سلام من برگشتم با پارت دوم از داستان شما و اکادمی قهرمانانه من
من باید بدنم رو تا ۳ روز دیگه قویتر کنم هرچه قدر تلاش خودم رو بیشتر کنم ثویتر میشم و بعد از ۳ روز شب قبل از امتحان با المایت دیدار کردم اون بیشتر از خودش و کوسه یکی برای همه بهم گفت فرداش وای بلاخره رسیدم موقع آزمون شما توانستین ۵۹ تا امتیاز جمع کنید و برنده شین فردای ان روز شما در کلاس ۱A بودین وارد کلاس بودیم به جز ۴ نفریکه با توسیه نامه آمده بودن ۱۹ نفره دیگه در این کلاس قبول شدن وارد کلاس شدین و دیدین باکوگو و میدوریا هم در این کلاس بودن
آیدا تنیا به تو سلام کرد و شما هم خودتون رو به اون معرفی کردین ناگهان یک مرد گفت که من معلم شما هستم همه با تعجب نگاه کردین اون مرد خودش را معرفی کرد و گفت که من آیزاوا معلم کلاس شما هستم و گفت که این لباس هارو بپوشید و برین ایزاوا گفت هرکی نفر آخر بشه در این تمرینات از مدرسه اخراج میشه شما توانستید در بیشتر از امتحانات موفق بشین و آیزاوا گفت این بار باید باهم مبارک زه کنین
باکوگو از شما بخاطر اون وز که نجاتش دادین عصبانی بود و میخواست حساب شمارا برسه مبارزه بین شما و باکوگ افتاد شما با هنر های رزمی خود و ا استفاده از سه کوسه خود حساب باکوگو رو رسیدین همه بچه ها از شما خوششون میومد انگار تودوروکی شوتو یک نگای عجیب به شما میکرد
فردا وارد یو اس جی شدین و قهرمان ۱۳ رو دیدین ناگهان تبهکارا حمله کردن
من برای این که این پارت رو آخرش رو زود تموم کرد.برای اینکه پارت بعد خیلی هیجانی خواهد بود
آنچه خواهید خواند حمله تبهکارا خیلی باحال بود المایت آمد من از قدرت یکی برای همه استفاده کردم اون تبهکار گنده هیچ بالایی سرش نماد پارت بعد خیلی باحال بای بای کامنت هم بدین
جالبه...