چرا یه سر نریم اصفهان؟
درود، این سفر بسیار یهویی پیش اومد. قبلا گفته بودم تو ولاگ تولدم که ماشینمون خرابه، خب اینجا تو شیراز ما هر چی دنبال ماشین گشتیم همه لغو کردن آخر سر تا اینکه مامان و بابام ظهر از سر کار برگشتن و گفتن یه ماشین پیدا شده ولی اینجا نیست اصفهانه. منم که بعد از شیراز عاشق اصفهانم گفتم بریم مسافرت اونجا چون بیکار بودم ( یه کنکور به تعویق افتاده معذرت ) و همینطوری گفتن حله که بریم. قرار بود با قطار بریم ولی خب بلیط نداشتن برای اون روز و در نهایت بلیط اتوبوس گرفتیم تا ساعت شش و نیم بریم اونجا. خب ما وسایل رو سرعتی جمع کردیم و منم از خودم یه عکس انداختم تو آسانسور ( موهام شبیه علف شده رنگش رفته هعی... ) بعدش اسنپ گرفتیم و با اسنپ رفتیم ترمینال که خیلی جای قشنگی هم بود من پشمام ریخته بود. امکانات هم تکمیل بود، خلاصه تا اتوبوس اماده حرکت بشه نشستم چیپس خریدم با داداشم خوردیم. در نهایت ساعت هفت و بیست دقیقه راه افتادیم ( چقدر سر زمان بندی👍 )
این اتوبوسی که ما سوار شدیم اصل مقصد تهران بود ولی اصفهان هم پیاده میکرد و خیلی مجهز بود. یه مانیتور فول امکانات برای هر صندلی داشت، صندلی ها با فاصله بودن و میشد هم صندلی رو کامل خم کنی هم زیر پاهاتو بیاری بالا ( حالت تخت های دندون پزشکی فقط راحت تر ) ما به مدت هشت ساعت و خورده ای داخل این اتوبوس بودیم. تو این مدت من فیلم تگزاس نگاه کردم، انگری بردز 2، یکم از کتاب هانگر گیمز و فرانکشتاین خوندم و کور شدم سرش چون صفحه رنگی بود و متن هم سفید و زبان اصلی بود. نصفشو آهنگ گوش دادم با ایرپاد بابام، سر راه یه جا پیاده شدیم نیم ساعت علافی هوا هم عین چی سرد بود. آها راستی آب و بیسکوییت رایگان هم دادن بهمون جای شارژ گوشی هم داشت کنار صندلی. جلوی اتوبوس هم یه کلاه وایکینگ خفن بود با کلی استیکر، نور نئون بنفش و قرمز هم کار کرده بودن دور و اطراف. خلاصه اتوبوس رضایت بخشی بود. ما دیگه ساعت دو و پنجاه دقیقه بامداد رسیدیم اونجا و همون جا یه تاکسی بود که زحمت کشید ما رو برد به هتل.
