
سلاممم خوبیددد ی سوال دارم نظرتون چیه بعد داستان اسلاید های اضافی رو با معرفی داستان های قشنگ یا تستای مورد علاقم پر کنم شما هم برید بخونین؟
تیکی: ا... ستاد فو؟!!! 😭 پلگ: استاددددد😭 ادرین: این.. امکان نداره.... اینجا داره چه اتفاقی میفته... ( ی صدا) : این دنیا از راه خودش خارج شده.... نمیتونید فرار کنید قراره همه چیز ب نابودی ب پیونده.... ولی هنوز راهی هست اون راه( و صدا قطع میشه) تیکی: اون راه چیه 😭 ادرین: صدای چی بود؟؟؟ پلگ: شاید فرکانسی از اینده بود ولی یعنی همه ما میمیریم.. نهه پس معجزه گر ها چی باید چیکار کنیم؟؟؟ ادرین: لیدی باگ! من تا موقع ای که اون بیاد از جعبه محافظت میکنم تیکی:: ممنون ادرین
تیکی: ا... ستاد فو؟!!! 😭 پلگ: استاددددد😭 ادرین: این.. امکان نداره.... اینجا داره چه اتفاقی میفته... ( ی صدا) : این دنیا از راه خودش خارج شده.... نمیتونید فرار کنید قراره همه چیز ب نابودی ب پیونده.... ولی هنوز راهی هست اون راه( و صدا قطع میشه) تیکی: اون راه چیه 😭 ادرین: صدای چی بود؟؟؟ پلگ: شاید فرکانسی از اینده بود ولی یعنی همه ما میمیریم.. نهه پس معجزه گر ها چی باید چیکار کنیم؟؟؟ ادرین: لیدی باگ! من تا موقع ای که اون بیاد از جعبه محافظت میکنم تیکی:: ممنون ادرین اگه معجزه گر ها قدرت درونیشون پیدا بشه.... ادرین: تیکی کجاییییی پلگ: احتمالا لیدی باگ احضارش کرده ادرین: احضار چیه پلگ: نیاز نیست بدونی مرینت: ک....... ج.. ا.... ی.. تیکی: من اینجام هققق مرینت جونم استاد فو..... اون...... مرده ( و چشای مرینت سیاه تر میشه و بدون هیچ حرفی یا حرکتی اشکای مرینت دوباره میریزه یک قطره...دو قطره...س قطره و.... ) یک افسانه هست که میگه وقتی نگهبان جعبه میمیره و جعبه بدون نگهبانه جعبه خودش دنبال نگهبانش میگرده و کسی که انتخاب میکنه درد زیادی رو تحمل می کنه تبکی: مرینتتتت حالت خوبه؟.؟؟؟ نکنه جعبه داره مراسم اکاندی رو اجرا میکنه نه نه نه اکه اینجوری باشه مرینت با این وضعی که داره ممکنه بمیره ( همون لحظه تموم کسانی ک معجزه گر دارند جز مرینت چشماشون کامل سفید میشه و زیر لب سرود باستانی رو میخونن و موهای مرینت تو هوا میره و همیطور خودش و حاله ی درخشانی دورش درست میشه و جعبه در حال تغییر میشه رنگ ها تغییر پیدا میکنه، جعبه و شبیح یک جعبه موسیقی قدیمی میشه و اهنگی خیلی غمگین ازش پخش میشه مرینت اون لحظه اشک هاش سرازیر میشه تیکی: مرینتتت😭 میدونم سخته ولی قدرت درونیتو سرکوب کن مگرنه تو تبدیل به.....( حالا حالا ها نمیگم) مرینت که با اشکش درد رو تحمل می کرد با جعبه موسیقی خوند بی صدا ولی اروم غمگین و زیبا صدای اهنگ ب گوش تموم مردم پاریس رسید و همه اون لحظه دردشون رو با گریه رها کردن مرینت.. اون باعث شد که همه خودشونو برای یک بار خالی کنن بعضی ها تحمت دزدی خورده بودند بعضی ها خیانت و....... همه باهم خودشونو خالی کردن و در حالی که مرینت داشت با اهنگ با درد مقابله میکرد همه از نظر قلبشون بهبود پیدا کردن و تا صبح همه فراموش کردن ولی دیگه اون درد رو تو قلبشون نداشتن
برای اولین بار صبح جدید در پاریس با امید مردم شروع شد البته به جز.... مرینت تیکی: مرینت مرینتتتتت خوبی؟؟؟؟؟ مرینت: ( کلشو به نشونه اره تکون میده با اینکه همون لحظه خون کنار لبشو پاک میکنه) تیکی: مرینت هقق خیلی ترسیدم خیلی... خوش حالم.... که زنده ای مرینت تو حتی تونستی جعبه رو اروم کنی همیطور نیروی درونیتو هزاران قرنه کسی اینکارو نکرده جعبه الان کامل شده! مرینت میتونی جعبه رو باز کنی؟؟؟ ( همون لحظه مرینت دسته جعبه موسیقی رو میچرخونه و باهاش با کلام میخونه و جعبه باز میشه) کوامی مار: ارباب سلام چیی لیدی باگ؟؟ تیکی: سس سلامم مرینت ارباب جدیده استاد فو هق اون مرده هقققق سس: بیاین بیرون بقیه کوامی ها: چیشده یعنی واقعا تونسته جعبه و قدرت درونیشو سرکوب کنه؟ بگو اون نور چیبود از جعبه میومد پس ارباب.... سس: این خبر بدیه ارباب هق اون مرده همه کوامی ها: هقققققققق
و بعد همه کوامی ها مری رو بغل میکنن و یکدفعههههه
خخخ نموگممم اومدم بهتون یسری چیزارو بگممم (هققققق) صدای گریست ( " ") " این میگه تو این زمان چ اتفاقی داره می افته زیاد فرقی با پرانتز نداره ولی معمولا از پرانتز برای حرفای خودم ب شما استفاده میکنم
لایک و نظر یادتون نرههه😂
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی
بعدیییییی به داستان منم سر بزن😉😉
عالیییییی بود😢قلبم رو بلرزه اورد😔😧
ممنونم
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ممنون