
پارت جدید😀😀😀
مرینت:سلام من مرینت دوپن چنگ هستم ه*م*س*ر جیم ویگسون اومدم درخواست طل**اق بدم مرد:بفرمایید..........................(مرینت تنها رفت تو اتاق حالا اومد بیرون پیش ادرین)مرینت:بریم ادرین ادرین:رفتیم تو ماشین خیله خب فاز سوم نقشه مرینت: صبر کن ادرین:چی شده مرینت:میشه منو ببری پیش مامان بزرگم احتمالا الان فهمیده من نیستم نگران بشه ادرین:دلم میخواد ببرمت ولی خیلی خطرناکه ممکنه ادمای جیم اون اطراف باشن مرینت:لطفا ادرین خیلی نگرانشم ادرین: باشه.....................ادرین:مرینت رسیدیم فقط عینک افتابی و کلاهتو تا نرفتی تو خونه در نمیاری اوکی مرینت:باشه رفتم سمت خونمون در زدم مامان بزرگم درو باز کرد
مامان بزرگ :مرینت توییی دخترم مرینت:اره مامانی منم و رفتم تو بغلش کردم مامان بزرگ: کجا بودی جیم خیلی نگرانت بود مرینت:من میخوام ازش طل**اق بگیرم مامان بزرگ: چیییی😨😨😨 اذیتت میکنه؟؟؟ با هم به مشکل خوردین؟؟؟؟ مرینت:از اولش مشکل داشتیم من اصلا باهاش با عشق از**دو**اج نکردم مامان بزرگ:یعنی چی مرینت:............(کل قضیرو تعریف کرد) مامان بزرگ:جدی میگی؟؟؟😭من چقدر مادر بدی برات بودم که این همه مدت نفهمیدم چته😭😭😭😭میدیم از ته دل خوشحال نیسی ولی فک نمیکردم این باشه😭😭(گریش گرفته) مرینت:نه مامان جون شما بهترین مامان بزرگی اگه تو چند سال پیش ازم مراقبت نمیکردی من الان معلوم نبود تکلیفم چیه مامان بزرگ:حالا فهمیدم چرا تبدیل به یه قهرمان شدی😊(هویتشو بهش گفت)مرینت:من دیگه باید برم مامان بزرگ: کجا من نگرانتم مرینت:نگران نباش ادرین پیشمه اینجا برای منو ادرین خطرناکه خدافظ مامان بزرگ:خدافظ
مرینت:رفتم سوار ماشین شدم ادرین من اومدم(چشمش به جلو افتاد)ای وای ادرین ادمای جیم(اون ندیدتشون) ادرین:سرتو بنداز پایین خودمم کلاهمو کشیدم رو صورتم.....مرینت رفت سرتو بیار بالا مرینت:هوفففف بزن بریم ادرین: حرکت کردم میخواستیم برگردیم خونه تو راه به الکس زنگ زدم سلام الکس الکس:سلام ادرین چی شد؟؟ادرین:در خواست دادیم برین رو فاز سوم نقشه با کاترین برین کلانتری همچیو بی کمو کاست تعریف کنین از کاترینم به عنوان شاهد استفاده کن الکس: حله و قطع کردم کاترین بلند شو بریم(کاترین خونه الکسه) کاترین:اوکی.......(رسیدن کلانتری) کاترین:رفتیم سلام قربان اومدیم که قتل عمد رو توضیح بدیم مرد:بفرمایید کاترین:(همچیو گفت از**دو**اج زوری مرینت با جیم قربانی شدن ادرین و نقشه شوم جیم برای بدست اوردن مرینت و اینکه جیم قاتله خوب دارم حساب جیمو میرسم نه😂😂😂)
یک ساعت بعد
(پلیس میره در خونه جیم) لویس:زنگ خونه خورد رفتم سمت ایفون پلیس بود درو باز کردم رفتم دم در پیششون گفتم بفرمایید پلیس:منزل اقای ویگسون ؟؟ لویس:بله پلیس:بق این حکم قضایی پسرتون جیم ویگسون به جرم قتل عمد بازداشت هستن لویس:کی این مزخرفارو بهتون گفته؟😠شما هیچ میدونین خونه کی هستین؟؟؟ پلیس:من مسئولم باید وظیفمو انجام بدم(و الان تصور کنین جیم از خونه میاد بیرون و میره دم در) جیم:چی شده پلیس:شما بازداشتین به جرم قتل عمد جیم تو دلش:ای وای کاترین همه چیو گفته لعنتی اصلا حواسم بهش نبود (و پلیسا به جیم دستبند زدن و بردنش)لویس:رفتم تو خونه لوسیا: چی شده؟؟ لویس:جیمو گرفتن قضیه اون شب لو رفته بخاطر همینم هست مرینت گمو گور شده باید زنگ بزنم به وکیلمون
