سلام سلام خیلی خوش اومدین به یه پست جدید بچه ها این پارت اول رمانمه امیدوارم دوست داشته باشید
خدا جونم دیگه نمیتونمچشمام رو باز نگهدارم! دلم میخواست یه کله تا دو سه هفته بگیرم بخوابم! نهه! این چه حرفیه میزنی دختر! باید بیدار بمونی! پشه روت حساب کردهه! تو میتونی! ...از بیخوابی دیگه خل شدم با خودم حرف میزنم! ) جاتون خالی خوابم میومد نافرم! ...دیگه داشتم بیهوش میشدم! ولی این خرمگس ، جومی رو میگم! گفته بود خبر مرگش کارم داره! منم به دست یه حسی به اسم فضولی ، داشتم دیگه جان به جان ، آفرین! تسلیم میکردم! داشتم میترکیدم از فضولی! از پنجره به بیرون نگاه انداختم! حالا سئولی رو میدیدم که توی تاریکی شب فرو رفته بود! البته اونقدرم تاریک نبود! ... خداروشکر هر کوچه به وسیله تیرهایچراغ برق وظیفه شناس روشن میشد! تیر چراغ برق روبه رویی هم به چشه برادری زیادی وظیفهشو درست انجام میداد کنترلش از دست شهرداری در رفته بود و پرتاب شده بود تو چشم بنده! بگذریم! هوا خیلی سرد بودش و قطره های بارون کمکم تبدیل به برف شدن و خیلی زود زمین رو سفید کردن!
خواستم که پنجره رو باز کنم .... یکم گیر کرد ولی انقدر باهاش ور رفتم تا بالاخره باز شد! ... صلوات! با وسایل خونم یاد این فیلم ترسناکا میوفتم طفلیا یه نم روغنم نداشتن بزنن به درو تخته کمتر صدا بده! مثل این میمون درختیای نسل جدید دستم رو دراز کردم سمت آسمون تا چندتا دونه های برف رو بگیرم! کرم دارم دیگه! الان بیوفتم چلاغ شم کی میخواد جواب ننهبابامو بده؟! دست چپمم خیلی محکم گرفتم به لبه پنجره که خدایی نکرده یوقت نیوفتم پایین ناکام شم! والا دیگه! بالاخره باید یه ته استکان ارزش واسه خودم که هیچی! ... واسه جونم قائل باشم! ایش! حالا اگه خودم زیر برف و بارون بودم تک تک دونه های برف صاف میوفتادن توی چشو چالم! ... شانس ماعه دیگه! نیم ساعته دستمو همینجوری گرفتم اگه یدونه برف افتاد رو دست ما! لامصب همشون جاخالی میدادن از نوع حرفه اییش!
نصف بدنم از پنجره بیرون بود ... دوست دارم واکنش کسی که از اینجا رد میشه و منو تو این حالت میبینه رو به شخصه با همین دوتا چشمخودم ببینم! شک ندارم دیگه اون آدم سابق نمیشه! البته هیچکس بعده دیدن من اون آدم سابق نمیشه کلا! زیییییینگگگگ! با صدای بلند زنگ گوشیم ده متر ۸۵ سانت پریدم بالا! ای مرض! قبل زنگزدن خبربده! داشتم میوفتادما! تماسو اوکی کردمو جواب دادم : - الوووو! - بهبه سنای خودم! چطول مطولی؟ - خوبم خرمگس تو چطوری؟ - ببین یه بار خواستم از در محبت وارد شم! لیاقت نداری که! - دستت درد نکنه شما محبت نکن! - کجایی؟ - جات خالی یه سر اومدم سواحل نایاگارا! ( نایاگارا پوپوو ) - هر هر هر! مزه نریز خیار شور دارم میبینمت! - جون من؟
چشمم افتاد به یکی که از پایین واسم دست تکون میداد و شیلنگ تخته مینداخت! چرخ زدو شیطون گفت : - این پالتو رو از مامان کش رفتم! خوشگله؟ - خودمونیما! شدی شبیه گاو های معروف انگلیش! - بی شعور! - وا مگه بده؟ گاو کلی خاصیت داره ، گوشت داره شیر داره ازپوستش استفاده میشه ..... ! تو فقط بشین یه گوشه غر بزن! .... بی مصرف! - باشه بابا آروم باش! ارزششو نداره انقدر حرص بخوری! انقد هوا سرد و سوزناک بودش که هیچی نشده دست و صورتم یخ بست! از سرما داشتم بندری میرفتم! این بزغاله رو بزاریم کنار هوای خیلی خوبی بود! به قول معروف هوای دو نفره! ولی باکی؟ نادرشاه؟ همیشه عاشق برف بودم! خوشگل و کوشولو و ناز! اصلن بهترین چیز توی دنیا برفه! حالا همچینم میگم برف انگار صدوبیست ساله برفو به چشم ندیدم
- کجایی؟...الووو! اهه! ... اگه این روغن جامد گذاشت یه دقه آرامش داشته باشیم! - کوفت! -دارم میبینمت! - چشمت روشن! اینبار تند تند و کلافه گفت : - ببین سنا من اعصاب ندارم ، میام یجوری میزنمت دیگه بلند نشیا! اوا اینم که اعصابش زیر درخت آلبالو گم شده! فقط سکوت کردمو از پشت پنجره پوکر زل زدم بهش! - چیه چرا عین بزمجه زل زدی به من؟.... میشه درو بزنی! یخ بستم! - نه من فقط بچه پرروها رو میزنم! - سنا ژون یدقه قطع میکنی؟ باید زنگ بزنم به یه کسی! مشکوک پرسیدم - چه کسی؟ - باید زنگ بزنم خندم! مکث کردشو آروم گفت - ... یه سر بیاد اینجا!
- هار هار هار تو چقد نمکی! - ببین میام.... قبل از اینکه جملهشو تموم کنه گوشیو روش قطع کردمو پتو روهم که شوتینگ کردم رو تخت و با دو دویدم سمت در! این بیصاحابو زدم! که اون باصاحاب بیاد شرح بده نصف شبی از سر کچل من چی میخواد ...
اسلاید اضافی
خیلیییی قشنگگگ بود بهترین رمان عمرم بدون شک🎀
عالییی بودددد
فقط میشه بعد هر جمله (!) اینو نزاری؟
بازم میگم فوقالعاده بود،اینجوری فوقالعاده تر میشهه
دورت بگردم خوشحالم که خوشت اومد
حتما سعی میکنم بهتر بنویسم
🩷
عالییییییی
مرسیی
وای خیلی خوبه منم داستان می نویسم ولی تو بهتر می نویسی باحالهه👌🎀
مطمئنم داستانت خیلی عالیه خییلللیی خوشحال میشم اگه بخونمش
مرسی عزیزم ولی به پای داستان تو نمی رسه✨
خیلییی قشنگه
چقد خندیدم نصفه شبی😂😂
مرسییی خیلی خوشحالم که تونستم یه لبخند رو لبت بیارم
عالیییییی🎀🎀🎀🎀😭😭😭
وای مرسی بچه هاا😭😭😭💞
مسنییحببکحبوبا🎀