نقش اصلی ا.ت و جونگ کوک علامت ا.ت+
سلام این اولین داستانم هست امید وارم خوشتون بیاد و راستی داستان از گذشته است💜💜
فلش بک# من ا.ت ۱۹ سالمه از پدر و مادرم تو بچه گی مردن من مجبور شدم برم پرورشگاه ولی وقتی ۱۵ سالم شد فرار کردم اومد تو این باند مافیا و یکی از بهترین ها شدم. دیگه باید برم رییس دیروز گفت فردا صبح بیا دفترم رفتم و در زدم ( علامت رییس=) ( الامت ا.ت+) = سلام ا.ت خوبی؟ +ممنون کاری داشتین = اره بشین بهت بگم خب نگاه کن دیروز جلسه ای بود بین مافیا های کله گنده و من اونجا یک مافیا ی خیلی کار بلد پیدا کردم.
= خب اون قراره با تو کار کنه + ولی من تکی بهتر کار میکنم = ولی همیشه چند نفر بهتر از یدونه عمل میکنه نگران نباش پسر خوبیه + چجوری تو یک روز شناختینش؟ = اههه چقد حرف میزنی بزار بگم بیاد تا باهاش اشنا شی
به بادیگارد دم در گفت به پسره بگه بیاد پسره اومد داخل حتی بهش نگاه هم نکردم چون ازش متنفر بودم یک روزه میخواد جای منو بگیره مگه کشکه؟ = ا.ت با جئون جونگ کوک اشنا شو. اون پسره اومد جلو و تا باهام دست بده (علامت جونگ کوک×) × سلام من جونگ کوک هستم و شما؟ +دستش رو زدم کنار و خیلی سرد گفتم +ا.ت هستم کیم ا.ت
به بادیگارد دم در گفت به پسره بگه بیاد پسره اومد داخل حتی بهش نگاه هم نکردم چون ازش متنفر بودم یک روزه میخواد جای منو بگیره مگه کشکه؟ = ا.ت با جئون جونگ کوک اشنا شو. اون پسره اومد جلو و تا باهام دست بده (علامت جونگ کوک×) × سلام من جونگ کوک هستم و شما؟ +دستش رو زدم کنار و خیلی سرد گفتم +ا.ت هستم کیم ا.ت و بعد رفتم بیرین که یهو
لطفا لایک کنید و نظرتون رو بگین اسلاید بعد عکس رییس
آخرین معموریتشون😐🌟
خیلی کمه😿
عالیییی
بعدیییی
خوبه❣️