
فالو کنین فالو میکنم ❤
(خب دوستان الان مری و مریلا و آدرینا تبدیل شدن و بالای برج هستن) لیدی:مریلا خوبی دیگه مریلا:اره بابا خوبم لیدی:یه سوال میکنم صادقانه جواب بده تو هنوز جیم دوست داری مریلا:خ خیلی بیشتر اون که فکرشو میکنی خیلی خیلی آدرینا:پس برو دنبالش مریلا:نمیتونم لیدی: عشق تو و جیم ارزش یه فرصت دوباره روداره خواهری مریلا:به نظرتون برم پیشش بهش بگم هنوز دوسش دارم لیدی:اره عزیزم برو آدرینا: برو دختر سریع مریلا: پس من برم لیدی:برو آدرینا:مری منم باید برم پدرم دیگه خیلی دیر برم اعصبانی میشه لیدی: پس برو اول خونه ما میخوای با آدرین برو آدرینا:اره فکر خوبیه پس خدافظ لیدی:خدافظ
لیدی: تو فکر بودم که صدای یه نفر منو از فکر کردن آورد بیرون هاکماث: لیدی باگ لیدی: هاکماث پس بلاخره از لونت اومدی بیرون هاکماث:ببین لیدی باگ نمیخوام باهات بجنگم فقط ازت کمک میخوام لیدی:چی هاکماث:میخوام بهم کمک کنی همسرم زنده کنم لیدی:اگه دوروغ بگی چی مگه نمیدونی هر آرزو یه بهایی داره هاکماث: میدونم ولی میخوام بخاطر پسرم این کار بکنم لیدی:پس اول هویتت بهم بگو بعدش هاکماث: باشه بال های سیاهی بسته لیدی:گاب گابریل اگرست گابریل:حالا باور کردی لیدی:ار اره ولی اول باید معجزه گر گربه بیارم تو برو من میام گابریل:باشه بال های سیاهی باز
لیدی:باید بخاطر آدرین این کار بکنم بخاطر ع.ش.ق.م آدرین:عا مرینت اومدی مری:اره عزیزم مارتین: مری خوبی رنگت مثل گچ سفید شده آدرینا:اره هه جین توام اینجایی ببخشید حواسم نبود خوش اومدی جیم:ممنون مرینت بخاطر تو با مریلا آشتی کردیم مریلا: اره شوکولاتم مری:خو خواهش میکنم متیو:مری مطمئنی خوبی چرا نفس نفس میزنی مری:ای بابا میگم خوبم آدرین بیا آدرین:جانم ع.ش.ق.م مری:بغلش کردم و آروم انگشتر در اوردم آدرین: چیزی شده مری: نه ولی د.و.س.ت دارم من یکم خستم میرم تو اتاقم استراحت کنم بچه ها:برو
مری:باید با معجزه گر پروانه و طاوس استفاده کنم و امیلی خانم زنده کنم تیکی:مرینت این کار خیلی خطر نامه اگه خودت چیزیت بشه چی درست زمان آسیب نمیبینه ولی خودت چرا تو آسیب میبینی پلگ:اره تیکی راست میگه مرینت این کار نکن مری:بخاطر آدرین میکنم تیمی:پاک بالونی ارتباط بر قرار کن و بهش بگو پلگ: باش مری:تیکی خال ها روشن پلگ توام بیا پلگ:چشم استاد لونی: چی مرینت میخواد چیکار کنه واییی نه باید به انسان تبدیل شم اره آدرین: داشتم با دستمبازی میکردم که دیدم انگشترم نیست متیو:چیزی شده آدرین خوبی آدرین: انگشترم نیست مارتین:مگه میشه آدرین:حالا میبینی نیست لونی: لعنتی نمیتونم تبدیل به انسان بشم چاره ای نیست دیگه باید جیم منو ببینه
لونی: مریلا کجایی مریلا: عهه لونی چیکار کردی جیم:یا خداموش پرنده آدرین:اون موس پرنده نیس کوامی هستش لونی میدونی پاک کجاس لونی: اره اون باهام ارتباط برقرار کرد و گفتم سمت:میخواد آدرین:مرینت میخواد چیکار کنه لونی بگو دیگه لونی:میخواد معجزه گر تو وخودش و طاوس و پروانه باهم استفاده کنه و مادر تو زنده کنه آدرین: چی چی دیونه شده چی میگه ها مارتین:آدرین آروم باش مگه چی میشه چند تا معجزه گر باهم استفاده کنه آدرین:میمیره میفهمی میمیره مارتین:چی آدرین: یعنی هاکماث پدر من بوده میدونم چیکار کنم. مریلا: آدرین وایستا آدرین:جعبه معجزه گر ها کجاس آها ایناهاش معجزه گرلاک پشت بر میدارم
لیدی:هاکماث بیا اومدم فقط زود تر معجزه گر خودتو و معجزه گر طاوس بده هاکماث: باشه الان بیا بگیر لیدی: ممنون آدرین:مری تورو خدا کاری نکن لطفا ناتالی درو باز کن ناتالی:ادرین مگه نمیخواستی یه چند ساعت خونه دوستت بمونی آدرین:برو کنار پدر کجایی گابریل: ادرین چرا اومدی آدرین:مرینت کجاس گابریل:من از کجا بدونم مرینت کجاس آدرین: منمیدونمتو هاکماث هستی گابریل:چی میگی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود اجی
میسی اجی جون پارت بعد گذاشتم تو برسیه ❤
عالییییییییییییی خاله جون بعدییییییییییییی
چشم نفس خاله زود میزارم ❤️
عالیییییی بود ♥♥سریع تر بعدی هم بزار 😁😁
چشم سریع بعدی میزارم 💖💜😊
مرسی♥♥
عالی
میسی❤️😊