اومدم با پارت چهارم بریم که داشته باشیم
سلیم، خوبی، خوشی، سلامتی؟ داستان؟ اها اره راست میگی بریم که داشته باشیم فکر کنم اینو یه بار گفتم ولش کن
انچه گذشت... چرا من؟..... توکی هستی؟..... برو بالا.... ســــووووولـــــاااا.... یه عروسک 50 سانتی......مامان......دخترا.....
ســــووووولـــــاااا..... -توکی هستی؟ -من؟ یه دوست. -دوست؟ -اره. -تو خونه ی ما چی کار میکنی؟ -اومدم با تو دوست شم. -خب بیا باهم دوست شیم. -واقعا؟ -اره من هیچ دوستی ندارم 😔من خیلی تنهام -منم تنهام -ما دوستای خوبی میشیم من تنهام تو تنهایی من پنج سالمه..... اهههه تو چند سالته؟ -منم پنج سالمه، ام چه تفاهمی. -اره خب اسمت چیه؟ راستی اسم منو از کجا میدونی؟
اسمتو از مامانت شنیدم (اره جون خودت از اول میدونستی، بچه خر میکنه) اسمم ایزابلِ -چه اسم قشنگی داری ایزابل -اسم توهم قشنگ سولا هههههههه*باهم خندیدن* -سولا داری با کی حرف میزنی؟ -پس ایزابلکجاست؟ اسزابل کیه؟بیا پایین غذا اماده است -اومدم
رفتم پایین غذا خوردم بعد از مسواک و شب بخیر رفتم تو اتاقم که بخابم (بچه پنج ساله روتو اتاق تنها میزارن واه واه بيغيراتا) در اتاق رو باز گذاشتم و رفتم توی تختم و چشمام رو بستم و ماراک(همون عروسک) رو بغل کردم که ایزابل صدام کرد -سولا؟ میخای بخابی؟ -ایزابل کجا بودی؟ چرا منو تنها گذاشتی؟ -من فقط دوست توام نمی تونم خودم رو به بقیه نشون بدم
یه خورده با هم بازی کردیم بعد من خوابم گرفت -ایزابل من خوابم میاد -چی اوه حالامن چی کار کنم باز تنها میشم -بیا با من بخواب -من نمی تونم بخابم - چرا؟ -تو بخاب با من کاری نداشته باش
چشمام رو باز کردم ایزتبل اینجا نبود صبحونه خوردم
.....
......
خیلی عالیییی بود💖
پارت بعدی رو زود بزار🙃❤️
پارت بعد و کی میزاری؟😐
حس کنجکاوی من داره من و جرررر میده😐
کمممک😐
اومدم کمکت من برم داستانو بنویسم وای یکی شک بده
عالی بود فرشته خانم ❤❤❤❤❤💜💜💜💜💜 لطفا زودتر پارت بعد رو بزار ❤❤💜💜💜💜
من عاشق همچین داستانم مخصوصا اگه یه فرشته خانم نوشته باشدش 😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
موفق باشی فرشته خانم ❤❤❤❤❤❤
💙💜❤🍌💜💙💜منون یونا جون ههه هنوز این طرفدار داره. چه جالب
💜💜💜💜💜💜💜💜💜