ما رسیدیم به هتل و تا رسیدم نزدیک ترین تخت به در رو انتخاب کردم که پریز برق هم داشت کنارش و گرفتم خوابیدم راحت ( راستی یادم رفت بگم شام نون پنیر خوردیم تو اتوبوس ) خلاصه ما خوابیدیم و فردا صبح بابام رفت دنبال ماشین. صبح بعد من خوابیدم مامانم و داداشم رفتن صبحونه خوردن، برگشتن منو بیدار کردن و رفتیم بیرون بچرخیم. اصفهان کلا خیلی جای تاریخی و قشنگیه، منم از طبیعت و سی و سه پل عکس گرفتم که مشاهده میکنید ( البته بیشتر عکس از موتور گرفتم، معلوم نیست پل بدبخت ) خلاصه، ما همون دور و ور چرخ زدیم و قیمتا بسیار از شیراز مناسب تر بود👍 از یه پل دیگه ( اسمش یادم نیست چرا وای😭 ) عکس گرفتم، بعدش رفتیم میدون نقش جهان و یه چرخی زدیم. منم چند تا استیکر خریدم که مشاهده میکنید، بعدش بابام زنگ زد و گفت موفق شده ماشین بگیره و داره میاد دنبالمون باهاش ( هورا )
بعد ما منتظر موندیم تا اینکه بابام با ماشین اومد دنبالمون و با خوشحالی بسیار سوار شدیم رفتیم ناهار بخوریم. عکس رستوران رو مشاهده میکنید، خیلی معروف هم هست ولی جدیدا کیفیتش به نظرم کمتر شده از پارسال، ولی بازم خوبه. خیلی هم شلوغ بود همیشه ولی اینبار زود نوبتمون شد تقریبا. خلاصه جوج سفارش دادم ( جای ممد خالی ) سپس بعد از خوردن اومدیم ماشین بنده خدامون رو گذاشتیم تو پارکینگ هتل و موفق شدم عکسی از مغازه چارسو پیدا کنم داخل اصفهان ( یکی داخل شیراز پیدا کرده بودم که تو چارسو اسلایسش کردم ). بعدشم چون از شب قبلش خسته بودم مستقیم به خواب رفتم که از من بعیده ظهر ها بخوابم ولی خیلی خسته بودم.
خب خب، بعدش عصر پاشدم ( شب دیگه ) باز رفتیم بیرون. اول رفتیم بستنی بخریم و بستنی های اصفهان خیلی باحالن، چون کلی طعم دو رنگ دارن و خیلی تنوع زیاده. منم اومدم بستنی نوتلا و کارامل ترکیبی رو گرفتم که بخورم بهش میگفتم ترکیب برنده. تا اینکه خوردم یکم ازش و حدس بزنید طعم چی میداد؟ کاپوچینو🤡 منم که از کاپوچینو متنفرم دادم بابام بخوره ( به قول خودش الان ملت میکن مرد گنده داره بستنی میخوره😂 ) بعدش یکم راه رفتیم باز، تاکسی گرفتیم و رفتیم یه مجتمع جدید باز کرده بودن به اسم اصفهان مال. ما رفتیم توش گشت زدیم و بگم که شبیه شیراز ماله دقیقا، فقط گیم نت و اون مغازه کتاب و لوازم تحریر فروشی و کافه بزرگه رو نداره جاش چیزای دیگه داره. اما قیمتاش اصلا فرقی با شیراز مال نداشت👍 ( کیف هایگ کپی هفت و نهصد؟ برو بابا ) اره خلاصه ما گشت زدیم داخلش و من یه قسمت پیدا کردم ازین دستگاه شانسی ها داشت و منم پول دادم یکیشونو خریدم، خلاصه یدونه ازین بادکنک ها که با نی باز میشه، یه دستمال مرطوب و یه آینه گیرم اومد ( نمیصرفد ) بعدشم از کنار این چیزایی که تو پاساژ ها هست بچه ها سوارش میشن رد شدیم و این لاکپشت قرمزه بدبخت رو دیدیم که مال مناطق محروم بود، چرا این شکلی شده خدا میدونه احتمالا به خاطر زندگی توی ایران بوده. ولی پله برقی های پاساژ خیلی باحال بود شبیه مار بود. ( تکنولوجیا ) بعدش دیگه رفتیم شام بخوریم.