جیم:منو بردن تو بازداشتگاه باید بازجویی میشدم پلیس:رفتم نشستم جلوش گفتم اقای ویگسون این درسته شما اقای کارن گولد(گولد فامیلی کارنه)عمدی کشتین؟؟؟جیم: نه مرده بود پلیس:ولی کسی که شاهد بودن اینو نمیگه (کاترین از در اومد تو)کاترین:همچی تمومه جیم من همه چیو گفتم پلیس:این قضیه به دو سال پیش مربوط میشه یعنی شما میخواستین بی گناه ادرین اگراستو بندازین زندان که بعدا از نا**مزدش خانوم مرینت دوپن چنگ که هم**سر فعلی شما هستن سو استفاده کنین درسته ؟؟؟جیم:بله(با تاسف گفت انگار بد جور باخته اینا)
جیم: از بازجویی برگشتم خیلی عصبی بودم نمیتونستم کاری برای خودم بکنم فک نمیکردم دشمنی با ادرین انقدر سخت باشه که یه نفر اومد تو بهم گفت نامه دارم ازش گرفتم بازش کردم دیدم که چییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مرینت درخواست طل**اق دادهههه😠😠😠😠 از روی عصبانیت دستمو محکم زدم به دیوار ای لعنت بهتتتتت ادرینننننننن😬😬😬😬😬😬😬
مرینت:رسیدیم خونه با ادرین پیاده شدیم رفتیم تو گفتم یعنی حالا چی میشه من خیلی استرس دارم ادرین :رفتم جلو دستشو گرفتم و گفتم من پیشتم تا اخرش کنارتم😊😊 مرینت:یعنی واقعیه؟؟؟خواب نیستم؟؟؟؟دارم ازاد میشم؟؟؟؟دارم بهت میرسم؟؟(و اشکاش اومد پایین) ادرین:بغلش کردم و گفتم اره بانوی من واقعیه خواب نیس منو تو داریم به هم میرسیم منو تو با هم اونقدر قوی بودیم که تونستیم سرنوشتمون رو تغییر بدیم و اونجوری که دوست داریم بنویسیمش مرینت:از بغلش در اومدم و گفتم چقدر خوبه که اینجوری حرف میزنی ادرین:😊😊😊
ادرین:میخوای بریم تو جنگل دوچرخه دور بزنیم؟؟؟ مرینت:مگه اینجا دوچرخه داریم ؟؟😀😀😀 ادرین: بللللله دو تا هم داریم بیا بریم بیرون مرینت:با ادرین رفتیم بیرون دو تا دوچرخه داشتیم یکیشو من برداشتم یکی دیگشم ادرین من جلو تر از ادرین حرکت کردم(در حال حرکتن) ادرین پشت سرم بود داد زدم ادرینننننن نگاه من بدون اینکه دسته دوچرخه رو بگیرم حرکت میکنم ادرین:نکن مرینت میخوری زمین مرینت:نه نگا و دستامو ول کردم ای ای( تلو تلو رفت) واییییی وایسادم فک کنم یه چیش شد ادرین:رفتم جلو نگاش کردم دیدم بلههه خراب شده بود سرمو اوردم بالا و پوکر نگاش کردم مرینت:چیه خب چشمم زدی وگرنه بلد بودم و حالت مغرورانه به خودم گرفت ادرین: ای بلای جونم هر چی بگم کم گفتم هر روز یه چیت میشه چی بکشم من با تو😂😂 و رفتم سمتش بغلش کردمو تو هوا چرخوندمش........
ناظر عزیز لطفا منتشرش کن🌷🌷🌷🌷
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود پارت بعد بنویس
عالی بود پارت بعدددد😍😍😍اجی میشی?محمدرضا 14 منجیل
به داستان های من هم سر بزن بگو خوبه یا نه ممنون
میگی اسمت محمدرضاست بعد اجی؟؟؟؟؟
یعنی تو اجی من میشی
عالی پارت بعد لطفا👍🏻
میشه یک نفر بگه چجوری عکس پروفایل بزارم؟ ممنون میشم🙏🏽💖🥰
بزن رو ویرایش پروفایل بعد روی اواتار بزن و عکست رو انتخاب کن از گالریت و بزن ذخیره ویرایش
عالیه خیلی دوست دارم زودتر مرینت و ادرین بهم برسن
سلام لطفا پارت بعد را زود بزار❤
گذاشتم
آره
خیلی عالییییییییییییییییییییی بود بالاخره دارن بهم میرسن😍😍😍
دستت دردنکنه نویسنده مهربون😘😘
خواهش😘
عالییییییی
با کامنت پایینی موافقم منحرفش کن
به قول عمه اصغر منخرفش کن👍😂