سلام عملیات بعد روز آخر
پرایس: سوپ انگار گوست و روچ مردن و منو تو و نیکولای موندیم وقتی علامت دادم باید با سرعت خودت رو به من برسونی. ماکارو پرایس هستم با احتمالات من تو یک هفته هم دووم نمیای پس جای شپرد بگو ماکارو:و تو چیکار میکنی پرایس:میرم و حالش رو میگیرم
سوپ:سوپ با توئم بدو بدو بدو فرارررررررر مادرجون روک:آقا من تو ماشینم سوپ: من دارم میام کلی دشمن رو تار و مار کردم دارم میام دیگه
پرایس:سوپ؟ سوپ:پسر مرد چیه؟ پرایس:کی میای سوپ:میام بابا روک:داداش من دارم میرم پرایس: تو خیلی اشتباه میکنی بری بدون ما من رسیدم باید منتظر سوپ بمونی
سوپ:دارم میامممم پرایس:خوبه روک:فقط بیا نیکولای:کاپیتان پرایس شما با ماشین بیاید داخل هواپیما ی من پرایس : باشه سوپ: من همرو مورد عنایت خودم قرار دادم ( سوپ جان یه سؤال تو زیادی حرف نمیزنی؟ سوپ: ساکت من هر چقدر دوست داشته باشم حرف میزنم من: منم دوست داشته باشم میندازم بیرون داستان سوپ: آقا ول کن ببخشید)
بریم صفحه بعد و ادامه رو داشته باشیم بریم بریم بریم
پرایس: سوپ کجایی؟ سوپ: پدر من من دارم میام. پرایس: ا زود باش کفر منو در آوردی سوپ: باشه باشه سوپ: رسیدم به ماشین روک با گاز رفت ما هم تیر اندازی میکردیم و یهو روک میمیره پرایس : سوپ کنترل ماشین رو به دست بگیر سوپ:منم با گاز مهکم رفتم تو هواپیما
نظرات بازدیدکنندگان (2)