاکش کنم.. خب اره دیگه گفتم ی ولاگ بسازمو نتیجش این شد، لتس گوو
خب اول که ساعت ۱ بیدار شدمح... (اخه شب قبل تا ۵ونیم داشتم ی پست دیگه میساختم) دیگه بیدار شدمو ناهار کوفت کردم؛ عکس نگرفتمح خیلی ببخشیدد
یکم بعد از ناهار برقامون رفتو گوشیم اصلا نت نداشت بیکار بودم به شدت💔🗣 خلاصه من خودمو با فیلم دیدن سرگرم کردم (فیلم دانلود داشتم) چون داداشم خونه نبود ک رو اون کرم بریزم مجبور شدم خودم خودمو سرگرم کنم👈🏻👉🏻 شما شاهد یک تک صحنه از این بانو هستین🗣🎀
بعدش که دیگه تا ساعت ۵ برق نداشتیمو یکم قبل از اینکه برقا بیان داداشمو بابام رسیدن خونه دوباره تا برق اومد زدین از خونه بیرون که داداشم با بابام بره استخر منو مامانمم بریم آرایشگاه که متاسفانه توی آرایشگاه مث چی شلوغ بود و اونجاهم کوچیک بود عکسی گیرم نیومد
بعد از آرایشگاه رفتیم ی مغازه نزدیک آرایشگاه و خونهی مامانبزرگم یکم خرید کردیم که من برم خونه مامانبزرگم فقط هله هوله کوفت کنم، بعدشم رفتیم خونه مامان بزرگم، عکس بالاهم چیزاییه که خریدیم
دیگه رسیدیم خونه مامان بزرگمو من رفتم اسپیلتو روشن کنم که بیرون مثل چی گرم بود... ولی جاتون خالی معمولا خیلی کیف میده😼
آقا من یادم اومد گوشیم شارژ نداره و بدووو رفتم زدم تو شارژ چون ی درصد داشتو اگه خاموش میشد احتمال دوباره روشن شدن گوشیم ی صدم درصد بود👈🏻👉🏻 (بله حقیقتا گوشیم ی بار این اتفاق براش افتاد از همون روز دیگه خیلی مراقبتشو میکنم البته فک کنم💔)
یکم شارژ شد که من رفتم هلههوله هامو برداشتم که کوفت کنم بعدشم رفتم گوشیه پر شارژمو برداشتم روبلاکس بازی کردمو رفتم انیمال هاسپیتال (همون بازی جدیده توی روبلاکس animal hospital) حالا میپرسین چرا این بازی اخه اولین بار با داداشم همینجا بازیش کردیمو خیلی خندیدیم اخه بلد نبودیم، درحدی خندیدیم که کل خونه رو سرمون بود انگاریا همه ازمون شاکی بودن اینم عکس بازیشه
دیگه کلی بازی کردم که یادم اومد عوا کلاس آنلاین دارم و چون حدس میزدم دیر میام کتاب دفتارمو همراه خودم آوردم که همونجا برم تو کلاس ( کاواییا لطفا براتون سوال نشه که توی تابستون چه کلاسی دارم به خدا خودمم خیلی شاکیم از این قضیه)
اقا خلاصه اینم چندتا عکس از کلاسم اخه بنده از اونجایی که بسیااااار کند نویسم چندتا عکس گرفتم اگه عقب افتادم از رو عکسا بنویسم بلح به همین دلیل بود.
نصف کلاس گذشت که شام اوردن برامونو من اصلا انتظار شام نداشتم اما همراه کلاسم نشستم شام کوفت کردم و خدایی خوشمزه بود و این اصلا چیزی نبود که من انتظارشو داشتم اخه دلایل خودمو داتشم که دیگه دیگهه..
دیگه کلاس تامام تامام و ما رفتیم خونهو من نشستم یکم (اره بابا فقط یکم..) روبلاکس بازی کردم بعد رفتم تستچی و این پستمو ساختم و الانم که تو اینجایی👈🏻👉🏻
البته دیدم داری میخونی خاطراتم زنده شد
وایی خوشحالم دیگه قرار نیست برای تیزهوشان بخونم یسسس
وای اون بازیه تو روبلاکس🛐
کلاس اسنعداد تحلیلیه؟🗿