این داستان که درواقع یجورایی هر پارتش جدا از پارت دیگه اش بود به پایان رسید ممنونم که همراه من بودید🌹
4 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
این داستان که درواقع یجورایی هر پارتش جدا از پارت دیگه اش بود به پایان رسید ممنونم که همراه من بودید🌹
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
داستانت به قدری غم انگیز بود و رو حالم تاثیر داشت که میتونم بگم افسردگی موقتی گرفتم (: شاید بخاطر اینکه واقعا اما رو درکش کردم و خودمو کامل گذاشتم به جاش و احساساتی که اون حس کرده بود رو منم حس کردم
:)) درواقع اما خودم بودم...
نمیدونم چی بگم ...
ولی مرسی که خوندی
همون اولش اینو فهمیده بودم (:
چی بشه گفت، منم امسال مدرسه ام رو عوض میکنم و میرم به یه مدرسه دیگه، جایی که هیچکسو نمیشناسم، و نمیدونم همکلاسی های جدیدم چطورین، دوست پیدا میکنم یا نه؟
اونم ادم درونگرایی هستم
چند بار مدرسه ام رو عوض کردم
و تصور اینکه دوباره باید از اول شروع کنم برام خسته کننده و ناراحت کنندس ولی چاره ایی نیست
قسمت ناراحت کننده اینجاست که من ت مدرسه قبلیم همه باهام خوب بودن و دوست بودن بعدش دشمنی ها و تهمت هایی کم کم شروع شدن، بازم دوستایی داشتم ولی خب...
فقط امیدوارم امسال همه چی خوب پیش بره
من خیلی آدم درونگرا و به قولی ضد اجتماع بودم و امسال خیلی بهتر شدم به لطف همکلاسی های جدیدم و البته اینکه بر ترسم تونستم یکمی غلبه کنم و معاشرت کنم...
چون فضای سمی ای تو مدرسه ی قبلیم وجود داشت و تو این مدرسه نمیگم خیلی بهتر بود ولی یکم بهتر بود
خداروشکر واقعا نمیدونی چقدر از شنیدنش خوشحال شدم که وضعت یکم بهتر شده ((: 🫂
ممنون:)♡
پایان غم انگیزی داشت ؛ اما عالی بود :)
ممنونم:))
دوستشیمم؟
حتمااا
بیا پی🌹
🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃
:))))
خیلی قشنگ بود..
خیلیی ممنونمم:>