سلام اینم پارت2
ادرین تبدیل شدم ورفتم سمت خونه مرینت اینا ساعت عدود 5عصر بود رفتم ازبالای اتاق مرینت دیدم داخل اتاقه وکسی پیشش نیست رفتم داخل وگفتم سلام بانو اززبان مرینت دیدم یهو گربه اومد داخل اتاقم وگفت سلام بانو من شکه شدم وگفتم گربه تو اینجا چیکار میکنی چیزی نگفت ویهو منو گرفت ب..غ..ل وبرد بالای برج ایفل
از زبان گربه یهو مرینتو برداشتم وبردم بالای برج ایفل زبان مرینت گربه گفت بانوی من مبخوام هویتمو بهت بگم ول..یهو مرینت حرفمو قطع کرد وگفت باید بگی چون استادف...یهو گربه حرفمو قطع کرد وگفت میدونم بعد گفت اول بگو اون پسر که میگفتی عاشقشی کیه من گفتم اخه اگه بگم ناراحت میشی
گربه گفت با اینکه عاشقتم ولی ناراحت نمیشم ومن گفتم باشه اون اون ....ادرین اگراسته.....گربه خشکش زده بود وگفت پلگ پنجه ها داخل وای اون...اون....ادرین بود منو ب.غ.ل کرد وگفت این همه مدت عشقم کنارم بوده
ولی اونو ندیم بعد من گفتم...
گفتم ادرین تو عاشق لیدی باگی یاخودمن
ادرین گفت من عاشق توبودم ولی فکر میکردم که تو بالوکا هستی بخاطر این بهت چیزی نمی گفتم منم گفتم من فکر میکردم که تو با کاگامی هستی واز اون وقت دیگه ناراحت شدم
ادرین گفت.....
نه من کسی رو نداشتم بخاطر این اون یه دوست سادست
منو ادرین همو ب.و.س.ی.د.ی.م وتبدیل شدیم وبه خونه برگشتیم
ببخشید جای بد کات کردم
یکم واسه کشف هویت زود بود
سلام به همگی پارت بعد منتشر شد
ممنون بابت نظرات چشم فردا منتشر میشه
منتظرم
ععععاااااالی بود
پارت بعدو زود تر بزار
فوق العادست