اومدیم یه فست فودی و منم عشقم سیب زمینی سرخ کرده رو سفارش دادم، یکم طول کشید ولی آماده شد و این وسط یهو داداشم یادش اومد عه، فردا باید کاربرگ تحویل معلم کار و فناوریشون بده و کاغذ آچار نداره ( مرسی ) خلاصه بعد شام ما رفتیم دنبال کاغذ آچار که خداروشکر یه مرکز کپی پیدا کردیم ( نمیدونم چرا لوازم تحریر اینقدر کمیابه ) و گرفتیم و اومدیم. داداشم هم تا اومد خونه مجبورش کردن بشینه کاراشو بکنه ( پرسپکتیو داشتن، یادش بخیر ) اینم تا نصف شب کار کرد تا اینکه بهش گفتم میخوایم بخوابیم و اونم قبول کرد ( خیر سرم، مامانم گفت بسه اخرش ) هیچی دیگه بعدش گرفتیم خوابیدیم تا فردا بشه.
ما فردا بیدار شدیم اولین کاری که کردیم این بود که رفتیم برای ماشین روکش پیدا کنیم. بعد از دیدن چند تا و قیمت پرسیدن پشیمون شدیم و گفتیم فعلا خوبه، چشه مگه همین روکش ماشین. بعدش راه افتادیم بریم مجموعه ناژوان. اینم چند تا عکس ازون قسمته. تا رسیدیم پارک کردیم و من رفتم شوکولات خریدم و مستقیم رفتیم سمت باغ پرندگان.
بله، اینجا اینقدرررر تنوع پرنده زیاده و به ازای هر سه پرنده یکیشون طاووسه که کلا قاطی میکنی. هر جا میرفتی یه پرنده بود که از کنارت یهو رد میشد. منم از هر پرنده ای دم دستم اومد عکس گرفتم و خلاصه اش کردم گذاشتم اینجا برای شما. بخش مورد علاقه من عقاب ها بودن که خیلی خفن بودن یکیشون حتی یه صدای باشکوهی داد و حمله کرد سمت قفس👍 اصلا عالی بود. یه جای دیگه هم چند تا اردک کردن دنبال یه قو سیاه و گازش گرفتن بدبخت رو نتونستم شکار لحضه ها کنم متاسفانه خیلی سریع اتفاق افتاد. قو بدبخت اومد اینور کلا و شروع کرد خودشو تمیز کردن. اون طرف یه طاووس جلوی چشمام بال زد رفت بالای سقف بلند یه قفسی و من پشمام ریخت نمیدونستم طاووس اینقدر بلند میتونه بپره. ولی بخش مورد علاقه من عکس سمت راستی پایین هست که یه کلاغ نوک سرخ گذاشت سرشو ناز کنم😭🩷
بازم پرنده، قو سیاهه که گفتم عکس وسطی هست و طاووس خوشگلی که گفتم هم سمت چپی بالا هست.
بعدش تصمیم گرفتم برم آکواریوم ولی طبق معمول مامانم گفت گرونه و میخواست بره موزه صدف ها به جاش ( چرا؟ ) منم پس از بحثی کوتاه با پادرمیونی بابام پول بلیط خودم و بابام رو دادم با کارتم و رفتیم داخل. خیلی فضاش قشنگه، تازه رفته بودیم داخل داشتم به بابام ماهی نشون میدادم که مامانم زنگ زد گفت داداشم گوشیشو گم کرده🤡 بابام هم مجبور شد بره بیرون دنبال گوشی اون بگرده🤡🤡🤡🤡 ( نمیبخشمت ) خلاصه من خودم تنها قدم زدم تو آکواریوم و از همه چی عکس گرفتم اینام چند تا از قشنگاش هستن. بعدش رفتم بیرون و مامانم منتظرم بود. گفت بابام و داداشم رفتن یه آقایی گفته گوشیش رو پیدا کرده ( اخه این داداش دلقک من وسط اون زاینده رود خشک هست که از زیر یه پل سفید رد میشه، ازونجا هر چی سنگ دم دستش میومد خم میشد پرت میکرد گوشیش هم افتاده بود بین همین سنگا ) خلاصه مامانم گفت اونا رفتن دنبال آقاهه چی آقاهه گفته میریم سمت تله سیژ، من و مامانم هم راه افتادیم بریم اونجا که سر راه بابام و داداشم رو دیدیم که گفتن آقاهه گفته برمیگرده همین دم آکواریوم. خلاصه اونا رفتن اونجا منتظر بودن و من و مامانم هم رفتیم تله سیژ.
