💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
تهیونگ:برو بخواب زده به سرت الان میوفتی سلنا:چرا اینجوری شدی حالت خوبه تهیونگ :گفتم برو بخوابببب سلنا:گفتم نمیخواممم تهیونگ هم یه دست اداخت پشت زانوم یکی دور کمرم و خوابوندم رو تخت تهیونگ:مگه نگفتم بخواب؟ سلنا:تو بگو چت شده تهیونگ: هیچی نیس لیز خوردم سلنا:پس چرا دستت... خون...میاد؟ تهیونگ:گفتم خوردم زمین
سلنا:گفتم نکنه باز با جیمین دعوا کردی 😣 وی سرشو انداخت پایین و کفت:تو خودتو قاطی نکن اصن تو چیکار داری دعوا کنیم هم به خودمون مربوطه بعد کوک با استرس اومد تو یه پاکت رو گذاشت رو میز عسلی جفتم و دست ویرو کشوند و رفت سلنا:یعنی حاضر بودم با آفتابه شیک شکلاتی بخورم ولی اینجوری ضایع نشم😂🙄 پاکت روبرداشتم با چیزی که توش نوشته شده بود تقریبا یه شوک عصبی بهم وارد شد و دیگه هیچی نفهمیدم🥺 (بیچاره من😣) این عکس که میبینید عکس عقش منه اوکی🥰
آخ دل من رف برات که آخر دفترات خرچنگ قورباغه مینوشتی😂
حالا که رفدیم تو جو یه خبر بد اسلاید بعدی میگم و بعدش ادامه داستانو😂🙄
خبر بد اینکه به احتمال90% MY LOVE رو ادامه نمیدم😂🙄 /ای وای که چقدر بد بود😂😂😂😂😂 /
نامه-نمیخواستم بهت بگم چون ممکن بود فکرکنی تقصیر توعه ولی وی و جیمین دعوا کردن و هم وی هم جیمین آسیب خیلی جدی دیدن اونا فقط حال تورومیپرسن الان حتما وی اومده پیشت خیلی نگرانت بود جیمین هم خواست بیاد ولی دکترش به زور گرفتش امیدوارم خوب باشی و بهشون دروغ نگفته باشم:/ از طرف شوگا 🥺🥀
چرا بعدی نمیاد🥺🥺🥺🤧🤧🤧
واااااای....پارت بععععد
سلام عاجی جونم خوبی خیلی عالی بود ادامه بده و خواهش میکنم ادامه بده MY LOVE خواهش عاجی دیا منو به کشتن نده😐😐😐😑😑😑😑😂😂😂😂😂