سلامممم پارت شش خیلی هیجانی
🌟داشتم لباسام و میپوشیدم که صدای گریه کاگامی رو میشنیدم بعد میکائل را گذاشتم داخل صندلی ماشین 💝هی مردیکه ی روانی بچه ی منو کجا میبرب😭🥺🌟به تو هیچ ربطی نداره 💝داره چون من مادرشم🌟دیگه نیستی 💝ادرین منظور از این کارا چی بود یعنی کو لباس های میکائیل یا خدا🥺🥺🌟میکائیل و لباساشو و وسایل هاشو برداشتم بروم بریم پیس مرینت 💓سلام کله موزم 🌟سلام بلوبری👶🏻میکائیل 👶🏻گریه میکنه 💓ادرین صدای کیه؟🌟میکائیل پسرمون 💓شوخی میکنی 🌟نه نگاش کن 💓اخی عزیزم 💝کاگامی تعقیب شون کردم دیدم به یک خونه ی لوکس رسیدن و وارد شدن چییی اون اون مرینت بود بود
داستان زندگی کاگامی و مرینت_۰مرینت و کاگامی هر دو در یتیم خونه بزرگ شدن 💝من و مرینت انگاری دشمن خونی هم بودیم هیچوقت هم مادر و پدرمون رو ندیدیم مرینت خوشگل تر از من بود و پسرا همیشه دوسش داشتن
تا این وقت یک روز یک خانواده ی میلیاردر اومدن بین بچه ها من و مرینت انتخاب شدیم میبایست یکی بین مارو انتخاب کنن و من انتخاب شدم من خیلی خوشحال بود چون که یک پدر و مادر میلیاردی که هیچ انگاری تلیاردر
تا اینکه پدر و مادر قلابی من پیداشون شد بود می خواستن الکی پول و وضع مالی انچنانی نداشتن ازمایش داردیم و خدارو شکر منفی بود یعنی اینو اونا گفته بودن تا اینکه من یک روز نگذشته بود شده بودم دختری از خود راضی که پز پولومون رو می دادم اما این یک امتحان بود که بین منو و مرینت کی رو انتخاب کنن و من لز مرینت باختم و مرینت شد دردونه ی اونا
پارت بعد رو بزارم ؟❤❤💬❤💬💬💬 رایتی فرا موش کردم بگم ۵ ماه گذشته میکائیل ۵ ملهشه و مرینت ادین نامزدن کاگامی فهمیده و روزا گریه میکنه
بابای
بعدیی داخل برسیه
مرسی باشه میزارم
عالی بود بعدی رو بزار
عالیییییییییییی
عالیییی بود😍
بعدی زود بزار