وقتی رسیدیم یه بلیط رفت و برگشت گرفتیم. به نظرم حتما امتحانش کنین رفتید اونجا. کل اصفهان از کنار معلومه و قشنگ پاهاتون از بین درختا رد میشه ( اگه قدتون دراز باشه البته ). و ترجیحا دو طرفه بگیرید چون خیلی طولانیه مسیر برگشت نسبت به هر دو ایستگاه. خلاصه رو هوا خیلی حال داد. یه دختر بچه هم ازون پایین برام دست تکون داد منم براش تکون دادم اینقدر خوشحال شد. بعدش که ما پیاده شدیم رفتیم سمت پارکینگ و به بابام و داداشم گفتیم ماشین رو از پارکینگ اون طرف بیارن اینور چون خیلی دور بود پیاده. یکم منتظر موندیم تا اومدن و سوار شدیم بریم ناهار بخوریم.
خب ما رفتیم خوان گستر و ناهار بازم جوج زدیم البته اینبار با کباب. اون قسمت یه محله مسیح نشینه و یه کلیسا به اسم کلیسای وانگ هم داشتن که عکسشو گذاشتم. رفتیم یکم گز خریدیم بعد ناهار و موفق شدم یه BMW قدیمی شکار کنم. ( تو شیراز هم یکی همین رنگی دیده بودم فکر کنم تو بلاگ تولدم هست ) بعدش برگشتیم هتل و خوابیدیم بازم👍 البته داداشم دیوونم کرد تا تموم کنه مشق کار و فناوری اش رو و بفرسته، بعدش تونستم بخوابم.
بیدار که شدیم تصمیم گرفتیم بازم بریم میدون نقش جهان که داخل شب خیلی قشنگ بود. خلاصه ما تا اونجا پیاده روی کردیم، یه نون دارچینی محلی هم سر راه خوردیم و بعد من موندم تا برای ماشین یکم تزئینات بخرم بیرون میدون. مامانم و داداشم رفتن، بابام وایساد و بعد که خریدم ( عکسشونو پایین سمت چپ روی داشبورد ماشین مشاهده میکنید ) با بابام رفتیم داخل دنبال مامانم و داداشم بگردیم. زنگ زدم مامانم جواب نداد، بعدشم بابام تصمیم گرفت دور از چشم مامانم قهوه بخوره و گفت بهش نگم ( خودش چند ثانیه بعد دیدنش بهش گفت- ) خلاصه بعد یه مدت مامانم زنگ زد گفت ما اونطرف هستیم، در جهت مخالف ما دقیقا بودن. پس من تصمیم گرفتم تو راه رفتن به سمت اونا دو تا گردنبند بخرم که مشاهده میکنید، یه عروس دریایی شب رنگ هم برای ماشین خریدم پایین سمت چپ ( باید جدی کار پیدا کنم ) بعد از پیدا کردن مامانم و داداشم یکم دیگه گشتیم و بعدش تصمیم گرفتیم برگردیم و بریم فست فود دیشبی شام بخوریم.
رفتیم همون فست فود و من هات داگ بدون مخلفات سفارش دادم که ای کاش این کار رو نمیکردم چون طعمش رو اصلا دوست نداشتم، یکم سیب زمینی از کنار چیزبرگر داداشم دزدیدم و یه تیکه پیتزا هم از پیتزای مامانم. خلاصه ترکیبی زدم خوردم و سیر شدم خداروشکر سیب زمینی اش بر خلاف هات داگ خیلی خوشمزه بود. بعدش رفتیم سی و سه پل و چند تایی عکس گرفتم. زیاد نتونستیم بیرون بمونیم. خلاصه ما برگشتیم هتل و گرفتیم خوابیدیم تا فردا صبح بلاخره با ماشین علی برگردیم شیراز.
