به مناسبت تولد مونی یه وانشات نوشتم لطفا منو فالو کنین و کامنت هم بزارین این اولین وانشات من تو تستچیه.لطفا حمایتم کنین و انرژی بدین که بتونم ادامه بده
اسمت:ا/ت(اسم تو) ا/ت منجیر نامجون بودی و خیلی دوسش داشتی.میدونستی که هیچوقت نمیتونی بهش برسی.با خودت میگفتی بین این همه دختر چرا باید منو انتخاب کنه مخصوصا از وقتی دختر عموش که هر روز میومد کمپانی بهت گفته بود که نامجون ازش خاستگاری کرده و قراره باهم ازدواج کنن.
تو نامجونو دوست داشتی و فقط میخواستی اون خوشحال باشه پس تصمیم گرفتی تا استفا بدی.میخواستی فراموشش کنی.به سمت اتاق پی دی نیم رفتی
در زدی......... (حرفای پی دی نیم و با & نشون میدم و ا/ت رو با $) &:بفرمایین $سلام &:سلام خانم ا/ت کاری داشتین؟ استفا نامت رو روی میز گذاشتی و گفتی $: پی دی نیم من میخوام استفا بدم &:شما از کارمندای خوب ما خستین.رابطتونم با اعضا خوبه.پس چرا میخواین استفا بدین؟ با پسرا به مشکل برخوردین؟ $:نه &:نکنه حقوقتون کمه؟ $:نه حقوقم خیلی مناسب هست.چندوقتیه مشکل شخصی برام پیش اومده و نمیتونم کار کنم برای همین &:بله متوجه هستم وای طبق قرارداد شما بعد از استفا باید ۶ ماه هم کار کنین و تو این شش ماه میتونین استفا تونو لغو کنین $:بله میدونم .برای این شش ماه برنامه ریزی کردم که کارا رو تا اونموقع مرتب و تموم کنم که منجیر بعدی به مشکل نخوره &:حیف شد که استفا دادین شما از کارمندای مهم کمپانیمون بودین.کاش کمکی از دستم برمیومد.ولی اگه اینطوری راحتین اشکالی نداره $:ممنون &:خواهش میکنم میتونین برین بعد از خداحافظی و ادای احترام از اتاق پی دی نیم بیرون رفتی و بعد از انجام کارات به خونه رفتی
نامجون چند وقتی بود که ا/ت خیلی ناراحت بنظر میومد.مثل قبل نبود.دیگه باهام زیاد حرف نمیزد.صحبتا رو من شروع میکردم و اونم سوالامو خیلی کوتاه جواب میداد و زیاد باهام گرم نمیگرفت. منتظر ا/ت بودم تا بیاد و برنامه ها رو هماهنگ کنیم. (ا/ت رو با $ و نامجونو با @ نشون میدم) @:سلام ا/ت شی $:سلام @:منتظرت بودم $:ببخشید حالا بیاین زودتر کارارو شروع کنیم . . . .
شش ماه بعد امروز هم مثل همیشه نشسته بودم و داشتم رو آهنگم کار میکردم.راستش میخواستم اینو برای ا/ت بخونم از همون اول که دیدمش عاشقش شدم. هرچقد منتظر شدم ا/ت نیومد. پی دی نیم با یه دختر وارد اتاق شد وقتی دختر سرشو بالا آورد دیدم سوهی دختر عمومه از دیدنش تعجب کردم (پی دی نیمو با & نامجونو با @ سوهی رو با£ نشون میدم) &:سلام ایشون منجیر جدید هستن @:منجیر؟چی؟پس ا/ت کجاست؟ &:ایشون استفا دادن @:چی؟چرا؟ مگه نباید تا شش ماه به کارش ادامه بده؟ &:بله ایشون شش ماه پیش استفا دادن از این به بعد خانم سوهی منجیر ت هستن و بعد بیرون رفت چی؟ا/ت استفا داده؟ نه نباید این اتفاق بیوفته من هنوز بهش درباره ی احساساتم نگفتم خواستم برم بیرون که سوهی یازومو گرفت £:نامی جونم داری کجا میری؟کلی کار داریم از حرف زدنش خوشم نمیومد بعد چند ساعت که کارامون تموم شد سوهی رفت و من دوباره رفتم که روی آهنگم کار کنم همش با خودم فک میکردم که چرا ا/ت باید استفا بده حتما ربطی به ناراحت بودنش تو این مدت داره
چند هفته بعد ا/ت امروز بی تی اس فنساین داشت و من هم توش شرکت کرده بودم میخواستم یه بار دیگه ببینمشون .هفته ی دیگه پرواز داشتم .میخواستم برای ادامه تحصیل به نیویورک برم لباسمو پوشیدمو راه افتادم(عکس لباسو گذاشتم)
تو فنساین: نوبت من که رسید رفتم یکی یکی با اعضا حرف زدم و اونا هم از استفای من ناراحت بودن در آخر به نامجون رسیدم و باهاش مثل یهآرمی معمولی رفتار کردم و چیزی که مربوط به اتفاقا بود بهم نگفتیم. داشتم از محل فنساین خارج میشدم که یکی دستمو کشید و تو یکی از اتاقا برد .نامجون بود خواستم حرف بزنم که دستشو گذاشت رو دهنم . (نامجونو با @ و ا/ت رو با $نشون میدم) @:حرف نزن اول گوش بده نمیدونم چرا استفا دادی ولی میخوام بدونم $:ولم کن چیزی نیست که به تو ربطی داشته باشه @:پس دلیلشو بهم نمیگی؟باشه پس من حرفمو میگم داشتم نگاهش میکردم که گفت:دوست دارم ا/ت چشام از تعجب گرد مونده بود $:چی میگی؟ @:میگم دوست دارم $:به سرت ضربه خورده؟ @:ا/ت دارم جدی حرف میزنم خب؟ $:چی خب؟ @:جوابت $:معلومه,نه.نامجون تو نامزد داری نباید بهم این حرفارو بگی @:منظورت از این حرفا چیه؟ $:سوهی بهم گفت که قراره باهم ازدواج کنین @:چی؟تو حرف اونو باور کردی؟ بهت دروغ گفته ا/ت من هیچوقت اونو دوست نداشتم و نخواهم داشت $:واقعا؟ @:آره .ا/ت باور کن احساساتم صادقانس و میخوام که قبولم کنی
چند ماه بعد من و نامجون الان داریم باهم قرار میزاریم و میخوایم به خانواده هامونم بگیم. خوشحالم که به نامجون جواب مثبت دادم.همونطور که قبلا مهربون بنظر میرسید تو رابطمونم خیلی مهربونه و هوامو داره.منم دوباره به کمپانی برگشتم و دارم کار میکنم.پی دی نیم از ماجرا خبر داره و مخالفتی نداره. نامجون هم قراره که یه آهنگ منتشر کنه که میگه برا من نوشته. میتونم بگم من خوشبخت ترین دختر دنیام.ولی داستان هنوز تموم نشده.تازه شروع شده.من و نامجون باید باهم با مشکلات زندگی مواجه بشیم و یکی یکی پشت سر بزاریمشون.امیدوارم بتونیم کنار هم زندگی خوبی داشته باشیم.
عالی و احساساتی بود واقعا دوسش داشتم
مرسی