درشروع فقط خدا اما ناگهان فرد دیگری ظاهر شد بیل سایفر اول( قابل توجه ای بیل سایفر خودمون نیست) ناگهان صدایی شنید حواست به بیل و کیل باشه حواست به ویل هم باشم اما یه جور دیگه نسل های نسل گذشت و خانواده سایفر بزرگتر شد و در آخر سه سایفر جدید اومدن بیل سایفر دوم(بیل خودمون) کیل سایفر ویل سایفر در اوزمان خانواده سایفر الهه بودن کیل الهه خشم و نفرت ویل الهه گریه و اندوه و بیل سایفر الهه شرارت
برگردیم سر داستان خودمون دیپر بیدار شد و خودشو توی جای عجیبی دید همه جا سفید بود و هیچ چی اونجا نبود ناگهان دوتا موجود عجیب که چیزهایی شبیه شاخ داشتن جلوش ظاهر شد
از زبان دیپر شما ها کی هستین؟ پسر: اسم من اکسولاتله و.... دختر: برو کنار اگه بخوای همینجوری ته ته په ته وقتمون رو از دست میدیم خیلی خوب ما نسخه های تو میبل در حالت اکسلاتلی هستیم
و باید بگیم که به کمکت نیاز داریم ولی فعلا باید فرار کنی دیپر چی چرا باید فرار کنم اینجا چه خبره ناگهان یک دروازه کوچک زیر پای دیپر باز شد و دیپر افتاد. دیپر احساس کرد که از خواب پریده و فریاد زد میبل اما یه زن از در اتاق اومد تو و گفت پاشو دیگه ماسون چقدر میخوابی دیپر اینجا چه خبره اسن اینجا کجاست لطفاً منو ماسون صدا نزن زن: پس چی صدات بزنم خوب معلومه بهم بگو دیپر یا حداقل بگو پاییز یهویی پسر اومد تو گفتی چی دیپر پاییز خودتو با اون خانواده پولدار مقایسه می کنی لابد میخوای بگی میبل پاینز خواهرته پگ یگ دیپر تازه متوجه شده بود که داخله پرورشگاهه
دیپر چند روز آنجا بود ولی هرکاری کرد نتونس خارج بشه این چند روزه اونجا خیلی اذیت شد کتک خورد رفت تو انفرادی یه شب که خوابید از خواب پرید خودشو تو کلبه دید. داد زد میبل میبل گفت چته دیوونه ساعت ۴ صبح ها دیپر پرید بغل میبل میبل گفت دیوونه شدی احمق خان برو بخواب اما جوابی نشنید میبل داد زد دیپر حات خوبه دیپر دیپر
دیپر بیهوش شده بود وقتی چشماشو باز کرد خودش توی بعد کابوس دید یک میلیون سال قبل از شکست بیل دیپر گفت هم تو مکان هم تو زمان و هم توی ابعاد سفر کردم این دیگه زیاده روی
بیل گفت تو دیگه کی هستی من الهه شعر و موسیقی دیپر حرفشو قطع کرد و گفت بیل سایفر سر منو شیره نمال من تورو خوب میشناسم ای شیطان ع.و.ض.ی یهویی شکاف ناپایدار و باز هم رفت توی بعد دیگه
این بار سمندر مصری بسیار بزرگ دید سمندر یک شعری خوند اون دنیای خودش را نابود کرده دروغ میگه که شاده در تلاش برای ساخت دنیای دیگر اما یک دنیای دیگه هم باید فدا بشه دیپر تا اومد چیزی بگه خودش توی بعد دیگه دید
ببخشید اگه کم بده ولی قسمت های دیگر برای خیلی جالب باشه
خداحافظ
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
کارت واقعا عالیهه
مرسی
زیبا بود ولی باید بگم بیل الاهه طمع هستش و ویل الاهه احساسات ولی خب درکل خوب بود
می دونم داستان های بقیه رو هم خوندم ولی این داستان تخیلات نویسنده است ولی چشم تو داستان بعدی درست مینویسم
البته اگه این نوشته رو خودت تغییر دادی پس اوکیه من فکر کردم شاید نمیدونی گفتم بهت بگم