صبح روز بعد بابام رفت و آخرین کار های ماشین رو هم انجام داد و بعد رفتیم برای صبحونه دونات فروشی مورد علاقم، هننی که داخل شیراز شعبه داره ولی الان آدرسش رو نمیدونم. یعنی دونات ها و میلک شیک هاش بی نظیرن، اگه داخل شهرتون شعبه داره حتما یه سر بزنید چون شاهکار خالصه. اون میلک شیک خوشگلی که سمت راست بالا میبینید رو ازونجا گرفتم و کلا عاشقشم. بعدش سوار ماشین شدیم و من اتفاقی یه وال پیدا کردم که از شیراز خریده بودم. بعدش برای اینکه حوصله ام سر نره لگو بریکسی رو که خریده بودم درست کردم. به طرز عجیبی روش نوشته بود بالای چهارده سال نمیدونم چرا، بعد بیاید بگید نه لگو برای بچه هاست. خلاصه ما اینو درست کردیم، از مناظر طبیعی راه جدید شیراز به اصفهان لذت بردیم، و چند ساعتی آهنگ گوش دادیم تا بلاخره رسیدیم شیراز خدمت شما. ببخشید طولانی شد یکم، ارادتمند شما، بام✰بو.
بامبو من الان تو میدون نقش جهانممممم 😍😆
و تعداد زیااادی پرستو تو آسمون بالای میدون دارن پرواز می کننننن 😍
راستی ، یه فکت
توی میدون کایت ( همون بادبادک ) هوا می کنن و حتی مغازه هایی که می فروشنم هست 🫠
وایی چه قشنگ
💫
چقدر خوشگلی پشمانممم😭🎀
ای وای مرسی🫡
خوش اومدی به شهرموننننننن
فکر کنم اون فست فودی که رفتین پیتزا سارا بود درست میگم؟
بله بله
راز آب معدنی هاش چیه خیلی خوب بودن😂
میدون نقش جهان تو شب 🤌🏻🤌🏻🤌🏻
واقعا خیلی قشنگهههه
🌟
بهبه امیدوارم کلی بهت خوش گذشته باشه 💫💫
منم اصفهانم 🖐🏻
ممنونننن
🧋🍓🍓
خوش اومدی
مرسییییی
خوش اومدی به شهر ما
از این اصفهان ناراحتم که گربه هاش زود در میرن و اهل ناز نازی نیستن😭
عهههه دقیقا من تعجب کردم
اصلا به مامانم گفتم چرا گربه های اصفهان فرق دارن گفت منم بچه بودم اینشکلی بودن
مامانم اهل اصفهانه
ایول چه خوب
من گربه دستی دلم میخواد😭😭😭😭😭😭😭
اگه یه سر اومدی شیراز حتما بپرس پارک خلدبرین کجاست و برو، فقط گربه داره بیشتر از نصفشون هم خودشون میپرن تو بغلت
همین الان میاـ
بعد از اینکه گربم رو آخرین با ناز کردن دیگه هیچ گربه ای رو ناز نکردم😭💔
آخی، تا حالا گربه نداشتم ولی جوجه اردک داشتم که توسط اون یکی رفت دست خدا
گربه من پنجشنبه مرد💔😭
واییی تسلیت میگم جدی🖤
نه اتفاقا من کلی گربه نزدیکای پل فلزی میشناسم که خیلی ناز شدن دوس دارنننن
من تو همه ی پارک ها مخصوصا پارک سعدی که گربه زیاد داره میام نازشون کنم قرار میکنم
الان میام خونتون نازشون کنم😭
عالی بود ✨💜
ممنون🦈
بهترین ولاگ:
آقا مرسی🫡
بهترین کاربری که براش کامنت گذاشته :
خواهش میکنم عزیزممممم💖💙❤