
ناظر جونم چیزی نداره ردش نکن جان هر کسی که دوسش داری
یکم گذشت که در زدن سریع دویدم رفتم درو باز کردم _سلام ~سلام چطوری توی _خوبم تو خوبی ~بدو بریم تا شب میخوایم کلی خوش بگذرونیم _باشه رفتیم سثار ماشین شدیم. _خوب کجا میخوایم بریم ~سوپرایزه _باشه بریم. حرکت کردیم _کره چه جای قشنگیه ~مگه اینجا زندگی نکردی _اون موقع بچه بودم فقط فرانسه رو خوب میشناسم ~خوب پس به نفع من شد _چرا ~نمیفهمی دارم کجا میبرمت _مگه داریم کجا میریم ~میفهمی _ بگو دیگه ~نمیشه _کوکی اذیت نکن ~نچ یک ساعتی توی راه بودیم که رسیدیم ~خوب رسیدیم داشتم پیاده میشدم که دستم رو گرفت ~عا عا خانم مین صبر کن بعد خودش پیاده شد یه چشم بند گذاشت رو چشمم و کمک کرد پیاده شم _چرا هرچی میریم نمیرسیم ~صبر کن خوب همین جا وایسا چشم بند رو برداشتم جونگ کوک هم پشتم بود _وای اینجا چقدر قشنگه یه مزرعه گل بود با گل های صورتی و قرمز ~قشنگه. _خیلی ~تازه این بخش کوچیکشه دنبالم بیا رفتیم پایین تر. _اینجا پاشگاه اسب سواریه ~اره جونگ کوک رفت دوتا اسب سفید و مشکی گرفت
رفتیم لباس مخصوص اسب سواری پوشیدیم ~سوار شو _چی من اسب سواری بلد نیستم ~خودم یادت میدم سوار اسب سفید شدم خودشم سوار اسب سیاه شد بالخره تونستم اسب رو راه بندازم همین جوری کنار هم اسب سواری میکردیم ~دایون _بله ~یه سوال بپرسم _هوممم ~تو این مدت که نبودی چیکار میکردی _اون پلیس ها از بچه های خودمون بودن وقتی رفتم سهون و میرانا به دلیل خیانت به پایگاه کش.ته شدن. ~چطور کش.تن ادم ها انقدر براتون راحته _جونگ کوک ما دوره دیدیم دوره هایی که وقتی بهش فکر میکنی مغذت سوت میکشه ~مثلا. _تو میگی کش.تن ادم ها انقدر اسونه من برای اینکه برام کش.تن اسون باشه باید ادم میک.شتم توی یه سالن 20 تا مجرم بودن یه تفنگ با بیست تا تیر باید میکشت.یمشون مگه رد میشدیم و دفعه بعد خودمو جایه اون مجرم ها میبودیم ~یعنی اگه نمی.کشی خودت کش.ته میشدی. _اره ~......... _چیه تعجب کردی. ~تعجب کردم چون جایه تعجب کردنه دوره ای که تو دیدی خیلی سخت بود _........ ~چند تا ادم تا حالا کشتی افسار اسب رو کشیدم تا وایسه جونگ کوک هم همین طور وایساد ~چی شد ناراحتت کردم ببخشید من.... _خیلی اونقدری که حسابس از دستم در رفته از اسب پیاده شدم و چند قدمی جلو رفتم جونگ کوک دستاشو گذاشت رو شونم و گفت ~بیا دیگه گذشته رو فراموش کنیم و به اینده فکر کنیم _گذشته من به این اسونیا فراموش نمیشه ~من کمکت میکنم عش.قم با حرفی که زد چشمام گرد شد محکم بغلش کردم هوا تاریک شده بود رفتیم لباس های خودمون رو پوشیدیم و رفتیم یه کافه همون ورا.
رفتیم و یه میز که کنار پنجره بود رو انتخاب کردیم نشستیم رو به روی هم دوتا هات چاکلت سفارش دادیم همون لحظه بارون شروع کرد به زدن سکوت بینمون حکم فرما شده بود که گارسون این سکوت رو شکست : بفرمایید. ~ممنون. هات چاکلم رو میخوردم و بیرون رو نگاه میکردم ناراحت بودم چرا سکوت کرده و چیزی نمیگه _نمیخوای چیزی بگی ~چی بگم دلم شکست چرا یکدفعه اینجوری شد _هیچی سکوت کن ~دایون. _بله. ~من دوست دارم اونقدری که توی این دنیا جا نمیشه هم زمان با حرفش جعبه کوچیکی رو در اورد و روی میز گذاشت و با انگشتاش اروم حلش داد سمت من منی که توی شک بود با دسته لرزون جعبه رو باز کردم ~با من ازدواج میکنی توی شک بودم نگاهم به حلقه توی جعبه بود سرم رو اوردم بالا _بله اون شب کلی خوش گزروندیم توی راه که داشتیم میرفتیم سمت ماشین دست جونگ کوک رو شونم بود چوری که توی بغلش بود منم دستم پشت کمرش بود و اینجوری راه میرفتیم _امشب بهترین شب زندگیم بود ممنون ~از این به بعد هر شب رو بهترین شبت میکنم سوار ماشین شدیم دم در خونه پارک کردم. _خدافظ. ~خدافظ شبت بخیر. چند لحظه ای چشمامون به هم گره خورده بود و سکوت کرده بودیم. _دوست دارم اقای جئون. ~من شمارو بیشتر دوست دارم خانم جئون _چی جئون؟! ~اگه بخوای زنم شی میشی جئون دیگه. _فعلا که نشدم چشمکی زدم و پیاده شدم رفتم داخل رو مبل نشستم و به حاقه توی دستم نگاه کردم. _خانم جئون لبخندی زدم و رفتم خوابیدم یک هفته گذشت جونگ کوک منو توی کنسرت معرفی کرد و به خاطر من کلی هیت گرفت اما تسلیم نشد امروز روز عروسیه منه من شاید جاسوس بودنمو دوستامو خانوادمو از دست دادم اما کسی رو بدست اوردم که ارزش از دست دادن تمام این چیز هارو داشت #دوشیزه مین دایون ایا حاضرید با اقای جئون جونگ کوک ازدواج کنید و در غم و شادی زندگی با او باشید. _بله
خوب اینم از پارت اخر ممنونمکه تا اینجا با من اومدید و یه چیز رمان من فصل دو داره و من بعد از چند روز استراحت شروع میکنم به نوشتن فصله دوم من قانون رو دور زدم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام دوزتان
اومدم یه وبلاگ معرفی کنم که توش فیکشن های خیلیییییی باحالی میذاره 🤩🤩🤩
البته شخصیت های فیکشن خیالی هستن و کره ای
یه فیکشن B. L هست
اسم: fall the moon
ادرس:Arnoord3H333.blogfa.com
لطفا حمایت کنین اگه حمایتش و کامنت هاش زیاد بشه به کسایی که حمایت زیادی کردن و کامنت زیاد گذاشتن یک هدیه خیلی بزرگ میدم🥰
هدیه امتیازه
ادمین عزیز پین کن🖤💣
سپاس از همه
عالی😢
وای خیلی خوب بود:)
تست منتشر شد هر وقت میبینم داستانی که منتظر پارت جدیدشم تو صفه بی صبر منتشر می کنم🤣
😂😂😂