قبلی شخصی شد، نمیدانم چرا. عکس پوستر اینوسکه هست چون تولدم باهاش تو یه روزه.
خب از صبح بسیار زود شروع میکنیم ( ساعت ده صبح ) که بنده تصمیم به بیدار شدن گرفتم البته با زنگ گوشی داداشم. بعد ازونجایی که حوصله نداشتم از تخت بیام بیرون همینطور دراز کشیده بودم و به دیوار زل زده بودم که مادر گرامی با یک عدد دنت اومد تولد تبریک گفت. ( پدر گرامی از صبح تا شب مغازه تشریف داشت ) منم که حوصله صبحانه خوردن ندارم و کلا از دو ساله که نداشتم فقط همینو خوردم اگه به عنوان صبحانه بشه در نظر گرفت. بعدش بلند شدم و حاضر شدم که برم سر کلاس شیمی. منم که از شیمی متنفرم مطمئنا با روز تولدم جور در نمیومد ولی خب دیگه رفتم با این قیافه ای که تو عکس میبینید. ما ازونجایی که ماشینمون یه مدته خراب شده مجبور شدیم با اسنپ بریم چون مامان بنده به اینکه منو تنها بفرسته اینور اونور اعتقاد نداره. اسنپ که رسید سوار شدیم و رفتیم به مکان عکس اخری که کلی ساختمون دور هم بود و عین یه محله خیلی بزرگ بود. (مدیونید فکر کنید آدرسش رو بلد نیستم) خلاصه ربع ساعت زودتر رسیدیم و تصمیم گرفتیم رو یه نیمکت همون نزدیکی بشینیم.
تو مدتی که منتظر بودیم این دو تا فرشته خوشگل اومدن پیشمون کلی هم با هم خوب بودن و قشنگ انسان دوست بودن گوگولیا، مخصوصا اون قهوه ایه. متاسفانه زمان کلاس رسید و من از پیشی خوشگلا خداحافظی کردم و رفتم تو ساختمون زنگ رو زدم و رفتم طبقه اول. حدودا پنج دقیقه من همونجا منتظر موندم تا معلمم در رو باز کنه، ولی نکرد پس منم دو دقیقه دیگه صبر کردم و بعد زنگ در رو زدم. چند دقیقه بعد یه خانومی اومد در رو باز کرد و گفت شما؟ بعد کاشف به عمل اومد که من یه طبقه پایین تر از طبقه معلمم بودم و اون بنده خدا اون بالا منتظر من بوده هیچی دیگه رکب خوردم. (جلسه دوم کلاسم بود 😂) بعد حدود یک ساعت و نیم نشستم سر شیمی و بعدش اومدم پایین و با مامانم اسنپ گرفتیم بریم برای ناهار کتلت بخریم که عکسشو مشاهده می کنید. یکم هم خرت و پرت از مغازه خریدیم و تو راه من کتلت ها دستم بود مامانم گفت خرت و پرت ها رو بده من بریز تو کیفم. منم که خرت و پرت رو با کتلت اشتباه گرفته بودم نزدیک بود کل کتلت ها رو خالی کنم تو کیف مامانم که به موقع جلوم رو گرفت و کتلت ها رو هم گرفت ازم😂 بعدشم راه رفتیم تا ایستگاه اتوبوس چون مامانم اصرار داشت اسنپ نگیریم. سر راه از کنار باغ خلدبرین ( من بهش میگم گربه برین، چون بیشتر از دویست تا گربه داخلش داره که نصفشون هم منتظرن یه آدم بیاد نازشون کنه خلاصه بهشت گربه دوست هاست ) رد شدیم و به مامانم گفتم عصر بیایم اینجا چون کنارش یه بازارچه شبانه هم هست و چیزای خوبی داره ولی مامانم گفت که کار داره. سپس با اتوبوس برگشتیم خونه.
اینجا من تا رسیدم خونه گرفتم خوابیدم چون سرم درد میکرد وگرنه نمیخوابم ظهر ها کلا. بعد بیدار شدم که بریم کیک بخریم برا تولدم با این قیافه تو عکس که متاسفانه شارژ گوشیم تموم شد و نتونستم عکس بگیرم فقط موفق شدم در راه برگشت یه عکس از مغازه چارسو بگیرم که تو تستچیه👍 اون پایین هم کیک بنده رو مشاهده میکنید که خیلی هم خوشگله 🫡 و در نهایت وقتی رسیدیم خونه تصمیم گرفتیم کیک رو فردا بخوریم و امشب برای شام سیب زمینی سوسیس خودم درست کنم. بعدشم خیلی رندوم یه نقاشی پرینت شده از گوجو گتو پیدا کردم و رنگ کردم.
سپس بقیه شب رو به بطالت گذروندم و فناف بازی کردم و به هر بدبختی که شده رسیدم به شب هفت و موفق شدم بازی رو تموم کنم. بعدش رفتم برای شام سیب زمینی و سوسیس درست کردم که مشاهده می کنید در تصویر و موفق شدم با فشفشه دستم رو بسوزونم که پیش میاد. در نهایت هم به جز یه دعوای شب و پستم که ویرایش زدم رد شد همه چیز خوب پیش رفت.
اینم عکسی از کادو هام
از تک تک بچه هایی که تولدم رو تبریک گفتن ممنونم واقعا عاشقتونم😭 مرسی که تبریک گفتید و امیدوارم کسی رو جا ننداخته باشم واقعا انتظار نداشتم مرسییییییی
کادو های تستچی عزیز
و در نهایت اینم اینجا گذاشتم که بگم این چهار سال یکم تونستم معروف بشم و واقعا از همتون ممنونم که خوشحالم کردید و خوشحالم اگه امید بخشی چیزی شدم ( درست گفتم؟😂) و واقعا از همتون ممنونم که بهم لطف داشتید و تو این سال ها کنارم بودید. بدون شما تولد هجده سالگیم اینقدر خوب پیش نمیرفت. مرسی از تک تکتون. دیگه خیلی احساسی شد بگذریم، بفرمایید از کیکی که کاربر Blue Michael بهم داده بخورید 🎂🎂🎂🎂🎂.
وایی تولد مبارک باشه ببخشید خیلی دیر شد ولی من ۲،۳ ساله تستچی میگردم(بدون اکانت بودم) ولی تو کاربر خیلی باحال و جالبی هستی🦦🎀😭
ای خدا مرسی🦈
اسم مانهوای کاراکتری که پروفته چیه؟
عا قبلی؟
لوکی از کمیک Thor and Loki double trouble
تولدت مبارکککک البته با تاخیر😁
ممنونمممم
خواهششش🎀🩷
تولدت با تاخیر مبارک یه هدیه کوچیکیم بهت دادم امیدوارم خوشحال شده باشی🎀
ممنون🎀
خواهش خواهر شوهر عزیزم🎀
دیره ولی تولدت مبارک😅
ممنونمممم
میدونم خیلی خوب بلد نیستم به کسی چیزی بگم یا بنویسم ولی میخواستم بگم:
۱ ممنونم بابت حمایت(لایک،فالو و اضافه کردن پستم به لیست دوستات)
۲ میخواستم بگم که کاربر مورد علاقه من تو تستچی هستی و اگر لازم باشه کاربر هارو رتبه بندی کنم رتبه اول هستی👍
واییی ممنون اعلانش برام نیومده بود
راستی فکر نکنی این حرف هارو از روی تلاش برای جلب توجه میزنم، نه واقعیته حتی از قبل از اینکه کامنتا باز بشن میخواستم بتونم بگمش
سلام👋