ناظر تروخدا بمنتشر🤝
امروز مثل همیشه رفتیم دانشگاه و برگشتیم. گوشی جینو چک کردم و وقتی مطمئن شدم پیش هم نیستن با شماره جین به هرکدومشون پیام دادم که: یاخدا یه اتفاقی افتاده بجنب بیا این لوکیشننن. یکم بعد با یکی از شماره های کارم به جین پیام دادم که: سلام کوکم سریع بیا مخفیگاه. خودمم که دیشب جی پی اس جینو برداشته بودم رفتم اونجا. هنوز نیومده بودن منم قایم شدم و منتظر موندم. (از زبون جیمین) داشتم بیرون قدم میزدم که جین پیام داد. وقتی خوندمش اول تعجب کردم ولی رفتم و سوار ماشینم شدم که برم پیشش. (10 مین بعد) رسیدم اونجا. یجور خرابه بود. وقتی رفتم تو دیدم کوک اونجاس. کوک: عه تو اینجا چیکار میکنی؟😳 جیمین: سوال منم هس. اصن خود جین کجاس؟🤨 کوک: نمیدونم ولی اینجا مخفیگاهش بود فقط منو جین اینجارو میشناختیم..
یونگی و هوسوک و تهیونگ و نامجونم اومدن. ته: عه شمام اینجایین؟ کوک: شاید خواسته هممونو یجا جمع کنه یچیز مهم بگه. جیمین: خو تو خونه میگفت. بعدشم، چرا به هرکدوممون تکی پیام داده؟ بالاخره جینم اومد. جین: شما اینجا چیکار میکنید؟ کوک یعنی انقد بی معرفت شدی؟😕 کوک: من؟ تو خودت گف... (...): پس دی ام واقعی اینه. حدس میزدم...😈 برگشتیم و دیدیم یه دختر با لباس و نقاب بنفش پشتمون وایساده. جیمین: تو کی هستی؟ - اول تو بگو، جیمین بودی نه؟ رهبر گروه مثلا بزرگ دی ام. جیمین: دی ام چیه؟ - واسه این ادا اطوارا خیلی دیر شده. لو رفتی آقای پارک😎 جیمین: واسه زنده موندن توعم دیر شده. بهتر بود بجای فوضولی راهتو میگرفتی و میرفتی. اس•حمو در اوردم و سمتش گرفتم. بقیم حالت دفاعی گرفتن. - من که از جونم نمیترسم ولی فکر نکنم شما جرعت اس•حه کشیدن رو جسی رو داشته باشید.
یونگی: جسی؟! جیمین: ینی تو...جسی ای؟!😳 - اوهه چتونه مگه روح دیدین؟ نکنه شاخ و دم دارم؟😐 جیمین: خب بگو چی میخوای؟ - هه، من چی میخوام؟ این شمایین که در به در دنبالمین. حتی بهترین هکر اینورام که میشه رفیق شما، دست از هک کردنم کشیده. کوک: دروغه بابا میخواد منو ضعیف نشون بده. - من مدرک دارم ولی الان حرف مهمتری هس. من فقط دنبال یه گروهم که باهاش به دشمنم برسم و شمام دنبال منین که به هدفتون برسین. میتونیم به هم کمک کنیم نه؟ جیمین: حقیقتا علاقه ای به این همکاری ندارم ولی تو قیافمونو دیدی پس یا باید بمیری یا همکار شیم که فعلا زندت میزارم. - هه چه افه ایم میاد. مثلا شما بیشتر از من بهم احتیاج داریناا. هوسوک: خب حالا که تو مارو دیدی بزار مام تورو ببینیم. - امر دیگه ای نی؟😐 جیمین: راست میگه، تو چهره مارو دیدی پس اون نقابو از صورتت بردار که بی حساب شیم. - اوو آره..اوکی ولی همونطور که میدونید باید بین خودمون باشه، رواله؟
(از زبون جینهو) جیمین: هوم. - آها یادم رف...وقتی منو دیدین مثل جن زده ها نشید. ته: ینی انقد زشتی؟ همشون:🤣 - سکوت! نچ فقط خواستم آمادگیشو داشته باشی. نقابمو برداشتم. همه فکشون افتاده بود. جین: توووو؟!! جیمین: مینجه...؟ بقیشون: برگامم... - یااا چتونه؟ بخدا روح نیستم😐 نامجون: ینی تو همون مینجه ای؟ - پ ن پ سلنا گومزم. جیمین: چجوری فهمیدی؟ - اونش مهم نیس. من منتظر قراردادمونم. جیمین: باید بهش فکر کنیم. - تا وقتی جسی بودم رو هوا قبول کردین الان که مینجه عم باید فکر کنید؟! من با آدمایی که ایسگام کنن کار نمیکنم. خواستم برم که... جیمین: منظورم این نبود که میتونی بری. کسی که قیافمونو ببینه تضمینی برا جونش نیس.
