سلاااام من یاسمنم یه تست از خودم یهویی درآوردم کاملا تخیلیه پس اگه یه جاهاییش اشتب شده ببخشید چون یهویی بوده مرسی امیدوارم دوس داشته باشید
اول بگو ببینم بچه ماجراجویی هستی یا نه و اهل داستان تخیلی عشقی
سال آخر راهنماییرو تموم کردی الان تو دوران تعطیلاتی دختر کنجکاو و هیجانی هستی و دوست داری همه چیرو امتحان کنی خییلی به شدت کله شقی که یه روز دوستات بهت پیشنهاد میکنن که یه شب برین تو جنگل بمونین قبول میکنی؟(هواستون باشه که خصوصیات دختر توی داستان رو داشته باشید نه شخصیت خود اصلیتون)
اگه قبول نکردی که هیچ اما اگه قبول کردی باید بگم که خوب تاحالا خودتو تو داستان فرو بردی و قدرت تخیلت عالیه خلاصه قبول میکنیو با دوستات فردا صبح میرید جنگل باهم خوش میگذرونین و کلی عشق و حال میکنین تا موقعی که هوا تاریک میشه
چادر میزنین و آتیش روشن میکنین دارین صحبت میکنین که یه صدایی توجهتون رو جلب میکنه یه صدا مثل صدای پاگذاشتن روی چوب واکنشت چیه؟
میری ببینی چی بوده با اینکه بقیه هم بهت میگن که این کارو نکن اما خب کله شقی دیگه کاریتم نمیشه کرد یه نفرو از پشت میبینی که وایساده اولین کاری که میکنی چیه ؟
بهش میگی که اینجا چیکار دارین اونم صورتشو تا نصفه برمیگردونه و یه پوزخند میزنه در همین حین که تو گیج شده بودی صدای جیغ دوستاتو میشنوی با سرعت برمیگردی ببینی چی شده که با صحنه مرگ دوستات آغشته به خون روبه رو میشی جوری شوکه شدی که فقط صدای نفس کشیدن خودتو میشنوی
آروم آروم میری عقب که کمرت به یه نفر برخورد میکنه از ترس حتی برنمیگردی ببینی کیه یا چیه فقط و فقط با تمام سرعتت میدویی
انقدر میدویی که به وسط جنگل میرسی نفس نفس میزنیو دورو برو نگاه میکنی تا میاد خیالت راحت بشه که کسی نیس یه صدای نفس کشیدنو از پشت سرت میشنوی که خیلی نزدیکه انگار که پشت گوشته تا میای برگردی ببینی کیه با یه ضربه از گردن بیهوش میشی
وقتی بهوش میای میبینی که توی بیمارستانی ،یه پرستار پسر میاد بالای سرتو میگه بالاخره بهوش اومدی ؟خیلی سرگردونی یه پلیس وارد میشه و یه سری سئوالات ازت میپرسه تو هم که خیلی شوکه شده بودی میگی تنها چیزی که یادته اینه که وسط جنگل از هوش رفتی
دوسه روز میگذره و هیچ حسی نسبت به هیچچبزی نداری نه چیزی میخندونتت نه چیزی باعث اصبانیتت میشه نه حتی باعث غم انگار که کل احساساتت خاموش شده باشن میرین سراغ یه دکتر دکترا میگن که افسردگی شدید گرفتی که حتی میتونه موجب مرگت بشه اما اونا اشتباه میکردن تو افسردگی نگرفته بودی بلکه درحال تبدیل بودی اما تبدیل به چی؟
عالییییییی
❣ ❣
حسودیم شد بیاین داستان منم بخونین😂😂😂
🔮آینده ای در خواب🔮اولین داستانم هست بیا تو پیجم و به داستان منم سر بزن🤗 فالوم کنی فالویی بک میدم😜
عالی❣
🖤
خیلی قشنگه داستانت من عاشقش شدم حتمی بازم از این داستانا بزار لطفا 💛💛💛
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 عالی
به تستای من سر بزنید
داستانت خوبع ممنون
🖤
🖤🖤🖤🖤