5 ماه پیش 7 اسلاید 210 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (15)
  • در همین حال در ذهن روان‌پریش من چه می‌گذرد:
    (—هلن خوووب نیست؟مریضه✅🤡)
    (–سارا اشتی نمیکنه،هلنم میییمیرع🎀)
    (–من که میدونم اخررش سارا سرخاک هلن گل میبره🤣💘)

    • هی میخوام ادامه بدم ولی حوصلم نمیکشه😂
      منم مثل تو روان پریشم ولی نمیخوام دیگران روانپرش بشن بس سر خاک کنسله😅

  • خیلی قشنگه

  • imageNika
    خوشحال

    به نظرم یه بحث کوچیک اصلا ارزش نداره سارا باید بره با هلن حرف بزنه ولی هلن هم باید یک فکری به حال اون جمله اش بکنه

    • این هلن خنگم یدفه نگفت چرا سارا قهره
      الان مسئله اینه اینا چه جوری اشتی کنن

  • منم همین طور اشتی میکردم

    • اخرش که اشتی میککنن ولی چه جوریش مهمه

    • نمسدونم خودمم برام سوال هست

  • ولی اگه جای سارا بودم آشتی میکردم نمیذارم زیاد قهر باشیم فقط در حد درس عبرت

    • وای منم ی همچین شرایطی داشتم طرف میگفت همه از من بدشون میاد منم نشون دادم کسایی که از یکی بدشون میاد چیکار میکنن

  • من اصلا با هلن دوست نمیشدم از آدمای ضعیف خوشم‌نمیاد، حقیقتا و وقتی سارا نیستم چرا نظر بدم؟😂🤔

    • نمی دونم همینجوری جهت پر کردن کامنتا پرسیدم
      مرسی از کامنتت

  • منم دقیقا مثل توئم ولی به پای تو نمیرسم 😅
    مرسی از کامنتت
    حال خوب شده بود؟ بنظرم یکم یجوری بود

  • به عنوان یه کینه ای درجه یک و همچنین یه لجباز و مغرور باید هلن میومد معذرت خواهی می‌کرد بعد حالا شاید آشتی میکردم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.