پارت دوم. بیا ادامه..☕️
با نزدیک شدنم، محکم پلکاتو به هم فشار دادی.. لبخند زدم و کنار گوشات زمزمه کردم.. "بامزه شدی" موهاتو از پیشونیات کنار زدم .. وقتی چشماتو باز کردی، نگاهمون قفلِ هم شد.. آروم شصتمو روی گونهی سر*خت کشیدم. خواستم چیزی بگم.. اما با باز شدن در کتابخونه، هردو خشکمون زد. سریع عقب کشیدم و به یکی از قفسهها برخورد کردم. خودمو جمع و جور کردم.. _کپی ممنوع_
هردومون تپش قلب گرفته بودیم.. یکی از سالپایینیها بود. نگاهی بهت انداختم ودوباره روی صندلی نشستم. کمی گذشت.. انگار سال پایینیه قصد رفتن نداشت.. سمتت اومدم .. "برگردیم کلاس " سر تکون دادی و پشت سرم اومدی.. سمت کلاس پیانو حرکت کردیم. خواستم در رو قفل کنم، اما این کارو نکردم. هنوز نه.. _کپی ممنوع_
کنارت نشستم.. سکوت آز*ار دهنده بود. پس شروع کردم به نواختن کردم.. وقتی دستترو روی دستم گذاشتی ، از حرکت ایستادم.. بهت نگاه کردم.. سکوترو شکستی .. "لئو.. میخوای.. ام..چطور بگم؟.. میخوای.. یه تاریخ مشخص کنیم و.. بریم بیرون؟.." موهاتو بهمریخته کردم.. دستامو دور صورتت قاب کردم و بالا آوردمش. "هی..کیو به من نگاه کن." _کپی ممنوع_
همینکار رو کردی. "منظورت.. قراره؟ هوم؟" و به سرخ شدنت خندیدم.. "باشه کیو..باشه" زنگ به صدا در اومد. همه سمت خروجی دبیرستان حرکت میکردن. من و کیو تازه دو روز بود که باهم توی مدرسه صحبت میکردیم. وقتی فهمیدم به پیانو علاقه داره ، شروع کردم و قرار شد بهش یاد بدم.. اما کیو تنبلتر از این حرفا بود.. شاید همین بود که کیوتش میکرد. چی دارم میگم.. آره. بهش عل*اقه دارم.. و امروز.. توی کتابخونه از دوطرفه بودن حسم مطمئن شدم. _کپی ممنوع_
یه پاکت شیر توتفرنگی خریدم. روی نیمکت توی پارکی که قرار گذاشتیم نشستم.. با ماژیک چیزی روی پاکت شیر نوشتم. هم استرس داشتم هم خوشحال بودم.. یه تیشرت سفید و شلوار جین پوشیده بودم..خوب بود؟ نباید یه لباس کمی رسمیتر میپوشیدم؟ نفسعمیقی کشیدم.. _کپی ممنوع_
پارت اول هنوز منشر نشده
عالی بود خسته نباشییی🎀🎀🎀
مرسیی☕