- پس همین الان کارمو تموم کن چون عمرا بزارم یکی جواب کمکمو با اس•حش بده. جیمین: ولی من بازی کردنو دوست دارم😈 - بازی... الحق که بچس ولی چاره ای نیست. - پس همکاریم؟ دستمو جلو بردم. اونم دستشو اورد و باهام دست داد. جیمین: همکاریم😏 بعدش برگشتم خونه و رو تخت ولو شدم. داشت خوابم میبرد که مینسو اومد. * سلام کجا بودی؟ - سر قبرم. * جدی باش دیگه. - خو ب تو چه که کجا بودم؟ * مثلا همکاریما😕 - پیش همکارای جدیدم بودم. تو که کلا با دوستاتی ماموریتو یادت رفته. * این ماموریت توعه من فقط قرار بود چشمات باشم که هستم. - خب پس تو کارا و رفت و آمدم دخالت نکن. * باشه🤷 (فردا) رفتم سر کلاس و نشستم. یدفه یکی تو گوشم گفت: ساعت 5 و نیم عصر اینجا باش. این گوشیم با خودت بیار...
اولش نفهمیدم ولی بعد مینسو گفت که یه لوکیشن تو این گوشی هس که ظاهرا باید برم به اون لوکیشن. نیم ساعت قبلش راه افتادم و رفتم اونجا. یه خونه بود رفتم جلو در و زنگ زدم. (...): بله؟ - سلام مینجه عم. (...): یه لحظه... بعد چند ثانیه گفت: بفرمایید تو. و درو باز کرد. رفتم تو حیاط. صدای پای یکی میومد که فهمیدم جیمینه. جیمین: بیا تو. - همینجا خوبه بگو کارتو. جیمین: نمیشه باید بیای. - نچ نمیام. جیمین: پوفف تو قراره تا آخر ماموریت اینجا باشی پس انقد غر نزن و بیا داخل. - یااا وایسا ببینم...همینجوری واسه خودت بریدی و دوختی یه مشورتم نمیکنی؟ ببین با کیا همکار شدم...🙄 جیمین: من لیدرم پس من میگم چیکار کنیم. -بیشین بینیم باو😑 جیمین: برا اینکه جلو چشممون باشی باید بیای حالا یا با زبون خوش میای یا با زور میارمت. (ادامش نتیجه)
انیونگ کیوتم🦕🌸
ما𝐁𝐀𝐍𝐀 𝐁𝐀𝐘𝐄𝐒هستیم🐬🍓
به فندوممونʙᴀɴᴇᴍɪʏمیگیم🥝💕
ممنون میشیم به اکانت ماهم یه سری بزنی و ازمون حمایت کنی🧤🌸
میدونی با پین کردن این کامنت روی لب ما لبخند میاری؟🖤☁
تنک بابت خوندن کامل این کامنت:)🍓💕
انیو🕸️🕷️
من یه ایدل خفن و تازه کارم به نام کارینام🕸️🕷️
اسم فن هام s.m.nمخفف سی مای نیمه🕸️🕷️
توهم s.m.nمیشی که با من تو واندرلند زندگیم ماجراجویی کنی؟🕸️🕷️
اگه جوابت اره ست به تست بیوم سر بزن🕸️🕷️
.............
متاسفم بابت تبلیغ اگه ناراحت شدی پاک کن
داستانت خیلی قشنگهه لایک شد
ممنون🙂
پارت بددددددددددییییییییی
باشهه♥️💫