سلام به همگی تصمیم گرفتم هر پارت رو سه صفحه ای کنم میدونم خیلی بدم ولی خوب مجبورم میخوام جاهای حساس کات کنم😂😂😂😂
خوب سلام به همگی گفتم اول فیک فردا رو ادامه بدم تا راه باز بشه او ادامه ی فیک زیبا رو بزارم خوب همون تور که گفتم ا/ت یه الف هستش پس از ا/ت هر چیزی میگم بدونید که این ها توی سرزمینه الف ها اتفاق افتاده شاید فکر کنید فیکه خنده دار یا مسخره ایه ولی اگه بخونیدش مطمعن باشید عاشقش میشید عکسی که ادیت زدم👆👆👆👆
از زبان ا/ت=یروزه عادی بود داشتم توی سرزمین الف ها گشت میزدم به گفته ی مادرم فقط من الفی هستم که از سلطنته بابام باقی مونده پس باید مسعولیته این سرزمین رو به اهده بگیرم خوب من الان نقش یه سرباز رو دارم به گفته ی ایلویی که یکی از سربازا بود قرار بود بریم به رود خانه ی آلدی که یه رودخانه ی جادویی بود باید میرفتیم اونجا تا یموقع دشمن از تریق اون رودخونه بهمون حمله نکنه با ایلویی راه افتادم و با چندتا سربازه دیگه بعد چند میم رسیدیم همگی داشتیم نگبانی میدادیم من روزبه روز بیشتر راجب رودخونه کنجکاو میشدم و اون بخشه ورود ممنوعش چرا هیچکس اجازه نمیداد من وارد اونجا بشم؟خیلی دوست داشتم ببینم
اونجا چه خبره برای همین تصمیم گرفتم که یروز یواشکی به اونجا برم بعد یه عالمه نگهبانی به خونه برگشتیم امشب قراره مامانم با یکی از الف ها که از سلطنته پاپایی هستش ازدواج کنه و من از این موضوع خیلی ناراحت بودم چون میخواستن پسرشو قالبم کنن بعد چند ساعت آماده شدیم و وارد جشن شدیم من داشتم همین طوری نگهبانی میدادم بعد چند میم مراسم شروع شد هرکدومشون جمله های لازم رو گفتنو به هم احترام گذاشتن و نشون هارو تو دستشون کردن و روی صندلی های تزیین شده ی مناسبه خودشون نشستن و شروع به پذیرایی کردن از مهمان هاو خودشون کردن
من خیلی استرس داشتم همش لبمو میگزیدم دستامو فشرده تر کردم و رفتمو به مادرمو شوهرش احترام گذاشتمو ازشون اجازه بیرون رفتن از جشن رو گرفتم و بعد یه عالمه خواهش و التماس اجازه ی بیرون رفتنمو دادن از جشن خارج شدم خوب خدارو شکر سربازی نبود چون همشون به مهمونی دعوت بودن به سمت رودخانه راه افتادم همه چیز داشت خوب پیش میرفت که یهو چند تا نگهبان دیدم خیلی موزی از کنارشون رد شدم و خوشبختانه منو ندیدن چند میم بعد به رودخانه رسیدم رودخانه خیلی رویایی شده بود به سمت ورود ممنون رفتم و درشو باز کردم اونجا پر از آب بود و من خیلی تعجب کردم و سمت آب رفتم که یهویی.....
شرتا برای پارت بعد=5لایک💓💗💋💋💋
چطور بود؟
سلام آجی چطوری خوبی چخبر چیکارا میکنی دلم برات تنگیده بود
سلام خوبم مرسی
چخبر آجی عکس پرفایلت خودتی
اون یکی اکانتت ادامه رمان ها رو میزاری؟
فالو کردم😘❤
آره تو اون میزارم
حتما مبره تو دنیای ادما خیلیی قشنگه حتما بزارش🤝♥️
سلام عزیزم من دیگه توی این اکانت فعالیت ندارماگه میخوای ادامه ی فیک رو بخونی بیا تو اکانته جدیدم
اکانته جدیدم همینه که دارمباهاش پیام مبدم
عالی
پنجمین لایک رو من کردم 😂😎
تنکیو💓💗💓💗
آجی میگم این اکانتم پاک شده بیا تو اکانته جدیدم الاناکانت جدیدم همینه که دارم باهاش پیام میدم
آها باشه
عالی بود پارت بعدی 💜🍫
تنکیو صیص من
آبجی پارت دوم رو توی اکانتم گزاشتم ببینش