نوبارا:مگه فصل ۳ تموم نشده بود؟ یوجی:یادم رفته بود... میسا:(میخواد یچیزی بگه ولی حرفی نمیزنه😅)...مگومی:من میرم خونه نوبارا:به این زودی؟ مگومی:میخوام استراحت کنم یوجی:باشه میسا:خب... نوبارا:بریم خرید؟ میسا:من لباسای قبلیم با لباس جدیدمو دارم... نوبارا:یونیفرم های جدید یا لباسای جدید خوب نیست؟ یوجی:اونجوری من بیکار میمونم نوبارا:منو می سا میریم لباس بگیرم توهم میری بگیری...یجوری میگی انگار همه جا فقط لباس دخترونه میفروشن پسرونه ندارن یوجی:باشه حالا غر نزن (کمی بعد) نوبارا:خب... می سا:یوجی چرا نمیاد؟ یوجی:سلاامم نوبارا:انقدر دیر کردی یوجی:هرچی بیاین برگردیم غروب شده میسا:باشه برگردیم نوبارا:گشنه تون نیست؟ میسا:من نه یوجی:منم گشنمه میسا:ببخشید ولی باید برگردم تمرین کنم نوبارا:وقت برای تمرین هستا! می سا:ببخشید ولی میخوام برم سر تمرین یوجی:فکرکنم نمیخواد باهامون بگرده نوبارا:شایدم چون تازه اومده احساس راحتی نمیکنه...ایتادوری میسپرم به خودت یوجی:بله نوبارا (می سا) خوب شد برگشتم...زیاد احساس راحتی نداشتم بعدشم باید تمرین کنم تا کارم خیلی خوب بشه
داره بارون میاد؟اشکال نداره من که از بارون خیلی خ*وش*م میاد(بارون داره میباره) خب وقته تمرینه (یوجی) یوجی:هی اون می سا نیست؟...نوبارا:آره گفته بود میره تمرین کنه ولی توی بارون؟ گوجو:پس درس رو جدی گرفته یوجی:گوجو-سنسه...نوبارا:آره...من میرم تو اتاقم بارون میاد لباسام خیس میشن گوجو:خب...یوجی چیکار کردی...یوجی:هیچی رفته بودیم بیرون...گوجو:میخوای توهم تمرین کنی؟ یوجی:با می سا؟...گوجو:آره دیگه...برای مبارزه اگه حریفت بجای عروسک چوبی یه انسان باشه بهتر نیست؟بعدا به نفرین هم تغییر میکنه...ولی فعلا باهم دیگه با سلاح های چوبی تمرین کنین
گوجو:سلام می سا می:سلام...گوجو:یوجی می سا باهم دیگه مبارزه کنید یوجی:دست خالی؟...گوجو:درسته ولی به همدیگه آسیب جدی یا آسیب نزنین (مبارزه) یوجی سعی میکنه به می سا مشت بزنه ولی می سا جاخالی میده(پریدن)یوجی:تعادل نداره وقتی خواست بیوفته رو زمین میزنمش(ذهن یوجی)...می سا:(بهش میخوره)تونست منو بزنه...چطوری منم خودی نشون بدم(ذهن می سا) می سا
می سا به ایتادوری مشت میزنه ایتادوری به می سا مشت میزنه و میندازه تش یوجی:باختی🥳 گوجو:فایت جالبی بود...می سا بد نبودی ولی باید بیشتر تمرین کنی... می سا:بله سنسه (می سا) می سا:شب خوش...یوجی:خدافظ خب جای بهتر شدن داشتم...باید بیشتر تلاش کنم... استفاده از انرژی نفرین شده...آسون نیست...اصلا هم آسون نیست آخرین باری که استفاده کردم نزدیک بود چند نفر بمی**رن...که اگه به موقع تمومش نمیکردم الان...من...آدم ک*ش*ت*ه بودم.
پایان پارت سوم...توی پارت چهارم بیشتر راجب گذشته ی می سا مینویسم و اینکه قضیه ی اینکه نتونسته درست از قدرتش استفاده کنه چیه.
نظرات بازدیدکنندگان (0)