سلام بچه ها واقعا ببخشید که دیر شده میدونم شاکی هستید 🙏🏻😞
در رو باز کردم یهو دیدم که.... تهیونگ میز صبحونه رو چیده بود وای چقدر خوشمزه بنظر میان اما اثری از تهیونگ نبود سریع رفتم به سمت دستشویی صورتم و تمیز شستم در رو باز کردم سرم و آوردم بالا دیدم که تهیونگ جلوم وایساده بود قلبم اومد توی دهنم .
من رفتم و نشستم سر میز منتظر بودم تا اونم بیاد و باهم شروع کنیم . ( چند لحظه بعد ) هرچی منتظر موندم نیومد از سَرِ میز بلند شدم رفتم دنبالش بگردم ، در اتاقش رو زدم کسی جواب ندادم یهو ...
یکی از پشت کشیدم افتادم توی ب*غ*ل*ش با تعجب فقط نگاهش میکردم اونم بهم خیره شده بود 🥴 باهم دیگه رفتیم و صبحونه خوردیم ، بعدش رفتم و روی کاناپه نوشتم اونم اومد و ذوب کاناپه روبروییم نشست شروع کرد به حرف زدن تهیونگ : چند سالته ؟ رز : 24 سالمه تو چطور ؟ تهیونگ : 27 سالمه تهیونگ : چه رنگی دوست داری ؟ رز : مشکی و سفید تهیونگ : اتفاقا منم همینطور ، میگم بدت نمیاد آنقدر سوال میپرسم ؟ آخه دلم میخواد بشناسمت خب حداقل قرار یه مدت باهم زندگی کنیم رز : نه مشکلی نیست
تهیونگ : دوست پ**س**ر داری ؟ رز : نه تا حالا نداشتم تهیونگ زیر لب گفت : اوهوم رز : میگم نظرت چیه امشب اگه میتونی باهم شام بخوریم ؟ مهمون من تهیونگ : باشه قبوله
شب شده بود طرف های ساعت 8 بود . به تهیونگ گفتم آماده بشه خودمم سریع رفتم توی اتاق تا آماده شم ، یادم اومد لوازم آرایشی ندارم در کشو میز آرایشی رو باز کردم دیدم پر از رژلب و پنکیک و .... کلی چیزای دیگه هس سریع رفتم و در اتاق تهیونگ و زدم اجازه داد برم داخل ازش پرسیدم :
اون لوازم آرایشی های داخل کشو اتاقی که داخلشم میشه ازشون استفاده کنم تهیونگ : آره اونا واسه تو هستن تو با خوشحالی دویدی سمت اتاق یه لباس شیک پوشیدی ( محض اطلاعاتون 🤗 رز بعد از اینکه اومده خونه تهیونگ رفته لباس خریده ) و یه آرایش ملیح کردی کفش های با کفشهای پاشنه بلند ( عکس بالا تیپ رز هست ) رفتی بیرون و منتظر تهیونگ وایسادی یهو ...
بسی زیبا